يكصد آيه يكصد درس - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٣
زيانكارند كسانى كه عمرشان گذشته و هيچ قدمى بهسوى تقوا برنداشتهاند.
وقتى «عبداللَّه بن رواحه» صحابى بزرگوار پيامبر، مىخواست به جنگ «موته» برود، مسلمانان براى وداع آمدند، او گريه كرد و گفت:
متوجه باشيد كه به خدا سوگند من محبتى به دنيا و بستگى به شما ندارم، و لكن گريهام براى اين است كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه اين آيه را مىخواند: «وَ انْ مِنْكُمْ الَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيّاً» و من فهميدم كه ناگزير داخل آتش مىشوم، امّا نمىدانم چطور بيرون بيايم. «١» . شيوه تبليغ . «فَقَوْلا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ اوْ يَخْشى» «٢» با او به نرمى سخن گوييد، شايد پند گيرد يا بترسد.
اين آيه به ما مىآموزد كه براى نفوذ در دل ديگران، از چه راهى بايد وارد شد و چگونه با افراد لجوج و لجامگسيختهاى چون فرعون، برخوردى جهتدار و ارشاد كننده داشت.
هر مكتبى بايد جذبه منطقى داشته باشد و كسى كه داعيه رهبرى آن را برعهده دارد، بايد از سعه صدر، منطق قوى و دليل متين و روشن برخوردار باشد، چه در حدّ رسالت، چه در حدّ امامت يا فقاهت.
از اين رو، نخستن دستور قرآن براى نفوذ در دل مردم (هر چند افراد گمراه و آلوده) برخورد ملايم و همراه با مهر و عواطف انسانى است و توسل به خشونت در مرحلهاى است كه برخوردهاى دوستانه و منطقى، مؤثر نباشد. «٣»