يكصد آيه يكصد درس - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٦
اينكه در عباد واقعشدى آنوقت «فَادْخُلى جَنَّتى» نه الْجَنَّة، آن جنت مال ديگران است آن جنت با همه عرض و طولش مال «عباد صالح» است، «عبادى» نيست مال «عبادى» آنچه ديگر هيچ نيست جز عبادت آن هم عبادت «هو» وقتى آنجا رسيدى، «ادْخُلى جَنَّتى» جنّت لقاء، جنت ذات نه جنت ديگران.» «١» آرى، اجر و پاداش اين گونه بندگان را فقط خدا مىداند و بس. خدا آنها را داخل جنّت و مقام «عبادى» مىكند. به همين جهت، اين سوره را به امام حسين (ع) نسبت دادهاند «٢» كه از مصاديق «اتم و اكمل» نفس مطمئنّه بود، همين طور كه معصومين ديگر چنيناند.
. گردنه بسيار مشكل . «فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ وَ ما ادْريكَ مَالْعَقَبَةُ فَكُّ رَقَبَةٍ اوْ اطْعامٌ فى يَوْمٍ ذى مَسْغَبَةٍ يَتيماً ذامَتْرَبةٍ اوْ مِسْكيناً ذامَتْرَبَةٍ ثُمَّ كانَ مِنَ الَّذينَ امَنُوا وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَواصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ» «٣» ولى او (انسان ناسپاس) از آن گردنه سخت نگذشت و تو نمىدانى آن گردنه چيست؟
آزادكردن برده يا غذادادن در روز گرسنگى يتيمى از خويشاوندان را يا مستمندى خاكنشين را. آنگاه از كسانى باشد كه ايمان آورده و يكديگر را به شكيبايى و رحمت توصيه مىكنند.
پس از يادآورى خلقت انسان و نعمتهايى كه به او داده و اينكه وى را به دو راه خير و شر آشنا كرده است، اكنون ناسپاسى انسان در برابر آن همه نعمت و امكانات را مطرح كرده، مىفرمايد: «فلا اقتحم العقبة» اين انسان ناسپاس از آن گذرگاه سخت عبور نكرد.
اقتحام، عبور و داخلشدن با سرعت و فشار و شدت است. عقبه نيز به معناى