يكصد آيه يكصد درس - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٩
متوجهمىشود و آن را نتيجه تدبير و علم خود مىداند و نقش هر عامل ديگرى از جمله عامل حقيقى، يعنى خدا را انكار مىكند و مىگويد: من خود علم به راههاى كسب ثروت و به دستآوردن مال و نگهدارى آن را داشتم و اينها را بر اثر آن علم، تدبير و كاردانى به دست آوردهام.
«انَّما اوتيتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدى» «١» اين را به خاطر كاردانى خودم به من دادهاند.
. همنشينان بد . «وَ قَيَّضْنا لَهُمْ قُرَناءَ فَزَيَّنُوا لَهُمْ ما بَيْنَ ايْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ ...» «٢» و برايشان دمسازانى گذاشتيم و آنچه در دسترس ايشان و آنچه در پى آنان بود، در نظرشان زيبا جلوه دادند.
فلسفه تسلّط بدان در اين آيه سخن از چگونگى هلاكت دشمنان خداست؛ خداوند همچنان كه براى تأييد و تقويت ايمان مؤمنان، فرشتگانى مىفرستد، براى گمراهى و هلاكت دشمنان خود نيز عواملى قرار مىدهد و كسانى را از شياطين انس و جنّ مىگمارد:
«الَمْ تَرَ انَّا ارْسَلْنَا الشَّياطينَ عَلَى الْكافِرينَ تَؤُزُّهُمْ ازّاً» «٣» آيا نديدهاى كه ما شياطين را به سوى كافران فرستاديم تا آنها را بشدت تحريك كنند.
اين تسلّط شياطين به كيفر روگردانى از ياد و توجه به خداست: