يكصد آيه يكصد درس - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٨
.
خداوند، مؤثر حقيقى . «لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ وَالَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دوُنِهِ لا يَسْتَجيبُونَ لَهُمْ بِشَىْءٍ الَّا كَباسِطِ كَفَّيْهِ الَى الْماءِ لِيَبْلُغَ فَاهُ وَ ما هُوَ بِبالِغِهِ وَ ما دُعاءُ الْكافِرينَ الَّا فى ضَلالٍ» «١» دعوت حق از آن اوست، آنانى كه جز او را مىخوانند هيچ پاسخشان را نمىگويند، همانند كسى كه دو دست بهسوى آب برد تا آب به دهان رساند ولى نتواند و دعاى كافران جز بهگمراهى نيست.
دعاى حقيقى «دعا» يعنى جلب توجه كردن و كسى را خواندن تا بهسوى دعا كننده توجه كند و مطلوب وى را برآورده سازد. با توجه به اين مفهوم، دعاى حقيقى درجايى است كه خوانده شده دعاى دعا كننده را بفهمد تا بهسوى وى توجه كند و قدرت برآوردن حاجت او را هم داشته باشد؛ اما دعا كردن و خواستن كسى كه درك و شعور نداشته باشد يا توان برآوردن حاجت دعا كننده را ندارد، دعاى حقيقى نبوده و گمراهى است، گرچه صورت دعا داشته باشد. خداوند با توجه به اين مطلب مىفرمايد:
دعاى حقيقى تنها از آن خداست (زيرا هم دعاى دعاكننده را چه پنهان و چه آشكار مىشنود، هم آن را اجابت مىكند) و اما ديگرانى كه غير خدا را مىخوانند، آن خوانده شده توان برآوردن حاجت دعا كنندگان را ندارند (زيرا يا اصلًا دعاى دعاكننده را نمىفهمند، مانند وقتى كه خدايشان بتها باشند و يا اگر هم مىفهمند، مانند وقتى كه خدايانشان، ملائكه، جن يا ارواح هستند، ولى قدرت اجابت را ندارند. آنان خود بنده خدايند و مسخر اراده خداوند و از خود هيچ قدرتى ندارند، پس دعا كردن به پيشگاه اين خدايان يك دعاى ناحق است و باطل.) پس اين دعاها حق و حقيقتى ندارند و دعايى است در گمراهى. «٢»