يكصد آيه يكصد درس - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٤
و اگر ما، درى از آسمان به رويشان باز مىكرديم تا پيوسته در آن بالا روند، هر آينه مىگفتند:
جز اين نيست كه ديدگان ما بسته شده و در واقع ما بطور جمعى جادو شدهايم.
مراتب عناد افرادى كه تقواى درونى را در خود بهوجود نياورده و يا به آن پاىبند نيستند، اگر در برابر حق قرار گيرند و آن را سدّى در برابر منافع خود ببينند، به مقابله پرداخته و بهجاى پذيرش آن، عناد مىورزند، امّا اين عناد ورزيدن مراتب مختلفى دارد، گاهى شخص، از فطرت خود فاصله زيادى نگرفته و به همين جهت حق را حق و زيبا و باطل را باطل و زشت مىبيند، ليكن تنها براى حفظ منافع خود در عمل، زير بار آن نرفته و مخالفت مىكند، اين شخص اگر به فطرت و و جدان خود رجوع كند مورد سرزنش درونى قرار گرفته و چهبسا نيروى مقاومت در برابر حق را از دست مىدهد.
ولى شخص معاند در اثر تكرار مخالفت با حق كارش بهجايى مىرسد كه ديگر زيباييها و حقايق را آنطور كه هست نمىبيند، بلكه حقايق را باطل و زشت و باطلها و بديها را خوب و زيبا مىبيند؛ مانند كسى كه در اثر دروغگويى زياد، دروغ گفتن را خوب و نشانه زيركى و هوشمندى بداند. قرآن در مورد اين گروه مىفرمايد:
«افَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَاهُ حَسَناً» «١» آيا كسى كه عمل بدش براى او آراسته شده و آن را خوب و زيبا مىبيند (همانند كسى است كه واقع را آنچنان كه هست مىيابد)؟! گاهى مرتبه عناد از اين هم بالاتر مىرود و سراسر وجود شخص را فرا مىگيرد و سبب كوردلى كامل او مىگردد؛ در اين مرحله نهتنها حقايق را نمىبيند و باطل را مىپذيرد، بلكه دست به توجيه مىزند و اگر با بديهىترين دلايل هم، راه درست را به او نشان دهند، منكر شده و محسوسات عينى را كه مورد مشاهده همه است، انكار مىكند.
مخالفان پيامبران گاهى به اين مرحله مىرسيدند و آيه مورد بحث به اين حقيقت اشاره