يكصد آيه يكصد درس - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٨
اين حكومت، ثروت، قدرت و شوكت ظاهرى عزّت نما، يك روى سكّه است. روى ديگر سكه معضلات فرهنگى، انسانى، اجتماعى و اخلاقى است كه كافران به آن گرفتارند.
دنياى كنونى غرب بخوبى بيانگر اينمعناست. سراب عزت غرب چهبسيار مسلمانان سست ايمان را به خود جذب و مشتاق كرده است، در حالى كه حقيقت اين سراب عزت نما، فساد، فحشا، غارت، تجاوز و وحشيگرى است و چه بسيارند كسانى كه به اميد عزت بهسوى اين سراب رفتهاند و به هيچى و پوچى آن رسيدهاند و سرافكنده و شرمسارند.
منبع عزّت خداست عزّت و شوكت و سرافرازى، فرع ملك و دارايى است. كسى كه مالك حقيقى باشد، عزيز است، چون بىنياز از ديگران است و همه به او نيازمندند. هيچگاه دست نياز به سوى كسى دراز نمىكند، و همه دست نياز به سوى او دراز مىكنند و اين است عزت و سرافرازى حقيقى و چنين عزّتى جز در نزد خدا يافت نمىشود و چون خداوند تنها مالك حقيقى و مالك مطلق است پس او تنها عزيز حقيقى است و عزت مطلق از آن اوست.
غير خدا، كسى عزيز است كه با منبع عزت، اتصال داشتهباشد و هر چه ارتباط و اتصال بيشتر باشد، عزت بيشتر است. پيامبران و پيروان آنان عزيزند، چون با عزيز مطلق رابطه دارند و از او كسب عزت مىكنند؛ چه اينكه كسب عزت از غير او محال است، ازاينرو خداوند به پيامبرش تعليم مىدهد كه بگويد:
بگو: بار خدايا تو مالك ملكى به هر كس خواهى ملك دهى و از هر كس خواهى ملك را بگيرى هر كه را بخواهى عزّت مىدهى و هر كه را بخواهى ذليل مىكنى. «١» در آيه ديگر نيز مىفرمايد:
«وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لكِنَّ الْمُنافِقينَ لا يَعْلَمُونَ» «٢» عزت فقط از آن خدا، پيامبرش و مؤمنان است، ولى منافقان نمىدانند.