يكصد آيه يكصد درس - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٦
آرزوها و انتظارات بيجا قرآن از اهل كتاب (يهود و مسيحيان) نقل مىكند كه آنان خود را قوم ممتاز و برگزيده مىدانستند و هركدام خود را فرزندان و دوستان خدا مىناميدند و گمان مىبردند كه اگر گناه كردند، عذاب نخواهند شد. «١» به ذهن برخى از مسلمانان نيز چنين خيالاتى راه يافته بود كه چون مسلمان شدهاند، حق منت بر خدا و رسول او دارند، حال اگر مرتكب گناهى شدند در دنيا يا آخرت نبايد كيفر ببينند. قرآن اين نوع عقايد را «امانى» يعنى آرزوها خوانده است نه مطابق آرزوها و آمال شما خواهد بود و نه مطابق آرزوها و آمال اهل كتاب؛ هر كس بدى كند كيفر مىبيند؛ «مَنْ يَعْمَلْ سُوءً يُجْزَ بِهِ».
ايمان و عمل صالح، سبب نجات خداوند با هيچ ملت و قومى، رابطه خويشاوندى ندارد؛ همه انسانها بنده او هستند و قانون الهى، عام و فراگير است. هر كس مرتكب گناهى شود، كيفر آن گناه را مىبيند، همچنان كه از هر كس عمل صالحى سرزند، سزاوار پاداش است اگرچه كفر كافر، عمل نيكش را بىاثر و آن را حبط و نابود مىكند و در آخرت فقط كفر و گناهانش مانده و حق است كه به جهنم رود. «٢» زن و مرد، در جزا و پاداش يكسانند پيشينيان از اهل مذاهب مختلف از قبيل هندو و ساير بتپرستان مىپنداشتند كه زنان، به هيچ وجه، عملى ندارند و اعمال صالح آنان پاداش ندارد. از يهود و مسيحيان نيز چنين به ظهور رسيده كه زنان نزد خدا، خوار و بىمقدارند، چون خلقتشان ناقص است.
هر چه حرمت و كرامت است از آنِ مردان است. عرب جاهليت نيز چنين مىپنداشت «٣» ولى اسلام بر اين عقايد ناصحيح، خط بطلان كشيد و اعلام كرد كه بين زن و مرد، هيچ