يكصد آيه يكصد درس - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٧
نفس خويش، حالات و روحيات، نيّات و انگيزههاى خويش آگاهند و خود را بهتر از هر كس مىشناسند. اين علم و آگاهى، ذاتى و فطرى است. انسانهاى باتقوا به اين علم و آگاهى اعتراف كرده و مىگويند:
«انَا اعْلَمُ بِنَفْسى مِنْ غَيْرى وَ رَبى اعْلَمُ بى مِنى بِنَفْسى» «١» من به خودم از هر كس آگاهترم و خداوند به من از خودم آگاهتر.
انسانهاى گناهكار و گمراه، در مقام انكار اين آگاهى برآمده و به عذرتراشى مىپردازند، در حالى كه خود به انكار و موجّه نبودن عذرهاى خويش واقفند.
علم به نفس واعمال خويشتن، يكى از مواهب بزرگ خداوند به انسان است و با تكيه بر همين علم است كه علماى اخلاق توصيه مىكنند، آخر روز، انسان با خويش خلوت كند و به حساب اعمال خود برسد و خوب و بد آنها را محاسبه كند، چون در تنهايى، ديگر نيازى به عذرتراشى نيست و او رها از عذرها به واقعيت و انگيزههاى اعمال خويش مىنگرد و خوب و بد آنها را مىبيند. چه خوب است كه انسان از عذرتراشيها و ظاهرسازيهاى شيطانى پرهيز كند و واقعيت نفس خود را درنظر بگيرد و در زيباسازى باطن خود بكوشد تا ظاهرش نيز زيبا جلوه كند و گرنه اگر باطن زشت باشد و ظاهر را زيبا جلوه دهد، خداوند زشتى باطنش را آشكار خواهد كرد. امام صادق (ع) دراينباره فرمود:
«به چه كار كسى مىآيد (و چه فايدهاى دارد) كه خوبيش را آشكار كند و بديش را بپوشاند؟
آيا اين طور نيست كه وقتى به خودش رجوع مىكند مىداند كه چنين نيست؟ و خداى سبحان مىفرمايد: بلكه انسان بر نفس خويش آگاه است. به درستى كه اگر باطن (انسان) اصلاح شد، ظاهرش نيز نيرومند مىشود.» «٢»