يكصد آيه يكصد درس - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨١
نداشتن آگاهى صحيح از اين عقيده، آن را باطل دانستهاند، از اين رو در يك نگاه كوتاه به بررسى مسأله بداء مىپردازيم.
وقتى كسى عزم بر انجام كارى كند و بعد بر او معلوم گردد كه انجام آن فعل مطابق مصلحت نيست و پشيمان شود، اصطلاحاً گفته مىشود براى او «بداء» حاصل شده است.
بداء در مورد خداى تعالى بهمعنى فوق صحيح نيست بلكه بهمعناى آشكار كردن و نماياندن است. بدين صورت كه خداوند تقديرى مشروط، معين فرموده و در لوح محو و اثبات، ثبت شده است. بعد با توجه به حاصل نشدن آن شرط، آن تقدير محو و حكم و تقدير ديگرى ثبت مىشود؛ ولى علم و قضاى خدا ترديد بردار نيست و در لوح محفوظ ثبت است و اگر كسى بر لوح محو و اثبات به اذن خدا اطلاع پيدا كند، مقدراتى مىبيند و از وقوع آنها خبر مىدهد. بعد ممكن است بعضى از آنها بهخاطر حاصل نشدن شرايط لازم، واقع نشود و دراينجا بر ما روشن مىگردد كه تقديرى كه ما منتظر آن بوديم از مقدرات حتمى خداوند نبوده و قضاى ترديدناپذير حق بر آن تعلق نگرفته است. اين معناى «بداء» است.
. تبيين حقايق به زبان مردم . «وَ ما ارْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ الَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدى مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ» «١» هيچ پيامبرى را جز به زبان مردمش نفرستاديم تا بتواند پيام خدا را برايشان بيان كند. پس خدا هر كه را بخواهد گمراه مىكند و هر كه را بخواهد هدايت مىكند و او مقتدر و حكيم است.
همزبانى در اين آيه شريفه مىفرمايد: «هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر به زبان قومش» در