يكصد آيه يكصد درس - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٢
اينكه منظور از «قوم» در اين آيه چيست؟ دو نظر وجود دارد:
الف- منظور قومى است كه براى هدايت آنها برانگيخته شده است.
ب- منظور قومى است كه در بين آنها به دنيا آمده و رشد و نمو نموده و به زبان آنها سخن مىگويد.
البته هر دو نظريه بالا در اين مطلب مشتركند كه پيامبر بايد، همزبان قومى باشد كه براى هدايت آنها مبعوث شده است و اما غالب پيامبران براى هدايت همان قومى فرستاده شدهاند كه در بين آنها متولد شده و رشد و نمو نمودهاند و بعضى از پيامبران هم كه براى هدايت اقوام ديگر برانگيخته شدهاند، قبل از بعثت با آن قوم رابطه داشته و زبان آنها را ياد گرفته و همچون فردى از آن قوم شدهاند. پس صحيحتر اين است كه منظور از قوم را همان افرادى بدانيم كه پيامبر براى هدايت آنها مبعوث شده است. «١» زبانشناسى دومين نظريهاى كه در مورد «همزبانى» پيامبر با «مردم» ارائه شده است دانستن «زبان عصر و نسل» است؛ بدين معنا كه خداوند پيامبران را متناسب با زمينههاى ذهنى جامعه خود آنان برانگيخته و همچنين همزبان با مردم عصر خويش مبعوث كرده است؛ زيرا شناخت عنصر زمان و همزبانى با آن جزو جوهر تبليغ راستين است و نزديك شدن به نسل و تفاهم داشتن با آنان و مجهّز بودن به شناخت زمان و مسائل عصر از عنصر لازم و ضرورى يك رهبر است و همزبانى رهبر با مردم، منحصر به زبان مادرى نيست، بلكه زبان زندگى و زمانى، زبان ايدئولوژيكى و سياسى و زبان فكرى و فرهنگى رهبر و مبلّغ با مردم بايد يكى باشد. «٢» چنانكه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:
«انَّا مَعاشِرَ الْانْبِياءِ امِرْنا انْ نُكَلِّمَ النَّاسَ عَلى قَدْرِ عُقُولِهِمْ» «٣» ما پيامبران، مأموريم كه با مردم به اندازه توانايى عقلشان، سخن بگوييم.