يكصد آيه يكصد درس - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥
.
استجابت دعا . «وَ أِذا سَئَلَكَ عِبادى عَنى فَأِنى قَريبٌ اجيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ أِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجيبُوا لى وَلْيُؤْمِنُوا بى لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ» «١» هر گاه بندگانم از تو درباره من بپرسند، (بايد بدانند) كه من نزديكم، دعاى دعا كننده را هنگامى كه مرا بخواند (و از من حاجات خود را بطلبد) اجابت مىكنم، پس بايد مرا اجابت كنند و به من ايمان آورند، بدان اميد كه رشد يابند.
دعا و روح بندگى بنده، هنگامى كه وجود سراسر نياز خود را در برابر خداوند بىنياز مىبيند، جز اعتراف به فقر نامحدود خود چارهاى ندارد، كه فرمود: اى مردم! شما به خداوند نيازمنديد و خداست آن بىنياز ستوده:
«يا أَيُّهَاالنَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ أِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِىُّ الْحَميدُ» «٢» از نيازمند جز عرض نياز چه بر مىآيد؟ و از آن بىنياز ستوده، آن غنى حميد، جز رفع حاجت چه انتظارى است؟
«الُّدعاءُ مُخُّ الْعِبادَةِ» «٣» «دعا» مغز و حقيقت عبادت است.
پس، روح بندگى، در دعا و عرض نياز است و از اين روست كه فرمود:
«قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبى لَوْلا دُعاؤُكُمْ ...» «٤»