يكصد آيه يكصد درس - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٥
«قالَ اجْعَلْنى عَلى خَزائِنِ الْارْضِ انى حَفيظٌ عَليمٌ» «١» (يوسف) گفت: مرا سرپرست خزائن سرزمين (مصر) قرار ده كه من نگهدارنده و آگاهم.
آن حضرت در زمانى كه مشكلات مىخواهد به سرزمين مصر هجوم آورد و كار در آن جا، تلاش فراوانى را مىطلبد، آمادگى خود را براى قبول آن پست اعلام مىدارد.
حضرت على (ع) نيز هنگام پذيرش منصب حكومت، به همين هدف عالى اشاره كرده، مىفرمايد:
قسم به خدا اين كفش (كفش پارهاى كه وصله مىزد) نزد من از حكومت بر شما محبوبتر است، مگر اينكه حقى را بر پا دارم و يا باطلى را دفع كنم. «٢» . سوگند شيطان . «قالَ فَبِعِزَّتِكَ لِاغْوِيَنَّهُمْ اجْمَعينَ الّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الُمخْلَصينَ قالَ فَالْحَقُّ وَ الْحَقَّ اقُولُ لَامْلَانَّ جَهَنَّمَ مِنْكَ وَ مِمَّنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ اجْمَعينَ» «٣» (شيطان) گفت: به عزّتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم كرد، مگر بندگان خالص تو را خدا فرمود: حق [از من] است و حق را مىگويم: هر آينه جهنم را از تو و هر كس از آنان كه تو را پيروى كند، از همگىشان، خواهم انباشت.
آنگاه كه خداوند انسان را خلق كرد و ملائكه را به سجده او امر نمود، همه ملائكه سجده كردند، جز ابليس كه خود را از آدم برتر شمرد و تكبر ورزيد و از سجده امتناع كرد. خداوند او را توبيخ كرد كه چرا بر انسانى كه او را با دو دست خود- يعنى با كمال