يكصد آيه يكصد درس - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٤
در طول تاريخ، پيامبران با دو طبقه عمده برخورد داشتهاند، اول كاخ نشينان و قدرتمندان كه بيشتر جبهه مخالف را تشكيل دادهاند و عده قليلى از آنان به پيامبران ايمان آوردهاند، آن عده قليل نيز يا ثروتمندان و قدرتمندانى بودهاند كه در همه حال اخلاق كوخنشينى داشتهاند و يا در آنان انقلاب فكرى حاصل شده است.
دوم كوخنشينان و پابرهنگان؛ اغلب طرفداران پيامبران از اين طبقه بودهاند و پيامبران نيز نجات آنان از يوغ ظلم و ستم كاخنشينان را در صدر برنامههاى خويش قرار دادهاند.
در بررسى نهضتهاى حقطلبانه و الهى، هميشه گروه اول در مقابل پيامبران و گروه دوم را همراه پيامبران و مصلحان مىبينيم و از اينجاست كه مىتوان فهميد اگر نهضتى ادعاى حقطلبى داشته باشد، ولى پيروانش از طبقه كاخ نشين باشند، بايد در صداقت آن شك كرد و هرگاه پابرهنگان مؤمن و كوخ نشينان مجاهد از سوى سران نهضتى طرد شدند و مورد بىمهرى قرار گرفتند، بايد باور داشت كه نهضت و انقلاب، استحاله شده و حق از آن رخت بر بسته و باطل جايگزين آن شده است، گرچه داعيه حقطلبى و فرياد حقخواهى شان بلند باشد.