يكصد آيه يكصد درس - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٨
به آن آرام گيرد و اگر فتنهاى به او رسد (و با مصيبتى مورد آزمايش واقع شود)، رو برمىتابد (و كفر مىورزد) در دنيا و آخرت زيانكار است و آن زيانى آشكار است. او غير خدا كسى را مىخواند كه نه زيانى به او مىرساند و نه سودى. اين گمراهى عميقى است. او جز خدا كسى را مىخواند كه ضررش نزديكتر از نفع اوست، چه بد مولا و همنشينى است! در آيه مزبور از پرستش بعضى از مردم با تعبير «عَلى حَرْفٍ» سخن بهميان آمده است كه مىتواند داراى دو معنى زير باشد:
الف- اگر حرف را كنايه از زبان بدانيم، معناى آيه چنين مىشود: بعضى از مردم ايمان كامل ندارند و خدا را تنها به زبان مىپرستند و ايمانشان قلبى نيست. بنابراين، از ايمان سطحى برخوردارند.
ب- در صورتى كه حرف را به معناى لبه و كنار چيزى بدانيم، معناى آيه چنين خواهد بود: آنها در متن ايمان و اسلام قرار ندارند، بلكه در حاشيه و كنار آنند. در اين صورت همانند افراد فرصتطلبى هستند كه در كناره لشگر ايستاده، منتظرند تا اگر شكستى پيش آيد، فرار كنند و چنانچه غنيمتى بدست آيد، خود را در آن سهيم بدانند. «١» كسانى كه از ايمان سطحى برخوردارند، همواره مضطرب و متزلزلند؛ هر دم بهسويى رو مىآورند و از آرامشى كه در پرتو ايمان كامل بهدست مىآيد، برخوردار نيستند.
مصيبتها و سختيها، معيار و محك مناسبى براى سنجش ايمان افراد است. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:
«الْايمانُ نِصْفانِ فَنِصْفٌ فِى الصَّبْرِ وَ نِصْفٌ فِى الشُّكْرِ» «٢» ايمان دو نيمه است، نيمى از آن در صبر و نيمى در شكر قرار دارد.
افرادى كه داراى ايمان ضعيفى هستند، نه در مقابل مشكلات، صبر دارند و نه شكرگزار نعمت خداوند هستند.