يكصد آيه يكصد درس - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٥
تبيين يك اصل اساسى اين آيه به يك اصل اساسى در جوامع انسانى اشاره دارد، و آن وجود گروهى انديشمند و متعهد در ميان جوامع است كه در برابر مفاسد ايستاده و مردم را از فساد در زمين نهى مىكنند و جامعه را در طريق اصلاح، هدايت و راهنمايى مىكنند. در همين راستا قرآن، دانشمندانى را كه در جامعه سمت رهبرى و هدايت مردم را دارند بيشتر مورد خطاب قرار داده و مؤاخذه مىكند كه چرا به تكليف خود كه هدايت عامه مردم و جلوگيرى از ارتكاب گناهان است، عمل نمىكنند. درباره علماى اديان گذشته مىفرمايد:
«لَوْلا يَنْهاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَالْاحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْأِثْمَ وَ اكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما كانُوا يَصْنَعُونَ» «١» چرا دانشمندان نصارا و علماى يهود، آنان را از سخنان گناهآميز و خوردن مال حرام نهى نكردند؟! چه زشت است عملى كه انجام مىدادند.
انديشمندان بسان گلبولهاى سفيد وجود دانشمندان مسؤول در جامعه، بسان گلبولهاى سفيد در بدن است، وظيفه گلبولهاى سفيد در بدن، مبارزه با انواع ميكروبها است. بديهى است كه اگر روزى اين گلبولها بنا به عللى از بين بروند، بدن انسان چنان مورد تاخت و تاز ميكروبهاى كشنده قرار مىگيرد كه بسرعت، انواع بيماريها به او حملهور شده، آن را از پاى درمىآورند.
جامعه انسانى نيز چنين است، اگر جامعهاى خالى از انديشمندان متعهد باشد و يا به اوامر و نواهى آنها وقعى گذاشته نشود و انسانها مطيع لذتهاى محض دنيايى گردند، ميكروبهاى فساد و انحراف با هجوم بىوقفه خود به پيكر اجتماع، آن را نابود خواهند كرد.
نهى كنندگان از منكر در امان از عذاب فراگير قرآن به اين حقيقت اشاره دارد كه اگر عدهاى مرتكب گناه شدند و عدهاى ديگر