يكصد آيه يكصد درس - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٧
نمىرسد. پس بر همگان بويژه كسى كه مىخواهد عنوان مبلّغ دين را داشته باشد، لازم است به جهاد با جهل برخاسته، معارف دين را فراگيرد. چنانچه چنين توفيقى پيدا كرد، مهمترين شرطى را كه يك مبلّغ دينى بايد داشته باشد، به دست آورده است زيرا كه هم خود به سوى كمال، راه يافته است و هم مىتواند ديگران را بسوى آن راهنمايى كند.
پس لازم است عدهاى از مردم، دامن همّت به كمر زده، معارف دين را فرا گيرند و در مرحله بعد، قشرهاى مختلف جامعه را با آن آشنا نمايند تا عملى برخلاف دستورهاى الهى انجام نگيرد و معارف دين، معيار تشخيص حق و باطل و نيك و بد باشد نه سليقه و ميل افراد. البته نه در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله و نه امروز، براى همه افراد مقدور نبوده و نيست كه از شهر و ديار خود كوچ كنند و به حضور رهبران دينى بشتابند و احكام و معارف دين را از آنها كسب كنند پس بايد از هر منطقهاى، تعدادى بهسوى مراكز علمى كوچ كنند و در مسائل دين، فهم و بصيرت يابند و بعد از فراگيرى علوم دينى برگردند و وظيفه انذار را انجام دهند. كوچ كردن براى كسب معارف دينى به تنهايى هدف نيست، بلكه مقدمهاى است براى هدف بعدى؛ يعنى انذار و ترساندن مردم از عواقب خطرناك اعمال و عقايد زشت بهوسيله بيان احكام و معارف دين، تا بدين وسيله، جامعه اصلاح شود و زمينه رشد و تعالى فراهم گردد.
منظور از تفقّه چيست؟
در اصطلاح امروز، فقه، علم به احكام فرعى است و فقيه يعنى عالم به احكام تكليفى فرعى؛ ولى در آيه شريفه، منظور از آن فهم و شناخت عميق از اصول و فروع دين، احكام، عقايد و اخلاق است، چون در آخر آيه شريفه مىفرمايد: تا بعد از تفقه، قوم خويش را انذار كنند و معلوم است كه انذار با بيان فقه اصطلاحى يعنى با بيان احكام عملى صورت نمىگيرد، بلكه احتياج به بيان اصول عقايد (بهويژه معاد) هم دارد. «١» پس بر مبلّغان دينى است خود را به سلاح علم و عمل مجهز سازند و با مطالعه و تحقيق در مسائل اعتقادى، اخلاقى و عملى، آمادگى جوابگويى به سؤالات و شبهات مردم را در خود ايجاد كنند و