يكصد آيه يكصد درس - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٦
را حلال يا حرام كند. حرام شمردن حلال، تجاوز به حق قانونگذارى و خارجشدن از حدود الهى است و هر كس چنين عملى را مرتكب شود، از ظالمان است. خداوند، نعمتهاى دنيوى را براى بندگان خلقكرده تا از آنها در مسير بندگى خدا استفاده كنند و اگر كسى خود را ملزم به ترك استفاده از نعمتها كند، بخشش و نعمتِ خداى تعالى را ردّ كرده، حلال خدا را حرامشمرده، از دايره عبوديت و بندگى خارجشده و با خداوند به نزاع برخاسته است.
آيا آيه فوق با زهد منافات دارد؟
براى پاسخ به اين پرسش ابتدا بايد بدانيم زهد چيست؟ استاد مطهرى مىنويسد:
برحسب تعريفى كه از نهجالبلاغه «١» استفاده مىشود، زهد حالتى است روحى و زاهد از آن نظر كه دلبستگيهاى معنوى و اخروى دارد به مظاهر مادى زندگى بىاعتنا است و اين بىاعتنايى نه تنها در ضمير اوست، بلكه در مرحله عمل هم ظاهر و آشكار است. او عملًا از تنعّم و تجمّل و لذتگرايى پرهيز دارد و به حداقل تمتّع و بهرهگيرى از ماديات اكتفا مىكند. «٢» پس زهد يعنى مشغول نشدن به زندگى دنيا، نه برخوردار نشدن از آن. البته جهت رسيدن به مقام زهد، انسان بايد با خواهش نفس مبارزه كند و پارهاى لذّات مباح را ترك كند تا نفس قانع گردد و علاقهاش به نعمتهاى ظاهرى مادى كم گردد ولى اين كار با آيه منافات ندارد چون در آيه سخن از تحريم حلال خداست و اگر در اعتقاد يا عمل نعمتى را حرام نداند بلكه در پارهاى موارد، آنهم بهطور غير دائم استفاده از بعضى نعمتها را ترك كند يا در استفاده به حداقل اكتفا كند تحريم حلال نكرده است.
شأن نزول نقل شده كه روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله قيامت، سختيها و اوضاع هولناك آن را براى مردم