يكصد آيه يكصد درس - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥١
تشبيه و تمثيل نزديكى و قرب خدا به انسان، از شدّت وابستگى ما به او سرچشمه مىگيرد. از اين رهگذر است كه در فرهنگ و ادبِ عارفان و حكيمان اين معيّت و رابطه در قالب تشبيهها و تمثيلهاى گوناگونى تجلّى يافته است؛ از جمله: دريا و ق يكصد آيه يكصد درس ١٦١ ابراهيم اسوه برائت از كافران طرههايش، گل و برگهايش، جسم و سايهاش، دريا و امواجش، گل و عطرافشانيش. «١» ولى هيچ يك از آنها نمىتواند بدرستى بيانگر نوع ارتباط خدا با جهان و انسان باشد و خود قرآن كه نزديكبودن خدا به انسان را نزديكتر از شاهرگ و شريان قلب مىخواند براى تقريب ذهن است وگرنه قرب خدا از آن بالاتر و برتر است، هرچند مثالى رساتر از آن در محسوسات پيدا نمىشود. «٢» صاحب الميزان در اين باره مىنويسد:
«جمله «نحن اقرب اليه من حبل الوريد» مىخواهد مقصود را با عبارتى ساده و همه فهم ادا كند وگرنه مسأله نزديكى خدا به انسان مهمتر از اين و خداى سبحان بزرگتر از آن است، چرا كه خداوند كسى است كه نفس آدمى را آفريده و آثارى براى آن قرار داده است. او بين انسان و نفسش و بين او و افعالش واسطه و حتى از خود انسان به وى نزديكتر است و چون اين مطلب، مهم و تصوّرش براى مردم دشوار است آن را در حدّاقلّ عبارت ممكن بيان كردهاست.» «٣» . آفرينش حسابشده . «انَّا كُلَّ شَىْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ» «٤» «البتّه ما هر چيزى را به اندازه آفريديم.