يكصد آيه يكصد درس - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٨
مطرح مىكند كه اين استحقاق من بوده، بنابراين كسى بر من منّتى ندارد. «١» در قسمت آخر آيه نيز مىفرمايد: اينها نمىدانند، ما به آنها نعمت داديم تا امتحانشان كنيم، همچنان كه پيشينيان را نيز آزموديم و به كسانى همچون قارون نعمتهاى بسيار داديم، ولى آنان خداوند را انكار كردند و آن نعمتها را نتيجه علم و كاردانى خويش دانستند و وقتى قهر خدا رسيد، مال و ثروت آنان دردى از آنان دوا نكرد.
خصوصيات انسان خود محور ١- مصيبتها و گرفتاريها را به هر عاملى جز خود نسبت مىدهد و هيچ گمان نمىكند كه اين مصيبتها نتيجه گناهان، ستمها و نفسانيّتهاى زشت خودش است.
«اوَلَمَّا اصابَتْكُمْ مُصيبَةٌ قَدْ اصَبْتُمْ مِثْلَيْها قُلْتُمْ انَّى هذا قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ انْفُسِكُمْ» «٢» آيا هنگامى كه مصيبتى به شما رسيد (در جنگ احد) در حالى كه دو برابر آن را بر دشمن وارد ساخته بوديد (در جنگ بدر) گفتيد: اين مصيبت از كجاست؟ بگو از ناحيه خود شماست.
مصيبتها و مشكلات را به تقصير و شومى زمان، مكان و ديگران نسبت مىدهد، ولى در خود نمىنگرد تا بيابد كه:
«ما اصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ» «٣» هر بدى كه به تو رسد، از جانب خود توست.
٢- وقتى در سختى و بلا قرار گرفت، عجز و ناتوانى خود و غير خود را عيان و آشكار مىبيند و به حكم فطرت، به تنها منشأ قدرت متوجه و متوسل مىشود، اما نه توجهى از سر اعتقاد، بلكه از سر اضطرار. از همين روست كه با رفع گرفتارى، دوباره خدا را فراموش مىكند و گويا او نبود كه فرياد خدا خواهىاش به گوش فلك مىرسيد.
٣- وقتى خدا بهاو نعمتىمىدهد، برعكس زمان وقوع سختيهافقط بهخود