يكصد آيه يكصد درس - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٧
براستى شيطان گمان خويش را بر آنان تحقق بخشيده و (نشان داده كه) جز گروهى از مؤمنان، (بقيه) گمراه و پيرو او شدند.» «١» . خود محورى انسان . «فَاذا مَسَّ الْانْسانَ ضُرٌّ دَعانا ثُمَّ اذا خَوَّلْناهُ نِعْمَةً مِنَّا قالَ انَّما اوتيتُهُ عَلى عِلْمٍ بَلْ هِىَ فِتْنَةٌ وَ لكِنَّ اكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ» «٢» هنگامى كه انسان را زيانى رسد، ما را (براى حل مشكلش) مىخواند، سپس هنگامى كه از جانب خود به او نعمتى دهيم، مىگويد: «اين نعمت را به خاطر كاردانى خودم به من دادهاند»؛ ولى اين وسيله آزمايش (آنها) است، امّا بيشترشان نمىدانند.
تعبيرات اين آيه جالب و درسآموز است. قرآن مىفرمايد: «هر گاه از جانب خود به او نعمتى داديم» و با اين بيان هم نعمتبودن آن را تأييد مىكند و هم منعم حقيقى را فقط ذات حق تعالى معرفى مىكند و غير خدا را واسطههايى مىشمرد كه به خواست و اراده حق، به صورت واسطه تأثير مىگذارند، ولى هيچ كدام، عامل مستقل نيستند و اين همان توحيد نابى است كه قرآن منادى آن است:
«ما اصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ» «٣» هر خير و نيكى كه به تو رسد، از جانب خداست.
اين در حالى است كه هدايت نايافته مشرك، براى اينكه به منعم اعتراف نكند، آن نعمت را به وصف نعمتبودن نمىخواند، بلكه آن را مال، فرزند و خلاصه «چيز» مىخواند و مىگويد: «انَّما اوتيتُهُ، آن چيز كه به من داده شده ...» و با اينكه معترف است كه آن چيز را به او دادهاند، ولى نامى از خالق بخشنده و عطاكننده حقيقى نمىبرد و با صيغه مجهول فقط به او اشاره مىكند «انَّما اوتيتُهُ» و بلافاصله علم، صلاحيت و كاردانى خويش را