يكصد آيه يكصد درس - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٦
عنايت «١»- خلق كردم، سجده نكردى؟ شيطان در جواب اظهار داشت:
من از او بهترم؛ زيرا من از آتشم و او از خاك، «٢» من حاضر نيستم به بشرى كه از لجن بدبو خلق شده، سجده كنم. «٣» بعد ادعا كرد:
چون اين موجود را بر من كرامت و برترى دادهاى، اگر مرا تا قيامت واگذارى فرزندان او- جز اندكى- را تحت نفوذ خويش درمىآورم. «٤» و خداوند به او اجازه داد تا ادعايش را ثابت كند و با پياده و سواره سپاهش، شب و روز از چهار سو بر آدميان جز عدهاى قليل بتازد و اوليايش را گمراه كند. بدين ترتيب، شيطان به خاطر تكبر بر بنىآدم از بهشت رانده شد و او كه غريق درياى ضلالت گشت، تصميم گرفت تا بنىآدم را نيز چون خود به گمراهى بكشد.
در آيات ديگر شيطان با تأكيد به محضر خداوند اعلام مىكند كه من بشر را گمراه خواهم كرد «لَاقْعُدَنَّ لَهُمْ ... لَآتِيَنَّهُمْ ... لَاحْتَنِكَنَّ ... «٥» بىترديد بر سر راهشان خواهم نشست ...، بدون شك، از هر طرف بر آنان حمله خواهم برد ...، بطور حتم آنان را افسار خواهم زد؛ ولى در اين آيه لحن كلامش تندتر است. در اينجا به عزت خداوند قسم مىخورد كه همه آنان- جز بندگان مخلَص را- گمراه خواهم كرد.
متأسفانه در طول تاريخ، شيطان توانسته ادعاى خودش را ثابت كند و چه بسيار امتها را به گمراهى كشيده و هلاك ساخته است بطور مثال، خداوند در بيان سرگذشت قوم سبا مىفرمايد: