يكصد آيه يكصد درس - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣١
آيه فوق در صدد بيان اين حقيقت است كه همه انسانها با توجه به خواست فطرى خود، درصدد يافتن عزّت هستند. آنان مىخواهند در زندگى خود، شكستناپذير، پيروز و سربلند باشند، ولى در تشخيص منبع عزّت و ارتباط با آن به اشتباه افتاده و با روى آوردن به خدايان دروغين از آنان طلب عزّت مىكنند؛ چنان كه قرآن مىفرمايد:
«وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ الِهَةً لِيَكُونُوا لَهُمْ عِزّاً» «١» و آنان غير از خدا، معبودانى را براى خود برگزيدند تا مايه عزّتشان باشد! گروههاى سست ايمان نيز مفتون شوكت ظاهرى كافران شده و عزّت را در پيوند، دوستى، همراهى و همرنگى با آنان مىبينند:
«الَّذينَ يَتَّخِذُونَ الْكافِرينَ اوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنينَ أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ ...» «٢» آنان كه كافران را به جاى مؤمنان، دوست خود انتخاب مىكنند. آيا عزّت را نزد آنانمىجويند؟
قرآن، در آيه مورد بحث، هشدار مىدهد كه عزّت ذاتى و حقيقى، تنها از آنِ خداست و هر كس طالب عزت است، بايد آن را از خدا بخواهد و بس.
راه وصول ادامه آيه، راه رسيدن به عزّت حقيقى را نشان مىدهد و آن انديشه صحيح و عمل صالح است.
منظور از «كلم الطيب» سخنى است كه با نفس شنونده و گوينده سازگار باشد، بطورى كه با شنيدن آن انبساط و لذتى در او پيدا شود و نيز كمالى را كه نداشت، دارا گردد و اين وقتى است كه كلام، معناى حقّى را افاده كند، معنايى كه متضمن سعادت و رستگارى نفس باشد. چنين كلامى همان عقايد حقى است كه انسان، آن را زير بناى اعمال خود قرار مىدهد و قدر متيقن چنين عقايدى، توحيد است كه ساير اعتقادات حق