يكصد آيه يكصد درس - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٧
فتنه هم به خدا نسبت داده مىشود و هم به ديگران؛ زمانى كه فتنه از جانب خدا يا از سوى ديگران ولى به اذن خدا باشد، به معناى اختبار و امتحان است و مصلحت امتحان آن را اقتضا مىكند، اما فتنه خلق بدون اذن و دستور خدا، گناه و فساد بوده، خداوند اين فتنهگريها را نهى كرده است. فتنه خلق يعنى گمراه كردن، از ايمان بيرون بردن، آزار و شكنجهدادن، به شبهه انداختن، و چنين اعمالى مورد نهى خدا بوده و گناه است. «١» خداوند مىفرمايد:
آنهايى كه مؤمنان را به فتنه انداختند (آزار و شكنجه كردند) و از اين كار خود توبه نكردند، برايشان عذاب جهنم است. «٢» فلسفه آزمايش چرا خداوند بشر را مىآزمايد؟ آيا از نهان او آگاهى ندارد؟ خداوند، عالم به نهان و آشكار جهان خلقت است و هيچ چيز از او پنهان نيست و آزمودن او براى آگاهى يافتن نمىباشد. فلسفه فتنه و آزمايش امور زير است:
الف- مشخص و متمايزشدن خوبان از بدان: در امتحان، مؤمنان واقعى از مدعيان دروغين بازشناخته مىشوند، صدق و كذب ادعاها معلوم مىگردد و حجت بر همه تمام مىشود.
ب- خالصشدن مؤمنان: مؤمنان در كوره فتنه و امتحان خالص مىشوند و كدورتهايى كه بر اثر گناه در آنها حاصل شده، از بين مىرود. «٣» ج- از بين رفتن ظاهر زيباى كافران و منافقان: كارهاى شايسته و حسناتى كه از كافر و منافق سر مىزند، از سرِ ايمان و اعتقاد نيست و فقط زيبايىبخش ظاهر است. در كوره فتنه، اين ظواهر زيبا بتدريج از بين مىرود و باطن بدسرشت منافق و كافر