يكصد آيه يكصد درس - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٧
و توان فهم آيات آن را ندارد و به اين بهانه آن را از صحنه خارج مىسازند و گاهى مىگويند: قرآن گرچه از نظر سند و انتساب آن به خدا قطعى و يقينى است، ولى دلالت آيات بر احكام خدا و مقصود او گمانى و غيريقينى است و نمىتوان بدان اعتماد كرد. «١» شگفتا كه قرآن به هنگام تعريف، مقام اول را دارد؛ بهعنوان نور جاويدان، اقيانوس ژرف و موّاج، شكننده تاريكيها، تربيتكننده انسانها، سرچشمه دانشها و شفابخش دردها معرفى مىشود، ولى در مقام عمل و استدلال و پياده كردن و تحقق معارف آن، در نقطه پايانى قرار مىگيرد! اين برخورد امّت اسلامى است كه آنان را سزاوار سرزنش مىكند و پيامبر صلى الله عليه و آله را به شكايت از چنين امتى وامىدارد.
. قرآن و جهاد بزرگ فرهنگى . «فَلا تُطِعِ الْكافِرينَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً كَبيراً» «٢» پس، از كافران فرمان مبر و بهوسيله آن (قرآن) با آنان مبارزه كن.
بدون شك، مقصود از جهاد در اين آيه، جهاد نظامى نيست، زيرا اين آيه در مكه نازل شده است و در آن زمان، هنوز جنگ نظامى و جهاد مسلحانه تشريع نشده بود، پس اين آيه درصدد پىريزى و تحكيم مبانى فكرى و عقيدتى مردم است كه از آن به «جهاد بزرگ» تعبير مىشود.
با دقت در آيه مزبور و موقعيت اجتماعى نزول آن، ارزش زيربنايى جهاد فرهنگى روشن مىشود؛ مجاهدان اين ميدان، عالمان نستوه و دردآشنايند كه با سلاح «حكمت و موعظه حسنه» با لشكريان جهل و خرافه مىستيزند، دلها و فطرتهاى پاك انسانى را فتح مىكنند و خدا و قانون او را بر آنها حاكم مىكنند. نخستين وظيفه پيامآوران الهى نيز «ابلاغ» است.