يكصد آيه يكصد درس - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٦
قرآن، علاوه بر خسارات جبرانناپذيرى كه براى جوامع مسلمان در پى دارد پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را نيز آزرده خاطر مىسازد و از امت خويش كه سبب هَجْر و ترك عملى قرآن شدهاند به خدا شكايت كرده مانند كسى كه حقش را گرفته باشند، براى كمك و چارهجويى در پيشگاه خداوند ايستاده و خدا را گواه مىگيرد كه او هرگز در راه اجرا و زنده كردن قرآن كوتاهى نكرده است، ولى مردم آن همه زحمت را ناديده گرفتند. «١» اين شكايت پيامبر صلى الله عليه و آله خواه در دنيا باشد- چنانكه فعل ماضى (قال) و آيات بعدى دلالت دارد «٢» خواه در آخرت- چنانكه سياق آيات نشان مىدهد «٣» و چه در هر دو باشد (در دنيا به صورت اصيل و در آخرت به صورت تجسم يافته) نمايانگر سوز دل و حسرت عميق پيامبر صلى الله عليه و آله از كنارهگيرى مسلمانان از قرآن كريم مىباشد و هشدارى است به امت اسلامى كه قرآن را به صحنه زندگى بياورند.
چنانكه پيوند با قرآن داراى درجات مختلف است، ترك آن نيز مراتبى دارد. دقت در زندگى مسلمانان اين حقيقت را روشن مىسازد كه همه مردم در ترك قرآن يكسان نيستند، برخى آن را در ظاهر مىپذيرند و در باطل، كافرند و ايمان منافقانه دارند، برخى براستى آن ايمان دارند، به آن گوش فرامىدهند و خوب مىخوانند، ولى در معانى آن تدبر نمىكنند و معارف بلند آن را درنمىيابند.
برخى ديگر آن را بهعنوان نخستين پايه تشريع و قانونگذارى مىدانند، ولى تحليل و تحقيق آياتش را ترك مىكنند. عدهاى آن را اساس زندگى خويش قرار نمىدهند، در حالى كه مىدانند «قرآن پيروانش را به استوارترين راهها هدايت مىكند». «٤» عدهاى آن را قديمى و وابسته به دوران گذشته قلمداد مىكنند و در جهان پيشرفته بىاثر مىدانند و در قوانين اجتماعى به مكتبهاى سياسى و فلسفى بيگانگان روى مىآورند. مهمتر از همه گاهى مىگويند: قرآن از عالم پاك است و ما از عالم خاك و دست بشر بهساحت قدس آن نمىرسد