دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٩٨
| آستاراخان جلد: ١ شماره مقاله:١٩٨ |
آسْتاراخان ، مرکز شهرستانی به همین نام که در دو سوی مصب رود ولگا واقع شده و
بخشی از مناطق جنوبی جمهوری شوروی فدراتیو روسیه است.
وجه تسمیه: روسها این شهر را آستراخان مینامند. نخستین آگاهی دربارة آستاراخان
مربوط به سدة ٧ق/١٣م است که کوچنشینان تاتار آن را به صورت هشترخان یا حاجیطرخان
(ترخان) و نامهایی از اینگونه مینامیدند (دایرهالمعارف بزرگ شوروی، چ ٣، ٢/٣٣٩).
جهانگردان اروپایی و مسلمان ازجمله ابنبطوطه که در سدة ٨ق/١٤م میزیست، از اینش هر
یاد کردهاند. وی ترخان را جایی دانسته که از مالیات و عوارض دیوانی معاف بوده است؛
و نام حاجیطرخان را چنین توجیه کرده است؛ «این شهر به یکی از حجاج نیکوکار ترک
منسوب است که سلطان در خانة او مهمان شده و آن محل را به او بخشیده است» (١/٣٨٤،
٣٨٥). طرخان عنوان بعضی از سران قبایلی بوده که عدهای از آنها تابع ترکان بودند؛ و
در آثار متقدمان بدین نکته اشاره شده است. به عنوان نمونه فرمانروای چاچ در نیمة
سدة یکم ق/٧م عنوان طرخان داشت. طبری، بلاذری، ابناثیر و دیگر مورخان اسلامی از
«نیزک طرخان» یاد کردهاند که در ٨٨ق/٧٠٧م به فرمان قتیبهبن مسلم باهلی، عامل
بنیامیه، به دار آویخته شد (بلاذری، ١٤١، ٣٠٧، ٣٠٨). فردوسی از «بیژن طرخان» به
عنوان فرمانروای سمرقند نام برده است. (٩/٣٤٨، ٣٤٩). ابنفضلان (ص ٧٧)، طرخان را
عنوانی قبیلهای و مربوط به ترکان دانسته است. گرچه نمیتوان منشأ نام حاجیطرخان
را به صورتی دقیق معلوم و مشخص کرد، با اینهمه تصور میرود نام مزبور را با عنوانی
قبیلهایِ طرخان مرتبط باشد.
سیمای طبیعی: مساحت شهرستان آستاراخان ١/٤٤ هزار کمـ ٢ و جمعیت آن طبق آمار
١٣٩٠ق/١٩٧٠م حدود ٠٠٠‘٨٦٨ نفر است. ایالت مزبور دارای ١٠ واحد اداری، ٢ شهر بزرگ و
١٤ قصبة نوع شهرستانی است. این شهرستان در دشت شمال دریای خزر و بر مصب رود ولگا
قرار گرفته است. اراضی آن همسطح دریا و در بعضی نواحی پایینتر از آن است. دشت
آستاراخان دارای گنبدهای نمکی است که گاه ارتفاع آنها به ١٥٠ متر میرسد. در مصب
رود ولگا نیز تپههایی وجود دارد که آنها را تپههای بروفسک مینامند. آب و هوای
این منطقه قارهای و خشک است. دمای متوسط در ژانویه ْ٧/٩- در شمال و ْ٩/٦-
سانتیگراد در جنوب است که در ژوئیه در شمال به ْ٥/٢٤ و در جنوب به ْ١/٢٥
سانتیگراد میرسد. میزان بارندگی سالانه در شمال ٢٤٤ میلیمتر و در جنوب ١٧٥
میلیمتر است. دورة پوشش گیاهی بالاتر از ْ٥ سانتیگراد آغاز میگردد
(دایرهالمعارف بزرگ شوروی، چ ٣، ٢/٣٣٧). مصبّ رود ولگا به شاخههای زیادی منقسم
میشود که هریک رودهای جداگانهای را تشکیل میدهند. در این ایالت چندین دریاچة
نمک، و در اطراف مصب رود ولگا دریاچههایی از آب شیرین وجود دارد.
پوشش گیاهی: در این سرزمین گیاهان دانهای و گیاهان نمکدوست میرویند که برای علیق
دام از آنها استفاده میشود. مساحت اراضی قابل استفادة این استان، از دیدگاه
کشاورزی، جمعاً ٣٠٠‘٥٠٧‘٣ هکتار است. ٣/٩٪ اراضی مزبور زیر کشت غله و ٦/١٥٪ زیر کشت
علیق قرار دارد و ٩/٧٢٪ علفزار است (همانجا).
حیات حیوانی: در دشت آستاراخان جانورانی چون گراز، انواع آهوی بدون شاخ، انواع موش،
عقاب و انواع مختلف خزندگان زندگی میکنند. در رود ولگا بهویژه منطقة آستاراخان
بیش از ٥٠ نوع ماهی وجود دارد، که بالغ بر ٣٠ نوع از آن مصرف صنعتی دارند. ماهی
خاویاری استروژن این منطقه دارای شهرت جهانی است. در مصب رود ولگا، لکلک، پلیکان و
دیگر پرندگان در فصولی از سال زندگی میکنند (همانجا).
جمعیت: طبق آمار ١٩٥٩م حدود ٥/٧٧٪ اهالی آستاراخان را روسها تشکیل میدهند. ٨٠/٩٪
از اهالی قزاق، ٢/٨٪ تاتار و ٥/٤٪ از دیگر اقوام هستند. اکثر اهالی بومی این ناحیه
مسلمان و شافعی مذهبند، ولی با کوچ روسها به این سرزمین، نسبت مسلمانان به مسیحیان
کاستی پذیرفت. سال ١٩٦٩م تراکم جمعیت در این سرزمین ٩/١٨ نفر در هر کمـ ٢ بود
(همانجا).
سابقة تاریخی: شهر آستاراخان در دو سوی رود ولگا و شاخهای از مصب آن قرار گرفته
است. این شاخه از ولگا، آختوبینسک نام دارد. این شهر به ٣ منطقة شهری تقسیم شده
است. آستاراخان توسط مغولان در نزدیکی شهر اتل (اتیل) که متعلق به خزران بود بنا
گردید (بارتولد، ٣/٣٣٦). چنین به نظر میرسد که ضرب سکه در این ناحیه از ٧٨٢ق/١٣٨٠م
آغاز شده باشد. این شهر در سالهای ٧٩٨-٨٠١ق/١٣٩٦-١٣٩٩م به فرمان امیرتیمور گورکانی
ویران شد، ولی بار دیگر شکوفایی خود را بازیافت. گمان میرود شکوفایی شهر پس از
انحطاط پایتخت کهن این سرزمین ـ شهرسرای ـ صورت گرفته باشد. پس از انقراض حکومت
قزلاوردا (اردوی زرین) در اوایل قرن ١٠ق/١٦م، دولت تازهای در آستاراخان پدید آمد
که تا اواسط قرن بعد دوام یافت. در ٩٦١ق/١٥٥٤م آستاراخان به تصرف روسها درآمد.
روسها نخست خاندرویشعلی را به عنوان تابع و دستنشاندة خود در این ناحیه قرار
دادند. در ٩٦٣ق/١٥٥٦م شهرستان و شهر آستاراخان مدتی ضمیمة خاک روسیه شد (همانجا).
جهانگرد و بازرگان روسی فدوت کوتوف (ص ٩٩) که در همان سال طی سفر خود به ایران از
این شهر دیدن کرده، مطالب ارزندهای پیرامون آستاراخان ارائه نموده است. بنابه
نوشتة این جهانگرد در کنار رود آختوبا (آختوبینسک کنونی) که تاتارها آن را «آق ـ
توبا» مینامیدند و فاصلة آن از آستاراخان حدود ٦٠ ئرست (یک ورست معادل ٠٦٦٨/١ کمـ
است) بود، شهر دیگری به نام قزلاوردا قرار داشت (ص ٦٦). قزلاوردا را روسها سرای ـ
برک یا نووی ـ سرای (سرای جدید) میگفتند. این شهر در ٨٨٤ق/١٤٧٩م ویران گشت و چنین
به نظر میرسد که به روزگار سفر کوتوف صورت شهری آباد نداشت و تنها خرابههایی از
آن برجا مانده بود. بنای آستاراخان به عنون شهر عمده و خاننشین این سرزمین را،
سالهای ٨٦٣-٩٦٣ق/١٤٥٩-١٥٥٦م نوشتهاند (دایرهالمعارف بزرگ شوروی، همانجا).
پایههای شهر کنونی آستاراخان در ٩٦٥ق/١٥٥٨م با بنای دژی بر کنار رود نهاده شد. دژ
بر فراز تپهای به نام زایچی یا دولگی که رود ولگا آن را احاطه کرده است، بنا گردید
(همانجا). کوتوف ضمن اشاره به ویرانی شهر قزلاوردا و حمل سنگهای آن جهت بنای
آستاراخان، چنین اشاره کرده است که در قزلاوردا «کاخ شاهی، مسجد و چند بنای دیگر
همه از سنگ ساخته شدهاند. ولی اکنون همة این بناها را ویران میکنند و سنگهای آن
را برای انجام کارهای مختلف به آستاراخان میبرند» (ص، ٦٦). در سدة ١١ق/١٧م
آستاراخان به صورت یکی از استحکامات نظامی ـ دریایی دولت روسیه برای حفظ مصب رود
ولگا درآمد (دایرهالمعارف بزرگ شوروی، همانجا). در ٩٦٧ق/١٥٦٨م سپاه ترکان به
آستاراخان درآمدند. ولی اندکی بعد ناگزیر از ترک آن سرزمین شدند. در ٩٩٧ق/١٥٨٩م
کنار بخش تاتاران که بارتولد آن را «شهر تاتاران» نوشته است، دژی روسی بنا گردید.
از آن زمان آستاراخان به تابعیت دولت روسیه درآمد و به سبب محل بسیار محل بسیار
مناسبی که در مصب رود ولگا داشت، از دیدگاه بازرگانی و صنعت روبه پیشرفت نهاد و به
شهری بزرگ مبدل گشت (بارتولد، همانجا). آستاراخان یکی از کانونهای قیام و مبارزه
علیه دولت روسیه به رهبری استپانرازین (١٠٨٠-١٠٨١ق/١٦٦٩-١٦٧٠م) بود. مدت ١٧ ماه
کازاکها بر این سرزمین فرمان راندند (کازاکها از اقوام اسلاو و جدا از قوم قزاق
ساکن قزلقستان هستند٩. آغاز سدة ١٢ق/١٨م در آستاراخان قیام بزرگی علیه دولت روسیه
روی داد که به شورش سالهای ١١١٦-١١١٧ق/١٧٠٤-١٧٠٥م مشهور است (دایرهالمعارف بزرگ
شوروی، همانجا). آستاراخان طی سدة ١٣ق/١٩م تبعیدگاه مخالفان دولت روسیة تزاری بود.
طی دوران جنگهای داخلی که پس از انقلاب اکتبر ١٩١٧م درگرفت، میان دولت نوبنیاد
روسیة شوروی با مخالفان آن پیکارهای عمدهای در آستاراخان روی داد که سرانجام با
پیروزی ارتش سرخ، حکومت حزب بلشویک در این ناحیه تثبیت شد.
جمعیت: جمعیت شهر آستاراخان در ١٣٣١ق/١٩١٣م حدود ٠٠٠‘١٦٣، در ١٣٥٨ق/١٩٣٩م ٠٠٠٠‘٢٤٥
و در ١٣٧٩ق/١٩٥٩م ٠٠٠‘٣٠٥ نفر بود. ولی طبق آمار ١٣٩٠ق/١٩٧٠م به ٠٠٠‘٤١١ نفر افزایش
یافت. اکثر اهالی این شهر را روسها تشکیل میدهند (همانجا).
فعالیت اقتصادی: آستاراخان یکی از مراکز صنعتی منطقة دریای خزر است. بخشهای صنعتی
عمدة آن عبارتند از صنایع تهیة فلز، ماشینسازی، صنایع شیمیایی، تهیة چوب، مواد
خوراکی، شیلات و مجتمع تهیة کنسرو ماهی. در آستاراخان مؤسسات تهیة گوشت، لبنیات و
شیرینیسازی نیز فعالیت دارند. صنایع ماشینسازی عمدتاً در خدمت مجتمع کنسرو ماهی
قرار گرفته است. در آستاراخان تأسیسات تولید پشم و شیشه، لاستیکسازی، کفش، پوست و
کشباف نیز فعالیت دارند (همانجا).
حمل و نقل و ارتباطات: آستاراخان مرکز بزرگ صنعتی و بندر مهم دریایی رود ولگا و
دریای خزر است و از طریق کشتی با کلیة بنادر عمدة دریای خزر و نیز شهرهای مهم کرانة
رود ولگا از جمله شهر صنعتی گورکی ـ یکی از مراکز صنعتی و اتومبیلسازی اتحاد شوروی
ارتباط دارد، و مرکز تقاطع راهآهن ساراتف ـ قزلار ـ گوریف است (همانجا).
فرهنگ و تأسیسات فرهنگی: در آستاراخان دانشکدة فنی، دانشکدة صنایع پرورش و تولید
ماهی، دانشکدة پزشکی و دانشسرای عالی فعالیت دارند. شعبهای از دانشکدة مهندسی
راهآهن شهر روستوف نیز در این شهر دایر است. این شهر دارای ٢٠ آموزشگاه از جمله
آموزشگاه اقیانوسشناسی و آموزشگاه پرورش ماهیهای خاویار و دارای مرکز تلویزیون
است.
آثار تاریخی: فدوت کوتوف (ص ٦٦) که در عهد صفویه میزیست، از آستاراخان به عنوان
شهری بزرگ و پدید آمده از سنگ یاد کرده است. بنا به نوشتة او دیوار بلند و درازی با
برجها و دروازهها در طول ساحل ساخته شده است. این دیوار با دو حصار دیگر، قلعهای
را تشکیل دادهاند (روسها اینگونه دژها را کرمل یا کرملین مینامند). در قلعه
جایگاههای متعددی برای تیراندازان و نیز محل گمرگ، بازار، قهوهخانه، منازلی برای
ساکنان، جای خاصی برای اسیران، گروگانها و خانوادههای آنان وجود داشت. در پایین
شهر چادرهای (یورتهای) تاتاران قرار گرفته بود و در پیرامون شهر کوچنشینان نوگای
سکنی داشتند (همان، ٦٦، ٦٧) قوم نوگای از اقوام ترک ـ مغول و قزلاوردا بودند. این
قوم اواسط سدة ١٠ق/١٦م تابع دولت روسیه شدند و در اراضی وسیعی از ساحل دریای خزر و
شال قفقاز تا کرانة دریای سیاه سکنی گزیدند. در منتهیالیه بخش علیای شهر، بنای
مسجد جلب نظر میکند، و پایینتر از آن باغها و جالیزها قرار گرفتهاند. بخش سفلای
شهر محل پرستشگاهها و بازار آهنگران بود (همان، ٦٧). اکنون نیز در مرکز شهر
آستاراخان، قلعة قدیمی که فدوت کوتوف از آن یاد کرده با دیوارها و بنای سنگی که
دارای ٨ برج است، جلب نظر میکند. تاریخ بنای این قلعه را سالهای
٩٨٧-١٠٢٩ق/١٥٧٩-١٦٢٠م نوشتهاند. در این قلعة قدیمی یا «کرملین»، کلیسای بزرگی به
نام اوسپنسکی وجود دارد که بنای آن متعلق به سالهای ١٧٠٠-١٧١٠م است (دایرهالمعارف
بزرگ شوروی، همانجا).
مآخذ: ابنبطوطه، محمدبن عبدالله، سفرنامه، ترجمة محمدعلی موحد، تهران، بنگاه ترجمه
و نشر کتاب، ١٣٤٨ش؛ ابنفضلان، احمد سفرنامه، ترجمة ابوالفضل طباطبایی، تهران،
بنیاد فرهنگ ایران، ١٣٤٥ش؛ بلاذری، احمدبن یحیی، فتوحالبلدان، ترجمة آذرتاش
آذرنوش، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ١٣٤٦ش؛ دایرهالمعارف بزرگ شوروی (روسی، چ ٣)؛
فردوسی، ابوالقاسم، شاهنامه، به کوشش آ. برتلس و عبدالحسین نوشین، مسکو، انتشارات
دانش، ١٩٧١م؛ نیز:
Bartold, V. V., Sochineniia, Moskva, izdatel stvo Nauka, ١٩٦٥; Kotov, Fedot,
Khozhenie kuptsa Fedota kotova v persiiu, ed. A. A., Kuznetsov, Moskva,
izdatelstvo Vostochnoy litraturi, ١٩٥٨.
عنایتالله رضا