دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٨١
| آزاد، بلگرامی جلد: ١ شماره مقاله:١٨١ |
آزادِ بِلْگُرامی، میرغلامعلیبن نوح حسینی واسطی، متخلص به «آزاد»
(١١٦-١٢٠٠ق/١٧٠٤-١٧٨٦م)، شاعر، مورخ و عارف مشهور هند. آزاد در بخش میدانپوره از
شهرستان بلگرام زاده شد. او در کتابهایش: مآثرالکلام (ص ١٦١)، سرو آزاد (ص ٢٩١،
٢٩٣) و خزانة عامره (ص ١٢٣) زاد روز خود را ٢٥ صفر ١١١٦ق/١٨ ژوئن ١٧٠٤م و زادگاه
خود را بلگرام گفته و خود را واسطیالاصل حسینینسب، از نژاد زیدبن علیبن حسین(ع)،
حنفی مذهب و چَشتی مشرب شده است.
آزاد در خاندن علم و ادب پرورش یافت و مقدمات علوم را در زادگاه خود نزد میرطفیل
محمد بلگرامی، که بعدها به او «استادالمحقّقین» لقب داد، فرا گرفت. لغت و ادب و
حدیث و سیرت نبوی را نزد جد مادری خود میرعبدالجلیل بلگرامی و عروض و قوافی و فنون
ادبی را نزد دایی خود میرمحمد تحصیل کرد و در ١١٣٧ق/١٧٢٤م به دست میرسیدلطفالله
بلگرامی به طریقت صوفیان چشتی درآمد. در ١١٥٠ق/١٧٣٧م به قصد حج عازم سفر شد. در
مدینه صحاح ستّه را نزد محمد حیات سندهی قرائت کرد و در مکه نزد شیخعبدالوهاب
طنطاوی به تحصیل حدیث پرداخت (خزانة عامره، ١٢٤؛ مآثرالکلام، ١٦٢). آزاد در نیمة
اول عمر خود ٣ سفر کرد: در ١١٣٤ق/١٧٢١م همراه میرعظمتالله «بیخبر» بلگرامی (د
١١٤٢ق/١٧٢٩م) برای دیدن جد مادری خود میرعبدالجلیل و تحصیل نزد او به شاهجهانآباد
(دهلی) رفت و پس از ٢ سال اقامت در آنجا به بلگرام بازگشت. در ١١٤٢ق/١٧٢٩م برای
دیدار دایی خود میرمحمد بلگرامی عازم سیوستان سند شد. میرمحمد او را برای مدت ٤ سال
به نیابت خود به امر بخشیگری و وقایعنگری در آنجا گماشت و خود به بلگرام رفت.
سرانجام پس از مراجعت میرمحمّد، در ١١٤٧ق/١٧٣٤م به دهلی و سپس به بلگرام بازشت. وی
در اینس فر با حزین لاهیجی (١١٠٣-١١٨١ق/١٦٩١-١٧٦٧م) در شهر بهکر و با واله داغستانی
(١١٢٤-١١٧٠ق/١٧١٢-١٧٥٦م) در لاهور دیدار کرد (خزانة عامره، ١٩٤، ٤٤٨). سومین سفر او
در ذیقعدة ١١٥٠ق/فوریة ١٧٣٨م به حجاز بود که ذکر آن گذشت. این آخرین سفر او از
بلگرام بود، زیرا پس از آن وی دیگر به زادگاه خود بازنگشت.
هنگامی که آزاد عازم سفر حج بود، در مالوه به خدمت نواب آصفجاه رسید و یک رباعی در
مدح او سرود و از او تقاضای مساعدت کرد. نواب تقاضای او را پذیرفت و هزینۀ سفر او
را پرداخت (وی این رباعی را در خزانة عامره، ص ١٢٦، نقل کرده است). آزاد پس از این
مدیحه هرگز شعری در ستایش شاه یا امیری نسرود (شبلی، ١١٥-١١٦). وی در بازگشت از
حجاز، در جمادیالثانی ١١٥٢ق/اوت ١٧٣٩م به دکن رفت. در ١١٥٨ق/١٧٤٥م نظامالدوله
ناصر جنگ، پسر آصفجاه، از جانب پدر به صوبهداری اورنگآباد منصوب شد و چون مردی
ادیب و شاعر بود، آزاد را با خود به آنجا برد. آزاد در اورنگآباد با احترام زندگی
کرد و از نزدیکان نظامالدوله بود و هنگامی که نظامالدوله پس از مرگ پدر فرمانروای
دکن شد، آزاد را با خود به حیدرآباد آورد، ولی او با آنکه از مصاحبان بسیار نزدیک
نظامالدوله بود، هرگز مقامی را در دستگاه او نپذیرفت (مآثرالکلام، ١٦٣).
پس از کشته شدن نظامالدوله آزاد مدتی در خدمت صمصامالدوله شاهنوازخان وزیر
حیدرآباد بود، تا آنکه صمصامالدوله در ١١٧١ق/١٧٥٨م کشته شد و خانهاش به یغما رفت.
در این غارت، دستنویس ناتمام مآثرالکلام، نوشتة صمصامالدوله گم شد، ولی آزادب ا
کوشش پیگیر اوراق پراکندة آن را پیدا کرد و «خطبه و تمهید» و شرح حال مؤلف و برخی
مطالب مهم دیگر را در آن وارد کرد و شرح احوال چند تن از بزرگان و امیران معروف را
بر آن افزود و پس از بازسازی و تجدیدنظر، تعداد شرح احوال آن را به ٢٩٠ رساند
(استوری، I(٢)/٨٥٧). چند سال بعد در ١١٩٤ق/١٧٨٠م صمصامالملک میرعبدالحی، فرزند
صمصامالدوله، این کتاب را تکمیل کرد و تعداد شرح احوال را به ٧٣٠ افزایش داد
(همانجا).
آزاد در ١١٧٨ق/١٧٦٤م از حیدرآباد رهسپار اورنگآباد شد و در آنجا انزوا اختیار کرد
و تا پایان عمر در همانجا زیست. در ٢١ ذیقعهدة ١٢٠٠ق/١٥ دسامبر ١٧٨٦م وفات یافت و
در زمینی که در گورستان معروف «روضه» (یا «خلدآباد») خریده بود به خاک سپرده شد.
آزاد به زبانهای فارسی، عربی و اردو آثار فراوان به نظم و نثر دارد و به سبب قصایدی
که به زبان عربی در ستایش پیامبر اکرم(ص) سروده است او را «حسّانالهند» لقب
دادهاند.
وی علاوه بر شعر و ادب، در دیگر دانشها نیز صاحبنظر بود و معاصران او غالباً مراتب
فضل و کمال او را ستودهاند (تتوی، ٥١-٥٢؛ گوپاموی، ٨٩؛ حاکم لاهوری، ٣٤-٣٥).
ت.و. هیگ در «آثار تاریخی مهم دکن» (ص ٥٨) مینویسد: «آوازة دانش این شاعر به حدی
است که پدران و مادران، کودکان خود را به مقبرة او میبرند حبّة قندی یا لبهای خود
از روی سنگ مزار او ذوق علم بیابند و توانایی و استعداد تحصیل ان را حاصل کنند».
غزلیات آزاد بیشتر به شیوة معروف به سبک هندی است و مضامین عاشقانه دارد و گاهی
تشبیهات و استعارات لطیف در آن دیده میشود. او در «تاریخگویی» نیز دارای قدرت و
مهارت خاص است (تئوری، ٥٢-٥٦).
آثار: آنچه از آزاد در دست است بدن شرح است:
الف ـ به فارسی: ١. سندالسعادات فی حسن خاتمهالسادات، کتابی است در تجلیل از سادات
و بیان حسن عاقبت آنان که در ١٢٨٢ق/١٨٦٥م در بمبئی به چاپ رسیده است؛ ٢.
غزلانالهند، ترجمة دو فصل سوم و چهارم سبحهالمرجان خود اوست دربارة استعاره و
مجاز، و حالات عشق و صفات معشوق، که به خواهش دوستانش عبدالقادر «مهربان»
اورنگآبادی و لچهمی نراین «شفیق» اورنگآبادی در ١١٧٨ق/١٧٦٥م به فارسی نگاشته است؛
٣. شجرة طیّبه، در شرح احوال مشایخ بلگرام؛ ٤. روضهالاولیاء، در شرح احوال ١٠ تن
از مشایخی که در «روضه» (یا خالدآباد) به خاک سپرده شدهاند. دهمین شرح حال دربارة
خود اوست. آزاد این کتاب را در ١١٦١ق/١٧٤٨م نوشته است. این کتاب در ١٣١٠ق/١٨٩٢م در
اورنگآباد به چاپ رسیده است؛ ٥. مآثرالکرام، یا تاریخ بلگرام، در ٢ بخش است؛ بخش
اول در احوال ٨٠ تن از «فقرا» یی که به نوعی با بلگرام ارتباط داشتهاند، بخش دوم
در احوال ٧٠ تن از فضلای مربوط به بلگرام، آزاد شرح احوال خود را نیز در هر ٢ بخش
آورده است. این کتاب در ١١٦ق/١٧٥٣م نوشته شده و در ١٣٢٨ق/١٩١٠م در حیدرآباد به چاپ
رسیده است؛ ٦. سرو آزاد، یا دفتر دوم مآثرالکرام. گرچه آزاد این کتاب را به عنوان
جلد دوم مآثرالکرام نوشته است، لیکن در حقیقت این کتاب مستقلی است در ذکر احوال
شاعرانی که بعد از ١٠٠٠ق/١٥٩٢م در هند میزیستهاند. این کتاب در ٢ بخش است: بخش
اول دربارة ١٤٣ تن شاعر پارسگوی، بخش دوم در احوال ٨ تن از شاعران هندی زبان (هندی
بهاشا). در این کتاب نیز آزاد شرح احوال خود را در شمار شاعران پارسیگوی آورده
است. این کتاب در ١١٦٦ق/١٧٥٣م نوشته شده و در ١٣٣١ق/١٩١٣م در لاهور به چاپ رسیده
است؛ ٧. ید بیضا، تذکرة احوال ٥٣٢ تن از شاعران متقدم و متأخر زبان پارسی است که
آزاد آن را در ١١٤٥ق/١٧٣٣م در سیوستان تدوین کرد و سپس در ١١٤٨ق/١٧٣٦م در اللهآباد
و بار سوم پس از بازگشت از حجاز در آن تجدیدنظر کرد و مطالبی تازه بر آن افزود. در
بعضی از نسخههای این کتاب عنوان دیگر صبح خندان بدان داده شده است؛ ٨. خزانة
عامره، تذکرة دیگری است دربارة ١٣٥ تن از شاعران متقدم و متأخر که شرح احوال
آصفجاه و پسرانش و چند تن از امرای آنزمان را نیز شامل است. علاوه بر اینها
دربارة قوم مراتهه و احمدشاه درّانی نیز مطالبی در آن آمده است. این کتاب در
١١٧٦ق/١٧٦٣م تألیف شده و در ١٢٨٨ق/١٨٧١م و ١٣١٧ق/١٩٠٠م در کانپور به چاپ رسیده است
(دربارة بخشهایی از این کتاب که به زبان انگلیسی ترجمه و منتشر است، نکـ استوری،
I(٢)/٨٦٥).
آثار منظوم آزاد به زبان فارسی از این قرار است: ٩. دیوان اشعار، شامل غزلیات، چند
رباعی و قطعه؛ ١٠. مثنوی در جواب مثنوی میرعبدالجلیل بلگرامی؛ ١١. مثنوی سراپای
معشوق؛ ١٢. دلگشانامه، منظومهای است دربارة مختار و خونخواهی حسینبنعلی(ع) که در
١١٣١ق/١٧١٩م سروده شده است (ریو II/٧١٩). در صحّت انتساب این منظومه به آزاد تردید
شده است؛
ب ـ به عربی: ١٣. ضوءالدراری فی شرح صحیحالبخاری، شرح صحیح بخاری است تا آخر
کتابالزکاه؛ ١٤. سبحهالمرجان فی آثار هندوستان، در ١١٧٧ق/١٧٦٣م تألیف شده و شامل
٤ فصل است. فصل اول آن را که در باب اشاراتی است که در قرآن و احادیث به هندوستان
شده است، در ١١٦٣ق/١٧٥٠م به نام شمامهالعنبر فی ماورد فیالهند من سیدالبشر نوشته
بوده و نسخههایی از آن به صورت کتابی مستقل در کتابخانهها موجود است (استوری،
I(٢)/٥٨٩). فصل دوم آن دربارة علمای هند است و ظاهراً این نیز بخشی است از کتابی
مستقل که قبلاً به نام تسلیهالفؤاد نوشته بوده است. فصل سوم در محسنات کلام و
صنایع بدیعی است. فصل چهارم در موضوعات مربوط به حالات عشق و صفات معشوق است. فصل
آخر این کتاب را نویسنده خود به نام غزلان هند به فارسی ترجمه کرده است.
سبحهالمرجان در ١٣٠٣ق/١٨٨٦م در بمبئی به چاپ رسیده است؛ ١٥. دیوان اشعار، شامل
٣٠٠٠ بیت است که در ١٣٠٠ق/١٨٨٣م در حیدرآباد به چاپ رسیده است؛ ١٦.
السّبعهالسیّاره، ٧. دیوان شعر است که در ١١٧٩ق/١٧٦٦م شروع شده و در ١١٩٤ق/١٧٨٠م
پایان یافته است. گزیدههایی از اشعار این مجموعه به نام مختار دیوان آزاد در
١٣٢٨ق/١٩١٠م در لکهنو به چاپ رسیده است.
در کتابخانة دانشگاه علیگره نیز ٢ مجموعه به نامهای دیوان تاسع و دیوان عاشر به نام
ازاد موجود است؛ ١٧. مظهرالبرکات، منظومهای است عرفانی در ٧ دفتر که در سالهای آخر
عمر آزاد، بعد از سالهای ١١٩٤، ١١٩٥ق/١٧٨٠، ١٧٨١م سروده شده است؛ ١٨. شفاءالغلیل
فی اصلاح کلام ابیالطیبالمبتنی؛ ١٩. کشکول، نسخهای از آن به خط آزاد در کتابخانة
آصفیه حیدرآباد موجود است. (برای مشخصات نسخهشناسی آثار فارسی و عربی آزاد، نکـ
استوری، I(٢) ٨٥٩-٨٦٦).
آثار آزاد از زمان حیات او مورد توجه دانشمندان و ادیبان هند بوده و کسانی چون
غلامحسین صدیقی بلگرامی در شرایف عثمانی، و محمدصدیق سخنور عثمانی بلگرامی در تحقیق
السّداد فی مزلات الآزاد (استوری، I(٢) ٨٦٣) و شبلی نعمانی در مقالهای به عنوان
«مولوی غلامعلی آزاد بلگرامی» در جلد دوم ندوه، شمـ ٢، آوریل ١٩٠٥، به انتقاد از
آثار او پرداخته و به برخی از اشتباهات او اشاره کردهاند.
مآخذ: آزاد بلگرامی، میرغلامعلی، خزانة عامره، کانپور، ١٨٧١م؛ همو، ماثرالکرام،
حیدرآباد دکن، ١٩١٠م؛ همو، سرو آزاد (دفتر دوم مآثرالکرام)، لاهور ١٩١٣م؛ آقابزرگ،
الذریعه، ٨/٢٥٥، ١٢/١٢٧؛ تتوی، میرعلیشیر قانع، مقالاتالشعراء، به کوشش حسامالدین
راشدی، کراچی، ١٩٥٧م؛ حاکم لاهوری، عبدالحکیم، تذکرة مردم دیده، لاهور،
١٣٣٩ق/١٩٢١م؛ شبلی نعمانی، «مولوی غلامعلی آزاد بلگرامی»، مقالات شبلی، حصة اول
(تاریخی)، ج ٥، معارف اعظمگره، ١٣٧٥ق/١٩٥٥م؛ گوپاموی، محمد قدرتالله، تذکرة
نتایجالافکار، بمبئی، ١٣٣٦ق/١٩١٨؛ نیز:
Haig, T. W., Historical Landmarks of the Daccan, Allāhābād, ١٩٠٧; Rieu, Ch.,
Catalague of the Persian Manuscripts in the British Museum, London, ١٨٨١;
Storey, C. A., Persian Literature, London, ١٩٧٢.
رضا رضازادة لنگرودی