دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٢٧

آق کرمان
جلد: ١
     
شماره مقاله:٣٢٧



آق کرمان، شهری در ابلاست (ولایت) «ادسا» ، واقع در جمهوری شوروی اوکرائین با ٠٠٠‘٣٠ تن جمعیت (آمار ١٩٦٧م). نام کنونی آن «بلگورود نیستروفسکی» است. این شهر پیش از آنکه تابع ولایت ادسا باشد از توابع ولایت «ایزمائیلسکی» در همان جمهوری بود (دایرةالمعارف بزرگ شوروی، چ ٢، ٤/٤١١).
وجه تسمیه: نام کهن این شهر «تیراس» یا «توراس» بود که بنای آن را به سده ٦ق م نسبت داده‌اند. شهر یونانی تیراس در کرانه غربی خلیح کوچکی از رود تیراس (دنیستر کنونی) واقع بود. تیراس نامی است یونانی (پاولی، ١٨٥٠) و یکی از دولت شهرها (پولیسها)ی خودمختار عصر برده داری بود که به سبب پیشرفتهایی دست یافته بود (دایرةالمعارف بزرگ شوروی، چ ٣، ٢٥/٥٦٧). در سده‌های میانه بازرگانان ونیزی آن را «ماوروکاسترو» یا «مون کاسترو» می‌خواندند که به معنای قلعه سیاه است (پاولی، ١٨٥٠). ولی نام مزبور مغایر با نامهایی است که گروههای تاتار و مغول، ترکان و روسها بر آن نهادند. مغولان و تاتارها در سده ٧ق/١٣و این شهر را آک - لیبو نامیدند. محتمل است واژه «آک» همان واژه ترکی «آق» باشد که به معنای سفید است (دایرةالمعارف بزرگ شوروی، چ ٣، ٣/١٠٢). در گذشته‌های دور و شاید پیش از حمله مغولان ابن‌شهر را «آلبایولیا» نیز نامیده‌اند (قاموس‌الاعلام، ترکی). بیزانسها آن را «لوکوپ.لیس» می‌خواندند (پاولی، ١٨٥٥). رومانیائیها این شهر را «چتاتئا آلبا» (دانشنامه ایران و اسلام) و روسها «بلگورود» نامیده‌اند (دایرةالمعارف بزرگ شوروی، چ ٢، ٤/٤١١). ترکان شهر مذکور را «آق کرمان» خوانده‌اند، ولی ابوالفداء نام آن را به صورت «اقجاکرمان» (آقچه کرمان) نوشته است (ص ٢١٣). نامهایی که رومانیائیان، روسها و ترکان بر این شهر نهادند، بسیار نزدیک و مشابه یکدیگرند. در زبانهای رومانیایی و روسی نام مذکور به معنای شهر سفید است، ولی نام ترکی آق کرمان، حصار سپید معنی می‌دهد (قاموس‌الاعلام، ترکی). این نام درست خلاف نامی است که بازرگانان ونیزی به شهر داده بودند، زیرا آنان شهر مزبور را قلعه سیاه می‌نامیدند. در مآخذ روسی، تاریخ تسمیه این شهر را به «آق کرمان»، مربوط به ٨٨٤ق/١٤٧٩م که زمان تصرف شهر از سوی ترکان عثمانی بود، نوشته‌اند (دایرةالمعارف بزرگ شوروی، چ ٢، ٤/٤١١). چنین به نظر می‌رسد که این نکته از دقت کافی برخوردار نیست؛ زیرا ابوالفداء که در ٧٣٢ق/١٣٣٢م در گذشته، متجاوز از یک قرن و نیم پیش از آن تاریخ شهر مذکور را «اقجاکرمان» نوشته است (صص ٣٤، ٢١٣). از نوشته ابوالفداء چنین برمی‌آید که قدمت نام مزبور به پیش از تصرف شهر از سوی ترکان عثمانی می‌رسد. از اینکه چه زمان نام بلگورود به شهر مذکور داده شد، اطلاع دقیقی در دست نیست، نیز معلوم نیست کدام یک از دو نام آق کرمان و بلگورود قدیمی ترند.
سیمای طبیعی: آق کرمان شهری است خوش منظره که بر ارتفاعات کرانه راست خلیج کوچکی از رود نیستر بنا شده است. بنابر متون قدیمی، شهر باستانی تیراس که در محل آق کرمان کنونی بوده، در دهانه رودی که به دریای سیاه می‌ریزد قرار داشته است. فاصله لنگرگاه و اسکله بندری شهر کنونی با مصب رود نیستر به دریای سیاه ٢٠ کمـ است (دائرةالمعارف بزرگ شوروی، چ ٢، ٤/٤١١). لنگرگراههای بندری شهر از عمق زیادی برخوردار نیستند، اما شهر همواره به صورت بندر تجاری مورد استفاده بوده است. آق کرمان دارای قلاع و استحکامات قدیمی است (اسناد و مکاتبات تاریخی، ٥٩٤).
سابقه تاریخی: آق کرمان در عهد باستان مدتها زیر سلطه یونانیان، مقدونیان و رومیان بود. در مآخذ روسی آمده است که شهر درحدود ٥٤٥م به آنته‌ها و در سده‌های ٣-٥ق/٩-١١م به قبایل تیبر و اولیچ که همگی از اقوام و قبایل اسلاوهای شرقی بودند، تعلق داشت (دائرةالمعارف بزرگ شوروی، چ ٢، ٤/٤١١). شاید گروهی از اسلاوهای شرقی در این شهر سکنی داشتند، ولی تعلق آن به اسلاوها طی سده‌های یاد شده تا اندازه‌ای مورد تردید است. بنای شهر آق کرمان را درحدود سده ٦م داسنته‌اند (همان، چ ٣، ٣/١٠٢). این شهر در روزگاری که هووز تیراس نامیده می‌شد از توابع یونان بود، سپس به تابعیت امپراتوری روم درآمد. در حدود ٣٦٠قم ضرب مسکوکات ویژه این شهر آغاز گردید. تیراس در روزگار اوگوست، تابع امپراتوری روم بود و به یکی از پایگاههای عمده در مرزهای شمالی آن بدل گشت (همان، چ ٣، ٢٥/٥٦٧). پس از ٦٣٨ق/١٢٤١م شهر به تصرف مهاجمان تاتار و مغول درآمد. آن زمان بازرگانان ونیزی مکرر از آن دیدن می‌کردند. در سده‌هایی میانه گروههایی از اقوام و قبایل ساکن نواحی مجاور از جمله قبایل اسلاو به این ظهر نقل مکان کردند و آن را بلگورود (شهر سفید) نامیدند. در سده ٨ق/١٤م شهر به تصرف دولن ژن (جنوا) و تحت اداره «گزریه» (خزیره) درآمد که مستعمرات جنوایی سواحل شمالی دریای سیاه را نیز شامل می‌شد. دژ بزرگ شهر در روزگار فرمانروایی دولت جنوا ساخته شد. چنین به نظر می‌رسد که خزران در اداره شهر دخالت داشتند. (دانشنامه ایران و اسلام). در اواخر سده ٨ق/١٤م و اوایل سده ٩ق/١٥م فرمانروای کشور نوپای مولداوی به نام «بوگدان» شهر را تصرف داشت.
گرچه ترکان دوبار در ٨٢٣ق/١٤٢٠م و ٨٥٨ق/١٤٥٤م به قلعه آق کرمان حمله بردند، شهر تا ٨٨٩ق/١٤٨٤م به تصرف کامل ترکان عثمانی درنیامد. سرانجام در ٩ رجب ٨٨٩ق/٤ اوت ١٤٨٤م این شهر به دست سلطان بایزید سوم تسخیر شد. ماجرای فتح اق کرمان در نامه سلطان بایزید به سلطان یعقوب آق‌قویونلو آمده است (اسناد و مکاتبات تاریخی، ٥٩٤-٥٩٧). طی جنگهایی که در نیمه دوم سده ١٢ق/١٨م میان دو امپراتوری روسیه و عثمانی درگرفت: آق کرمان دوبار به تصرف سپاهیان روسیه درآمد. در ١١٨٤ق/١٧٧٠م و ١٢٠٣ق/١٧٨٩م لشکریان روسی شهر را به تصرف آوردند، ولی در ١١٨٨ق/١٧٧٤م و ١٢٠٦ق/١٧٩١م ترکان عثمانی مجدداً بر آق کرمان استیلا یافتند. در رمضان ١٢٢١ق/نوامبر ١٨٠٦م شهر بار دیگر از سوی سپاهیان روسی تصرف شد. در ١٢٢٧ق/١٨١٢م پس از پیکارهای طولانی، طبق پیمان صلخ بخارست، آق کرمان در اختیار دولت روسیه قرار گرفت (اسلام آنسیکلوپدیسی). در ٥ ربیع‌الاول ١٢٤٢ق/٧ اکتبر ١٨٢٦م میان امپراتوری روسیه و عثمانی پیمانی منعقد گردید که در تاریخ به معاهده آق کرمان مشهور است. دولت روسیه، امپراتوری عثمانی را به نقض پیمان صلح بخارست متهم کرد و اعلام داشت که دولت عثمانی اصل آزادی بازرگانی و کشتیرانی در دریای سیاه را رعایت نکرده است. بدین مناسبت نیکلای اول امپراتور روسیه در ٧ شعبان ١٢٤١ق/١٧ مارس ١٨٢٦م یادداشتی برای امپراتور عثمانی فرستاد. در این یادداشت از دولت عثمانی خواسته شده بود که مفاد پیمان بخارست از جمله خودمختاری صربستان را رعایت کند و نیروهای خود را از مولداوی بیرون برد و مذاکرات جدیدی پیرامون اختلافهای دو دولت آغاز گردد. مذاکره در ٧ ذیحجه ١٢٤١ق/١٣ ژوئیه ١٨٢٦م آغاز گردید. چون در این تاریخ نیروهای ایران در جنگهای ایران و روس به موفقیتهایی نایل شده بودند، لذا هیأت نمایندگی دولت عثمانی کوشید تا از این وضع بهره جوید و به دفع‌الوقت بگذراند. پیشرفت سپاه عباس‌میرزا (فرمانده سپاه ایران) دیری نپایید و نیروهای او در اطراف گنجه با شکست مواجه شدند. درنتیجه دولت عثمانی به عقد پیمان مشهور به معاهده آق کرمان تن درداد. طبق این پیمان دولت عثمانی موافقت کرد بندر سوخوم را به عنوان بخشی از اراضی روسیه به رسمیت بشناسد و به فرمانروایان محلی پیرامون رود دانوب، ضمن کسب موافقت دولت روسیه، حق خودمختاری واگذارد کند. با امضای معاهده آق کرمان نغوذ روسیه در بالکان گسترش یافت (دائرةالمعارف بزرگ شوروی، چ ٣، ١/٣٣٢). حاکمیت روسیه بر آق کرمان تا دوران انقلاب روسیه ادامه داشت. در ١٣٣٦ق/١٩١٨م ارتش رومانی شهر را متصرف گردید و آق کرمان به صورت یکی از شهرهای کشور رومانی درآمد.
در ١٣٥٩ق/١٩٤٠م پس از الحاق استان بسارایی به اتحاد شوروی، آق کرمان نیز به آن پیوست، ولی این وضع دیری نپایید، زیرا نیروهای آلمان ضمن تصرف اوکرائین، شهر آق کرمان را نیز تسخیر کردند. پس از شکست ارتش آلمان و خروج نیروهای آن کشور از اراضی اوکرائین، شهر آق کرمان مجدداً به تصرف نیروهای شوروی درآمد و از این پس «بلگورود دنیستروفسکی» نامیده شده (دائرةالمعارف بزرگ شوروی، چ ٢، ٤/٤١١). در دوران جنگهای روسیه و عثمانی، شهر هرگاه به تصرف نیروهای عثمانی درمی آمد، آق کرمان و هرگاه تحت سلطه نیروهای روسیه قرار می‌گرفت، بلگورود نامیده می‌شد؛ تا سرانجام از ١٣٦٣ق/١٩٤٤م بلگورود دنیستروفسکی نام گرفت. این نام تاکنون باقی‌مانده است.
جمعیت: نخستین ساکنان این شهر یونانیها و اهالی میله بودند که در سده ٧قم بدانجا کوچ کردند. سپس مقدونیان و رومیان و متعاقب آنان ونیزیان، مغولان، تاتارها، اسلاوها و ترکان بدین سرزمین روی آوردند. از این‌رو اهالی آق کرمان در روزگاران گذشته ترکیبی از اقوام مختلف بودند.
ابوالفداء به هنگام بحث پیرامون ساکنان شهر می‌نویسد: «برخی از مردمشش مسلمان هستند و برخی کافر» (ص٢١٣). در بعضی نوشته‌ها جمعیت شهر ٤٩٥، ٣٣ نفر آمده است (اسناد مکاتبات تاریخی، ٥٤٩)، ولی مآخذ معتبر شماره اهالی شهر آق کرمان (یلگورود نیستروفسکی) را ٠٠٠’٣٠ نفر (آمار ١٩٦٧م) نوشته‌اند (مایر). این رقم در دائرةالمعارف بزرگ شوروی نیز آمده است (چ ٣، ٣/١٠٢). به سبب پیکار میان روسیه و عثمانی، اهالی شهر از سوی سلطان بایزید، دوم، اکثر اهالی آن به استانبول و سایر نواحی شبه جزیره اناتولی کوچ داده شدند (دانشنامه ایران و اسلام).
اقتصاد: شهر آق کرمان در روزگار باستان با بسیاری از شهرهای اطراف دریای سیاه از جمله ناحیه سینوپ، روابط بازرگانی وسیعی داشت. این روابط با ساکنان نواحی پیرامون رود تیراس (دنیستر) نیز از وسعت کافی برخوردار بود. اکنون آق کرمان (یلگورود دنیستروفسکی) از مراکز اقتصادی استان ادسا در جمهوری شوروی اوکرائین است. شهر در کناره راه آهن قرار گرفته و دارای نیروگاه برق، کارگاه تعمیر کشتی، کارخانه‌های بافندگی، دوزندگی، تهیه کنسرو ماهی، روغن کشی، تهیه مبل، مقواسازی، تهیه مصالح ساختمانی و غیره است (دائرةالمعارف بزرگ شوروی، چ ٢، ٤/٤١١؛ چ ٣، ٣/١٠٢).
تأسیسات فرهنگی: در آق کرمان ٢٢ مدرسه و آموزشگاه، دانشسرای عالی، موزه، ٦ مؤسسه پزشکی، ورزشگاه، پارک، تئاتر و دیگر مؤسسات فرهنگی وجود دارد. (همان، چ ٢، ٤/٤١١).
آثار تاریخی: آق کرمان داریا بناهای تاریخی از جمله قلعه‌ها، استحکامات قدیمی و عبادتگاههاست. در موزه شهر که از ١٣٣٩ق/١٩٢٠م تأسیس گردیده آثار مکشوفه از روزگار باستان و سده‌های گذشته نگاهداری می‌شود. در گذشته به‌ویژه در سده ١٣ق/١٩م این ناحیه مرکز فعالیت عتیقه فروشان و دلالان بود. در آق کرمان سنگها و مجسمه‌هایی از عهد باستان به دست آمده است. در بنای پرستشگاههای یونانی اکثر از سنگهای گرانبها استفاده شده است (پاولی). یکی از مهمترین آثار آق کرمان قلعه قدیمی شهر است که تاکنون برجای مانده است. تاریخ بنای این قلعه را ٨٤٢-٨٥٨ق/١٤٣٨-١٤٥٤م دانسته‌اند. از سنگ نبشته‌ای که در قلعه موجود است چنین برمی‌آید که استادان روسی در بنای آن شرکت داشته‌اند و گویا نام یکی از آنها «فئودوروک» بوده است (دائرةالمعارف بزرگ شوروی، چ ٣، ٣/١٠٢). قلعه دارای ٢٦ برج و ٤ دروازه است. طول دیوارهای قلعه ٢ کمـ است (همانجا). در شهر مساجد و مدارسی وجود داشت که سلطان بایزد دوم، منگلی گرای‌خان و سلیم اول بنا کرده بود و حمام بایزید دوم و زیارتگاهی به نام میک بابا سلطان در نزدیکی گدار رود دنیستر اشاره کرده است (دانشنامه ایران و اسلام).
رجال: از میان شخصیتهای بزرگی که از آق کرمان برخاسته‌اند، می‌توان از محمد افندی آق کرمانی، فیلسوف نامدار ترک، محمدبن‌مصطفی آق کرمانی صاحب کتاب اکلیل‌التراجم و نقش علم آق کرمانی صاحب منظومه عین‌الحیاة نام برد.

مآخذ: ابوالفداء، اسماعیل، تقویم‌البلدان، به کوشش رنو و دوسلان پاریس، ١٨٤٠م؛ اسلام آنسیکلوپدیسی، اسناد و مکاتبات تاریخی ایران، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ١٣٥٦ش؛ پاولی، ذیل Tyras؛ دانشنامه ایران و اسلام؛ دائرةالمعارف بزرگ شوروی (روسی، چ ٢، ٣)؛ قاموس‌الاعلام (ترکی)؛ مایر، ذیل Belgorod؛ نیز:

Furmanskaia, A., Antichnii Gorod Tira, Moskva, ١٩٦٣.
بخش جغرافیا