دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٢

آراگون
جلد: ١
     
شماره مقاله:١٦٢


آراگون ، (در منابع اسلامی: اَراغون، اَرَغون، اَرْغون و اَرْکون)، ایالتی در شمال شرقی اسپانیا یا اندلس دورۀ اسلامی، در قسمت وسطای حوضۀ، رود ابرو ، با ْ٣ و َ٥ طول غربی تا ٤٥ دقیقه طول شرقی و ْ٣٩ و َ٥٧ تا ْ٤٢ و َ٥٦ عرض شمالی و حدود ٠٠٠’١٧٠’١ نفر جمعیت (آمار سال ١٩٧٩م). محدود است از شمال به فرانسه، از مشرق و جنوب به ایلتهای کاتالونیا (قطالونیه) و والانسیا (بلنسیه) و از مغرب به کاستیل (قسطیله ـ قشتاله) و ناوارا (نواره). مساحت این ایالت ٣٩١’٤٧ کمـ ٢ است که معادل ١١/١ اسپانیاست و تراکم نسبی جمعیت آن ٢٤ نفر در کمـ ٢ است. کوههای جوان پیرنه (برانس) از شمال و رشته‌کوه ایبریکو از جنوب غربی آن را در برگرفته که با شیب تندی به جلگۀ پهناور و حاصلخیز آراگون ختم می‌گردند. آب و هوای آن مناطق کوهستانی سرد و پربرف و در ناحیۀ، جلگه‌ای گرم و خشک و تحت تأثیر اقلیم مدیترانه‌ای است. رود ابرو به درازای ٩٢٧ کمـ آن را طی می‌کند و در ایالت کاتالونیا به دریای مدیترانه (بحر متوسط) می‌ریزد. از گذشته‌های دور، خصوصاً در روزگار اسلامی، در حوضۀ این رود برای افزایش محصولات کشاورزی سدهای متعدد و کانالهای آب‌رسانی ساخته شده است (وات، ٥٤-٥٥).
سابقۀ تاریخی: مردم آراگون از نژاد سفید و احتمالاً از تیرۀ ایبریها هستند که حدوداً ٥٠٠’٤ سال قبل، از شمال افریقا به این منطقه مهاجرت کرده‌اند و سپس با مهاجمان سلت که از فرانسه آمده‌اند، درهم آمیخته و هستۀ اصلی نژاد مردم اسپانیای امروزی را بنیاد گذاشته‌اند (دوروتی، ٢٢). زمانی که ویزیگوتها در اسپانیا حکمرانی داشتند، به دستور موسی‌بن نصیر در ٩٣ق/٧١٢م طارق‌بن زیاد سردار دلیر مسلمان با ٠٠٠’٧ نفر که اغلب آنان از مسلمانان بربر شمال افریقا بودند، پس از عبور از تنگۀ هرکول (که بعدها به نام او «تنگۀ جبل‌الطارق» نامیده شد)، رود ریگ (الذریق، لزریق، رذریق)، پادشاه ویزگیوتها را شکست داد و سر او را به دمشق فرستاد و سپس موفق به تصرف جنوب غربی اسپانیا یعنی ایالت آندالوسیا (اندلس) و حتی پایتخت اسپانیا یعنی تولدو (طلیطله) گردید. پس از این موفقیت، موسی‌بن نصیر که از پیشرفت حیرت‌انگیز طارق به هیجان امده بود، برای اینکه در پیروزیهای طارق سهیم باشد و ثوابی ببرد، به همراهی یکی از صحابه و ٣ تن از تابعین با ٠٠٠’١٨ تن دیگر به کمک ارق به اندلس آمد. اینان در اندک زمانی بر سراسر اسپانیا و از جمله آراگون و شهرهای آن مسلط شدند (ارسلان، تاریخ فتوحات اسلامی، ٣٨-٥٢).
سرقسطه (مرکز آراگون) در بهار ٩٥ق/٧١٤م تسلیم سپاهیان موسی‌بن نصیر گردید (باستانی) و فورتون حاکم آراگون به طارق‌بن زیاد تسلیم شد و اسلام آورد. اسقف آراگون به کوههای پیرنه گریخت، ولی مردم گروه گروه به اسلام گرویدند. انگیزۀ عمدۀ قبول اسلام از سوی بخش وسیعی از مردم اسپانیا، احتمالاً این بود که می‌خواستند از ستم اسقفهای مسیحی که روابط کاملاً نزدیکی با مأموران حکومت ستمگر ویزیگوت داشتند، خلاص گردند، به این تازه مسلمانان مسالم یا مولّدون یا به قول مردم اسپانیا مولادیز می‌گفتند (وات، ١٤-١٥). به قولی، موسی‌بن نصیر قصد داشت که از کوههای برانس (پیرنه) بگذرد و ضمن تصرف ارض کبیر (اروپا) از طریق آلمان و قسطنطنیه خود را به دمشق برساند و دین اسلام را در این نواحی رواج دهد، ولی به علت احضار شدن وی و طارق توسط خلیفۀ اموی و ولیدبن عبدالملک (٨٦-٩٦ق/٧٠٥-٧١٥م) این هدف عملی نشد و موسی و طارق در ٩٦ق/٧١٥م با غنایم و اسیران فراوان که اغلب از شاهزادگان و اشراف بودند، به دمشق بازگشتند و چندی بعد موسی مغضوب سلیمان‌بن عبدالملک (٩٦-٩٩ق/٧١٥-٧١٨م) گشت و به گونۀ وحشیانه‌ای از میان رفت (ارسلان، همان). پس از موسی ١٩ تن دیگر از مسلمانان به مدت ٤٢ سال (٩٦-١٣٨ق/٧١٥-٧٥٥م) در اندلس حکومت کردند و اوقات آنان بیشتر مصروف جنگ با فرانسویان گشت (ارسلان، تاریخ فتوحات اسلامی، ٦٢). چون منطقۀ آراگون، به‌ویژه مرکز آن سرقسطه، ستاد عملیات نظامی مسلمانان بود، این منطقه نقش عمده‌ای در پیروزی ایشان ایفا کرد، زیرا در زمان اقتدار مسلمانان، شهرهای جنوب غربی فرانسه مانند تولوز (تولوزه) ناربون (ناربونه) کارکاسون (قرقشونه) به تصرف مسلمانان درآمد و در زمان ناتوانی فرانسویان آراگون، بر ناوارا و کاتالونیا می‌تاختند. به همین جهت خط‌الرأس رشته‌کوه پیرنه مرزی میان دولت اسلامی و مسیحی به شمار آمد و نیروی دفاعی مسلمانان برای نگهبانی سرحدات شمال شرقی در سرقسطه جای گرفت (وات، ٣٨-٣٩). چون دولت بنی‌امیه در ١٣٢ق/٧٥٠م به دست ابومسلم خراسانی برافتاد و دولت بنی‌عباس (١٣٢-٦٥٦ق/٧٥٠-١٢٥٨م) بر سر کار آمد، یکی از خلیفه زادگان اموی به نام عبدالرحمن‌الداخل از دست مأموران عباسی گریخت و خود را به اندلس رساند و موفق به قبضه کردن قدرت در انجا شد و بازماندگان وی توانستند تا ٤٢٣ق/١٠٣٢م، در اندلس (و از جمله آراگون) به حکومت خود ادامه دهند. در این مدت فرهنگ و تمدن اسلامی به حد اعلای خود رسید و پرتو آن تمام اروپای غربی را فرا گرفت (حتی، ٢/٦٥٢).
در ١٦٢ق/٧٧٩م در زمان عبدالرحمن اول (١٣٨-١٧٢ق/٧٥٥-٧٨٨م) شارلمانی (١٥١-١٩٩ق/٧٦٨-٨١٤م) که هم‌پیمان خلیفۀ عباسی هارون‌الرشید و بالطبع دشمن عبدالرحمن بود، به دعوت برخی از امیران مخالف، به اندلس حمله کرد و وارد آراگون گردید، ولی به علت پایداری مسلمانان سرقسطه و بسته شدن دروازه‌های شهر (حتی، ٢/٦٥٠) نتوانست به فتح سرقسطه نایل آید و این امر باعث شد که قسمت اعظم اسپانیا را به حال خود رها کند (وات، ٣٨)، اما هنگام بازگشت خفت‌انگیز سپاه فرانسه، در تنگه‌های کوهستانی پیرنه قبایل باسک و دیگر کوه‌نشینان که اغلب مسلمان بودند از پشت‌سر به سپاه شارلمانی حمله کردند و خسارتهای جانی و مالی بسیار وارد آوردند. در این حملات رولان ، یکی از سرداران شجاع شارلمانی، کشته شد. سرود رولان که در ادبیات قرون وسطای فرانسه شهرت دارد، از این واقعه مایه گرفته است (حتی، ٢/٦٥٠، وات، ٣٨). در زمان عبدالرحمن دوم (٢٠٧-٢٣٨ق/٨٢٢-٨٥٢م) که در شبه‌جزیرۀ اندلس وحدت ارضی و سیاسی برقرار شد، عمران و آبادی بسیار انجام گرفت که قسمتی از آن در آراگون و ا همه مهم‌تر پایگاههای نگهبانی برای جلوگیری از حملات فرانسویان بود. سرقسطه که پیش از عبدالرحمن (٣٠٠-٣٥٠ق/٩١٢-٩٦١م) تابع ایالت لئون شده بود، دیگرباره فرمانبر حکومت امویان گردید (وات، ٤٥).
پس از حکم دوم (٣٥٠-٣٦٦ق/٩٦١-٩٧٦م)، دولت اموی اندلس دچار ضعف و حالت ملوک‌الطوایفی گردید، به گونه‌ای که در ٤٢٣ق/١٠٣٢م اندلس دارای ٣١ شهر تقریباً مستقل شد و مقدمات انحطاط مسلمانان فراهم آمد و تا سال یاد شده فقط شبحی از خلافت باقی بود. اما در آراگون و به‌ویژه در سرقسطه، به علت موقعیت مرزی، از مدتها پیش قدرت در دست فرماندهان مسلمان محلی بود (وات، ١١٧-١١٨). متلاشی شدن قدرت سیاسی اندلس فرصتی به دست شهریاران مسیحی شمال اسپانیا داد که بر پایۀ قرارداد با امیران مسلمان نه تنها از پرداخت جزیه خودداری کنند، بلکه از آنان باج نیز بخواهند (همان). برای مثال، آلفونسوی ششم امیر لئون و قشتاله موفق شد که از حکومت نیرومند محلی اشبیلیه سوید (اشبیلیه) خراج دریافت کند، اما همینکه ارگون طمع بست و خواست بر سرقسطه مسلط شود. با مخالفت شدید ال‌سید (رود ریگو دیاز دو ویوار ) که طرفدار مسلمانان و از نجبای قشتاله و رقیب آلفونسو و مردی بی‌باک و با شهامت بود، روبه‌رو شد. ال‌سید خود را در اختیار حکمران مسلمان سرقسطه یعنی ابوجعفر احمدبن سلیمان المقتدر باللّه (٤٣٨-٤٧٤ق/١٠٤٦-١٠٨١م) که مردی منجم، ریاضی‌دان و فیلسوف بود، گذاشته بود. در مقابل، المقتدر ال‌سید را حکمران مستقل شهر مسلمان بلنسیه کرد (٤٧٤ق/١٠٨١م) با اینهمه، تهدیدات مسیحیان بر ضدمسلمانان ادامه داشت. حکمران مسلمان اشبیلیه برای مقابله با آلفونسوی ششم ناچار از حکمران مقتدر دولت مرابطون (٤٧٩-٥٤٢ق/١٠٨٦-١١٤٧م) که در این زمان در شمال افریقا قدرت مهمی به شمار می‌رفتند، کمک خواست و با مساعدت آنها موقتاً از پیشرفت مسیحیان در جنوب اسپانیا جلوگیری شد. به این ترتیب، پای دولت مرابطون به اندلس باز شد (وات، ١١٧-١١٨)، اما به علت همکاری نکردن مسلمانان با دولت مرابطون در ٥١٢ق/١١١٨م اشراف آراگون پس از ٩ ماه محاصره، سرقسطه را تصرف کردند (ارسلان، تاریخ فتوحات اسلامی، ٤٤) و در ٤٩٠ق/١٠٩٧م وشقه سقوط کرد (رانسیمان، ١/١٢١). در ٥٤٠ق/١١٤٥م دست مرابطون به کلی از ناحیۀ آراگون کوتاه شد (وات، ١١٨) و دورۀ دوم ملوک‌الطوایفی در اندلس آغاز گشت. این سرزمین دوباره میان امیران کوچک ملوک‌الطوایف تقسیم گردید و آراگون به دست مسیحیان افتاد. در ٥٦٦ق/١١٧١م در شمال افریقا به جای دولت مرابطون دولت موحدون (٥٤٢-٦٣٣ق/١١٤٧-١٢٣٦م) پایه‌گذاری شد که بنیادگذار آن محمدبن تومرت بود (٤٧٣-٥٢٥ق/١٠٨٠-١١٣١م). پایه‌گذاری این حکومت، جان تازه‌ای به مسلمانان اندلس داد و مانع شد که همۀ اندلس به دست مسیحیان بیفتد موحدون حتی یک‌بار در ٥٩٢ق/١١٩٦م، آلفونسوی هشتم پادشاه قشتاله را در محلی به نام آلارکوس به سختی شکست دادند، اما از این پیروزی دستاورد مهمی بهرۀ مسلمانان نگشت. در برابر، مسیحیان از این رهگذر، هرچه بیش‌تر متحد شدند و سرانجام در ٦٠٩ق/١٢١٢م، دو دولت متحد آراگون و ناوار با کاستیل، در جنوب طلیطه در محلی به نام لاس‌ناواس دِ تولوسا سپاهیان موحدون را به سختی شکست دادند (دوروتی، ٢٢) و دست مسلمانان را از اسپانیا بجز از باریکه‌ای در جنوب اندلس ٠شامل غرناطه و پیرامون آن) کوتاه کردند. دولت نوین غرناطه که محمدبن یوسف‌بن نصر آن را در ٦٢٩ق/١٢٣٢م به نام حکومت نصریه (بنی‌الاحمر) پایه‌گذاری کرده بود، کاملاً مستقل نبوده، بلکه در برابر تاخت و تازهای پادشاه قشتاله و آراگون ناچار به پرداخت خراج سالانه گردید و ناگزیر متحد دولت آراگون شد که در آن زمان بسی گسترده‌تر بود و حتی بر بلنسیه، میورقه ، قرصقه ، سردانیه ، برجلوته و جز آن فرمانروایی داشت. (ارسلان، الحلل السندسیه، ٢/٢٢٩-٢٣٣). دولت بنی‌الاحمر سرانجام به ٨٩٧ق/١٤٩٢م به دست ملکۀ ایزابلا که با فردیناند پادشاه آراگون ازدواج کرده و متحد شده بود منقرض گردید و آخرین امیران مسلمان بنی‌الاحمر به مراکش گریختند (آیتی، ٢٣٥؛ باسورث، ٤٤).
پس از کوتاه شدن دست امیران مسلمان از اراگون به مسلمانان آراگون که مودجار خوانده می‌شدند، آزادی دیانت و استقلال داخلی داده شد. از میان آنان بازرگانانی توانگر برخاستند و تنی چند از آنها در دربار سلطنتی آراگون مصدر خدمات مهمی گشتند. صنعتگران مسلمان با به کار بردن اشکال و موضوعات اسلامی در صنایع ظریفه، شیوۀ خاصی پدید آوردند و بر معماری، درودگری، منبت‌کاری و فلزکاری اسپانیا تأثیر گذاشتند. آلفونس ششم زمانی با افتخار خود را پادشاه دو دیانت یعنی اسلام و مسیحیت می‌نامید. با اینهمه، مسلمانان ناچار بودند، جامۀ مشخصی بپوشند و در محلۀ مخصوص زندگی کنند و به‌ویژه مالیاتهای گران بپردازند. ثروتی که از راه صنعت و بازرگانی برای مسلمانان فراهم آمده بود، مایۀ رشک مسیحیان شد و سرانجام جیمس یکم در ٦٤٥ق/١٢٤٧م، فرمان اخراج ٠٠٠’١٠٠ تن از آنها را از آراگون صادر کرد. این امر موجب وارد آمدن لطمت فراوان به صنایع آراگون شد (دورانت، ٤/٢٣٠، ٢٣١). تا ١٢٤٩ق/١٨٣٣م آراگون به صورت یک واحد سیاسی باقی بود، ولی در آن سال به ٣ استان امروزی، ساراگوسا (سَرْقُسْطه = سَرْقُص = سرقصطه)، اوْسکا (وشقه) و تروئل (ترول) درآمد (بریتانیکا). مرکز ایالت آراگون همواره سرقسطه بوده و در وصف آن گفته شده است که: «شهری است نیکو و بزرگ، بستانهای زمردگونش آن را در میان گرفته‌اند. ٤ نهر دارد که از هر سو بر آن محیط هستند و از آن‌رو باغهایش به انواع ریاحین و گلها مرصع است. شهری است کهن، از متنزهات آن جلقین و قصرالسرور و مجلس الذهب است» (ابوالفداء، ٢١٩) این شهر به علت آنکه در دیوار بناهای آن از مرمر سفید استفاده شده، به الدارالبیضاء (شهر سپید) نیز موسوم بوده است (دمشقی، ٤١٧). سرقسطه کلیساهای تاریخی متعدد دارد که از جملۀ آنها «سیو»ست که پیش‌تر مسجدجامع اعظم مسلمانان بوده و مسیحیان برای تبدیل مسجد به کلیسا، مدت ٤٠١ سال (٥١٣-٩٢٧ق/١١١٩-١٥٢١م) کوشش کرده‌اند. کاخهای گوناگون از جمله کاخ جعفری که ابوجعفر احمد فرمانروای ارغون در میانه‌های سدۀ ٥ق/١١م ساخته، یادگارهایی از روزگار اسلامی این شهر است. (ارسلان، تاریخ فتوحات اسلامی، ٤٣). دیگر شهرهای عمدۀ آراگون که در آن هم آثار اسلامی دیده می‌شود، عبارتند از وشقه (اوْسکا) که به نوشتۀ یاقوت در معجم‌البلدان عده‌ای از اهل علم بدان‌جا منسوبند، قلعۀ ایوب (منسوب به ایوب‌بن حبیب لخمی یکی از فرمانروایان مسلمان در اواخر سدۀ ٢ق/٨م در اندلس)، کاسپه ٠قصبه)، آتیکا (عتیقه)، داروکا (داروغه) و تروئل (ترول).

مآخذ: آیتی، محمدابراهیم، آندلس، دانشگاه تهران، ١٣٦٣ش، صص ١٥، ١٨٢، ٢٣٥؛ ابوالفداء، اسماعیل، تقویم البلدان، ترجمۀ عبدالمحمد آیتی، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ١٣٤٩ش؛ ارسلان، شکیب، تاریخ فتوحات اسلامی در اروپا، ترجمۀ علی دوانی، قم، حکمت، ١٣٤٨ش؛ همو، الحلل السندسیه، بیروت، دارمکتبه الحیاه، ١٣٥٥ق؛ امین، حسن، الموسوعه الاسلامیه، بیروت دارالتعارف، ١٣٩٩ق، ص ١١٨؛ بستانی، (فؤاد افرام)؛ باسورث، کلیفورد ادموند، سلسله‌های اسلامی، ترجمۀ فریدون بدره‌ای، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ١٣٤٩ش، ص ٤٣؛ خوری، سلیم جبرائیل و شحاده، سلیم میخاییل، آثارالادهار، بیروت، مطبعه السوریه، ١٢٩١ق، صص ٦٨-٦٩؛ حتی، فیلیپ، تاریخ عرب، ترجمۀ ابوالقاسم پاینده، تبریز، حقیقت، ١٣٤٤ش، ٢/٦٣٤، به بعد؛ حدودالعالم، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، طهوری، ١٣٦٢ش، صص ١٨١-١٨٣؛ حسن، ابراهیم حسن، تاریخ الاسلام السیاسی، بیروت، داراحیاء الکتب العربیه، ١٣٦٢ق، ١/٣١٧؛ دایره‌المعارف فارسی؛ دمشقی، محمدبن ابی‌طالب، نخبه‌الدهر، ترجمۀ حمید طبیبیان، تهران، فرهنگستان ادب و هنر ایران، ١٣٥٧ش، ص ٤١٨؛ دورانت، وبل، تاریخ تمدن، ترجمۀ فریدون بدره‌ای، تهران، اقبال، ١٣٤٥ش، صص ١٨/٣٢٧-٣٢٨، ٣٥٦ به بعد؛ همو، همان، ترجمۀ ابوالقاسم طاهری، تهران، اقبال، ١٣٤٣ش، ١٣/٢٢٦-٢٣١؛ دوروتی، لودر، سرزمین و مردم اسپانیا، ترجمۀ شمس‌الملوک مصاحب، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ١٣٤٤ش؛ رانسیمان، استیون، تاریخ جنگهای صلیبی، ترجمۀ منوچهر کاشف، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ١٣٦٠ش، ١/١٢٠؛ وات، مونتگومری، اسپانیای اسلامی، ترجمۀ محمدعلی طالقانی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ١٣٥٩ش، فهرست.
علی‌بابا عسکری