دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦١

آراکان
جلد: ١
     
شماره مقاله:١٦١


آراکان، یکی از ٧ ایالت جمهوری برمه (فرانسوی: بیرمانی) به مساحت ٧٦٠’٣٦ کمـ ٢، غربی‌ترین بخش برمۀ سفلی واقع بین رشته کوههای آراکان یوما در شرق، خلیج بنگال در غرب، بنگلادش در شمال غربی، و مصب رود ایرّاوادّی در جنوب. آراکان مسکن اعقاب اقوامی مغولی بوده است که در حدود ٤ قرن پیش از میلاد از چین غربی و فلات تبّت به داخل برمه و از آنجا به تدریج به منطقۀ آراکان مهاجرت کردند. مرکزش اکیاب یا سیتوه است. آراکان که واسطۀ نفوذ اسلام به داخل کشور بودایی برمه شمرده می‌شود، تا ١١٩٩ق/١٧٨٥م کشوری مستقل و از ١٢٠٠ق/١٧٨٦م تا مدتی در تصرف برمه بود. از ١٢٤٢ق/١٨٢٦م تا ربیع‌الاول ١٣٦٧ق/ژانویۀ ١٩٤٨م ضمیمۀ هند بریتانیا شد و پس از استقلال برمه در همین سال، بخشی از این جمهوری نوبنیاد را تشکیل داد.
جغرافیایی طبیعی: آراکان حدود ٤٠٠ کمـ در راستای ساحل شرقی خلیج بنگال از منتهی‌الیه جنوبی بنگلادش تا دماغۀ نگرائیس در منطقۀ باسین امتداد دارد. همان‌گونه که برمه خود به واسطۀ کوهها از کشورهای همسایه‌اش جدا شده، آراکان هم به علت رشته‌کوه آراکان یوما از جلگه‌های مرکزی برمه به معنای اخص، جدا گشته است. کوههای یاد شده دنبالۀ کوههایی است که از شمال برمه تا دماغۀ نگرائیس کشیده شده ات. وجود این مانع طبیعی دستیابیِ آراکان به دیگر نقاط برمه را دشوار ساخته است. بیشتر آراکان را کوهها و تپه‌ها فرا گرفته است. بارندگی در آن فراوان است و خاک آن به واسطۀ رودهای کوتاه و تند که غالباً به خلیج بنگال می‌ریزند، مشروب می‌شود. تنها نزدیک به یک دهم از خاک آراکان کشاورزی می‌شود. مهم‌ترین محصول آن برنج و سپس میوه، فلفل قرمز و تنباکوست. آراکان از بسیاری جهات با دیگر نواحی برمه تفاوت دارد. اگرچه از لحاظ سیاسی بخشی از برمه به معنای اخص محسوب می‌شود، از نظر طبیعی و مختصات جغرافیایی چنین نیست.
جغرافیای انسانی: بر پایۀ آخرین سرشماری (پیش از ١٩٧٥م) جمعیت آراکان ٠٠٠’٨٤٧’١ نفر برآورد شده است. اکثر این مردم در پیرامون بندر اکیاب متمرکز شده‌اند. گرچه جمعیت آراکان عمدتاً از نخستین مهاجران برمه‌ای تشکیل شده است. بسیاری از آراکانیها خود را از برمه‌ایهای مرکز این کشور متمایز می‌دانند. وجود رشته‌کوه آراکان یوما این احساس جدایی را تقویت کرده است. اگر این عامل جغرافیایی در میان نمی‌بود، شاید اختلافات آراکانیها با دیگر برمه‌ایها سالها پیش زایل شده بود. بر اثر مجاورت آراکان با بندر چیتاگنگ بنگال و مراودات و برخوردهای مختلف میان این دو منطقه، شمارِ درخور توجهی از جمعیت آراکان ریشۀ بنگالی دارند. دینِ غالب آراکانیها بودایی (از شاخۀ تراوادا ) است، لیکن اقلیتهایی از آنها نیز مسیحی و مسلمانند. زبان آراکانی لهجۀ برمه‌ای کهن است که در شکل مکتوبش با برمه‌ای نواحی مرکزی کشور تفاوتی ندارد. زبان برمه‌ای خود به خانوادۀ زبانهای چینی ـ تبتی متعلق است. شهرهای مهم آراکان سیتوه، سندوی ، کیائوکپیو و تئونگرپ است که همه از شهرهای ساحلی‌اند. مرکز آراکان قبلاً شهر آراکان بوده که امروزه میوهونگ (شهر قدیم) نام دارد و در ٨٠ کمـ شمال غربی اکیاب (مرکز فعلی آراکان) واقع است. آراکان تا مدتها تنها از راه دریا قابل دسترسی بود، اما اکنون از راه هوا و جاده به بقیۀ برمه پیوند دارد.
گذشتۀ تاریخی: آراکان تا ١١٩٩ق/١٧٨٥م پادشاهی مستقلی را تشکیل می‌داد، ولی از مدتی پیش از این تاریخ زمینه‌های انحطاط و از دست رفتن استقلال آن رفته‌رفته فراهم گشت. در ٨٠٩ق/١٤٠٦م نرمیکهلا شاه آراکان که از برمه‌ایها شکست خورده بود، به پادشاه مسلمان بنگال پناهنده شد. از این زمان تا سدۀ ١٣ق/١٩م تاریخ آراکان با بنگال اسلامی پیوندی استوار داشت. شاه نامبرده به یاریِ سپاهیان بنگالی تاج و تخت خویش را بازیافت و از آن پس خراجگزار پادشاه بنگال شد، لیکن حدود ٣٠ سال بیش‌تر نپایید که برادرزاده‌اش بسوپیو به بنگال حمله برد و بر بندر مهم چیتاگنگ دست یافت. این بندر از حدود ١٠٦٢ تا ١٠٩٦ق/١٦٥٢ تا ١٦٨٥م بخشی از پادشاهی آراکان بود. نیروهای دریایی آراکان با چیره شدن بر چیتاگنگ، با همکاری راهزنان دریایی پرتغالی (معروف به فرنگی) مستقر در بخش علیای خلیج بنگال، تا مدّتی بر آبراههای بنگال دست یافتند. در سدۀ ١١ق/١٧م آراکانیها طیّ مدّتی هزاران بنگالی را که سالها برای تولید برنج از آنها استفاده شده بود، از سرزمین خویش بیرون راندند. در ١٠٧٠ق/١٦٦٠م شاه شجاع که از نیروهای برادرش اورنگ‌زیب شاه در بنگال شکست خورده بود، در سایۀ حمایت ناوگان آراکانیها از راه دریا به پناه سانداتوداما پادشاه آراکان رفت. مغولانِ بنگال مبالغ هنگفتی برای بازپس گرفتن شاه شجاع به شاه مذکور پیشنهاد کردند. شاه شجاع درصدد ترک آراکان برآمد، امّا سانداتوداما مانع او شد. درنتیجه، میان این یک که از حمایت مسلمانان این سرزمین نیز برخوردار بود از یک سو، و نیروهای آراکانی از سوی دیگر زد و خوردی روی داد که طیّ آن شاه شجاع کشته شد. نایب‌السّلطنۀ اورنگ‌زیب، شایسته‌خان، انتقام این قتل را گرفت و با نابود ساختن دو کشتی از ناوگان آراکانی و تسخیر چیتاگنگ در ١٠٧٦ق/١٦٦٥م، تعرّضات آراکانیها را متوقّف کرد و با این اقدام بر تفوّق آنان در بنگال شرقی (بنگلادش امروز) پایان بخشید. به هر حال، دست‌اندازیهای آراکانیها به بنگال تا سدۀ ١٢ق/١٨م ادامه یافت. در ١١٠٣ق/١٦٩٢م گروهی از لشکریان مسلمان متموّل با اسیران بنگالی مستقر در پایتخت آراکان همداستان شدند و سر به شورش پرداشتند و مدّت ٢٠ سال در این سرزمین سروَری یافتند. شاعران بنگالی مسلمانی چون دولت قاضی و سیّدالاوّل که در دربار تیری توداما و سانداتوداما شعر می‌سرودند، در پرتو توجّه گروهی از همین لشکریان که در دربار خدمت می‌کردند، روزگار می‌گذراندند. احفاد این لشکریان هنوز در نواحی رامری و اکیاب زندگی می‌کنند و به کمان(قوس) معروفند.
پیوند آراکانیها با بنگال اسلامی در القاب اسلامی مانند علی‌خان و نیز در کلمۀ شاه در ترکیباتی مانند الیاسشاه سلطان، سکندرشاه، حسین شاه و جز آن، که پادشاهان بودایی مذهب آراکان برای خود برمی‌گزیدند، و همچنین در نشر سکّه‌هایی که این القاب، یا واژۀ «کلمه» به خط فارسی، بر آنها نقش گشته، متجلّی است. ردّپایی نیز از اثار اسلامی در مسجد سندیهکان در ناحیۀ مروهونگ و در خانقاهها یا مقامهایی از بدرالدّین اولیا در اکیاب و سندوی به جای مانده است. مشهورترین مقام این عارف در چیتاگنگ جای دارد. وی یکی از اولیاء، و نگاهبان ملّاحان آراکان و بنگال است. تأثیر اسلام بر جنبه‌هایی از زندگی بودائیان آراکان امروز نیز به چشم می‌خورد، چنانکه مانند مسلمانان، خوردن گوشت گاو را روا می‌دانند.
آراکان در نخستین جنگ (١٢٤٠-١٢٤٢ق/١٨٢٤-١٨٢٦م) از سه جنگی که در نیمۀ نخست سدۀ ١٣ق/نیمۀ نخست سدۀ ١٩م میان برمه و بریتانیا رخ داد (و منجر به الحاق کامل برمه به هند بریتانیا شد)، ضمیمۀ امپراتوری بریتانیا گردید.
بریتانیائیها که به دنبال تأسیس شرکت هند شرقی در ١٠٠٨ق/١٥٩٩م، به شبه قارۀ هند نفوذ کرده و در کلکته، بنگال غربی، مستقر شده بودند، رفته‌رفته قلمرو نوّاب بنگال را متصرف شدند و سرانجام این منطقه را پایگاه توسعۀ امپراتوری خود در هندوستان ساختند. درنتیجه، دامنۀ متصرفات بریتانیا تا اواخر سدۀ ١٢ق/اواسط نیمۀ دوم سدۀ ١٨م به مرز برمه کشیده شد و موجب اختلافاتی میان برمه‌ایها و کارگزاران بریتانیا در بنگال گشت که به نبردهایی میان طرفین منتهی شد.
برمه‌ایها که در ١١٩٧ق/١٧٨٣م آراکان را مسخر خود کرده بودند و پادشاه ایشان به نام الونگ پایا ٠٠٠’٢٠ آراکانی را به اسارت گرفته و همراه با پیکرۀ معروف بودا، مهامونی ، با خود برده بود، در اوایل سدۀ ١٣ق/١٩م به عرض اندامهای تهدیدآمیزی در مرز چیتاگنگ در برابر بریتانیائیها پرداختند. سال ١٢٢٦ق/١٨١١م آغاز روابط تیره میان آراکان و بنگال و برخوردهای خصمانه در مرز دو کشور بود، که به جنگ ١٢٤٠ق/١٨٢٤م انجامید. پس از ٢ سال نبرد، برمه‌ایها شکست خوردند و بر پایۀ پیمان صلح یاندابو در ١٢٤٢ق/١٨٢٦م، آراکان به عنوان بخشی از بنگال زیر سلطۀ مستقیم بریتانیا درآمد.
پس از استقلال: در پی استقلال برمه در ١٣٦٧ق/١٩٤٨م آراکان به صورت بخشی از این کشور تثبیت شد. به موجب قانون اساسیِ جدید جمهوری سوسیالیستی اتّحاد برمه مصوب ١٣٩٣ق/١٩٧٣م آراکان رسماً به عنوان یکی از هفت ایالت این کشور تعیین گردید.

مآخذ: اینترنشنال؛ بریتانیکا؛ دایره‌المعارف اسلام؛ نیز:

Bixler, Norma, Burma, A profile, London, ١٩٧١, pp. ١٤-١٥, ٣٦-٤٠, ١٣١-١٣٢; Yule, Henry, Mission to the Court of Ava in ١٨٥٥, London, ١٩٦٨, pp. ٢١٤-٢١٥, ٢١٨-٢١٩.
مجدالدین کیوانی