دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٠

آرارات
جلد: ١
     
شماره مقاله:١٦٠

آرارات، توده کوههای آتشفشان خاموش در جنوب فلات ارمنستان، در انتهای شرقی کشور ترکیه و در مرز ایران و اتحاد جماهیر شوروی. آرارات از دوقلّه تشکیل یافته است: یکی آراراتِ بزرگ به ارتفاع ٥١٥٦ متر و دیگری آراراتِ کوچک به ارتفاع ٣٩٥٢ متر.
وجه تسمیه: آرارات را به زبان ترکی «آغْری داغ» و به زبان ارمنی «ماسیس» یا «مازیک» می‌گویند. در منابع عربی و اسلامی «حارث» و «جودی» ذکر شده است و در منابع فارسی به «کوه نوح» مشهور است. آرارت بزرگ به زبان ترکی «بویوک آغری» و آرارات کوچک «کیچیک آغری» و در زبان عربی به ترتیب «الحارث» و «الحُوَیْرِث» و در زبان فارسی «نوح بزرگ» و «نوح کوچک» نامیده می‌شوند. نام آرارات مأخوذ از نام سرزمین «آیرارات» در ارمنستان است. (پیوتروفسکی، اورارتو، ١١٥؛ لسترنج، ١٩٦). بعضی از محققان نام دولت «اورارتو» را که در نوشته‌های عبری باستان از سرزمین آنها به صورت «آرارات» یاد شده است، با همین نام مربوط دانسته‌اند (همانجا). اورارتوییان در ارمنستان کنونی و قسمتی از آناطولی شرقی و آذربایجان و قفقاز حکومت داشتند و قلمرو ایشان در حوضۀ رود کر و ارس، تا ملتقای ٢ شعبه از فرات و همچنین سرزمینهای بین دریاچۀ گوگچه (سِوان) و ارومیه را در بر می‌گرفت (مشکور، ٨٠). هرودوت در نوشته‌های خود از «آلاردُ» نام برده است. در کتیبه‌های آشوری از دولت «اورارتو» به صورتهای اوروآتری و اوراتری یاد شده است که مرکز آن زمانی حدود دریاچۀ «وان» بود (پیوتروفسکی، اورارتو، ٢٣). ارامنه کلمۀ آرارات را به سرزمین اطلاق کردند و کوه یاد شده را «ماسیس» نامیدند (همو، ١٥). نامهای الحارث و الحویرث، که جغرافی‌دانان اسلامی بر این کوهها نهاده‌اند، شاید مأخوذ از کلمۀ حَرث به معنی زراعت و یا نامِ عربی باشد که قبل از اسلام در آن دیار اقامت گزیده بوده است. عدّه‌ای «الحارث» را تحریف و تصحیف و معرّب آرارات می‌دانند و معتقدند که آرارات توسط اعرابی که پایشان به ارمنستان رسیده «ال + ارات» شنیده شده و به مرور به «الحارت» و سپس به «الحارث» بدل شده است. سپس کوه کوچک‌تر مجاور آن را به تصغیر حویرث خوانده‌اند (قزوینی، ٤/٩٢٤). ارامنه نام کوه «ماسیس» را از «ماس» یا «می‌سیش» مشتق می‌دانند که پسر «آرام» بوده و ارمنستان به نام وی خوانده شده است؛ ارامنه خود را از اعقاب آرام می‌شمارند (شاردن، ٢/٣٠٦٩.
در قرآن کریم و متون اسلامی از کوهی به نام «جودی» اسم برده می‌شود که بنابر روایات، همان کوه آرارات است که کشتی نوح(ع) بر آن نشست و بدین جهت ایرانیان آن را کوه نوح می‌نامند (هود/١١/٤٤).
سابقۀ تاریخی: با اینکه عظمت و ویژگیهای طبیعی آرارات از نظر ارتفاع، تشکیلات زمین شناختی و اشکال آن، نسبت به کوهها و قلل بزرگ جهان و منطقه، اشتهار خاصی به آن بخشیده است، شهرت عمدۀ آرارات بیشتر به سبب سوابق تاریخی و جنبه‌های مذهبی این کوه است. در اکثر آثار تاریخی، سفرنامه‌های معتبر و نوشته‌های سیاحان و جهانگردان از آن یاد شده است.
قرآن مجید (هود/١١/٤٤) در مورد واقعۀ طوفان نوح(ع) از کوه جودی اسم می‌برد: وَ قُضِیَ‌ألأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَی‌الْجُودِیَ (حکم انجام یافت و کشتی بر جودی قرار گرفت). بنابر آیات این سوره، به نوح(ع) وحی شد که جز همین عده‌ای که ایمان آورده‌اند دیگر کسی از قومت ایمان نخواهد آورد و تو بر کفر و عصیان این مردم محزون مباش و به ساختن کشتی مشغول شو. نوح به ساختن کشتی پرداخت ... گرویدگان به نوح در عالم شمار اندکی بودند. وی دستور داد که مؤمنان به کشتی درایند و سرانجام کشتی بر کوه جودی قرار گرفت (هود/١١/٣٠-٤٤).
بنابر روایات، شمار کسانی که با ئوح(ع) از این طوفان رهایی یافتند، ٨٠ تن بود. پس از نشستن کشتی بر کوه جودی، در آنجا دهی را بنا نهادند که به نام«ثمانین» یا «هشتادان» معروف بوده است. در ترجمۀ تفسیر طبری که متعلق به نیمۀ سدۀ ٤ق/١٠م است، از وجود آن روستا در عصر سامانیان یاد کرده، چنین آورده است: «پس، آن خلق از کشتی بیرون آمدند و زان کوه فرو امدند، و بر آن کوه جودی، دهی بنا کردند. هشتاد تن بودند، هشتاد خانه بنا کردند، و آن ده هشتاد خانه نام کردند، و آن دهی بزرگ گشت همچون شهری، و هنوز آن ده به جای است و آن دِه نوح خوانند» (٣/٧٣٥). در اوستا از «مزیشونت» نام برده شده که یادآور ماسیس و نامی است که ارمنیان به این کوه داده‌اند و در حقیقت همان آرارات است (جکسن، ٣٢-٣٣). بلندترین قلۀ کوه ماسیس را ارمنیان آرات و دشتِ مسیر مرکزی رود ارس را، «آیرارات» می‌نامیدند (پیوتروفسکی، دولت وان ، ٣٣). این دشت در روزگار باستان از مراکز اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به شمار می‌رفت (خداوردیان، ١/٣). در ناحیۀ داش بورون واقع در دامنۀ کوههای آرارات بخشی از آثار تاریخی از جمله بقایای دژهای اورارتویی طی حفاریهایی از سوی ایوانوفسکی کشف شد که نشانه‌ای از قدمت تاریخی آرارات است (پیوتروفسکی، دولت وان، ١٣). پس از کشته شدن سناخریب پادشاه آشور در ٦٨١ق م به دست یکی از پسرانش، دیگر فرزندان او به سرزمین آرارات گریختند (همانجا). پس از انقراض دولت هخامنشی، یرواند آخرین حکمران هخامنشی ارمنستان و یکی از شرکـ‌کنندگان پیکار گوگْمِل، بر مسند فرمانروایی ارمنستان قرار گرفت (خداوردیان، ١/٥٢). دودمان یرواند که به یرواندیان شهرت داشتند دشت آرارات را مرکز حکومت خود قرار دادند و شهر آرمایر را به عنوان پایتخت برگزیدند، ولی چندی بعد شهر دیگری با نام یروانداشاد به صورت پایتخت ارمنستان درآمد. در روزگار پادشاهان این دودمان شهرهای دیگری نیز با نامهای یرواندوان و یروانداگرد پدید آمد (همو، ١/٥٣). کنار رود ارس نزدیک آرارات در روزگار اشکانیان شهر دوین بنا گردید. این شهر، که زمانی تختگاه امرای عرب بر ارمنستان نیز بود، در مآخذ اسلامی به صورت «دبیل» آمده است (بارتولد، VII/٢١٢). پس از نفوذ ایین مسیح در ارمنستان، منطقۀ آرارات یا آیرارات یکی از اسقف‌نشینهای مسیحی بود. بنا به نوشتۀ بِقیشه ، تاریخ‌نگار ارمنی عهد ساسانی که در سدۀ ٥م می‌زیسته و ماجرای شورش ارمنیان علیه یزدگرد دوم را به شرح آورده است، در آن روزگار اسقفِ آیرارات، یوسپ نام داشت. یقیشه به هنگام ذکر نامهای اساقفۀ ارمنی نام اسقفِ آیرارات را مقدم بر دیگران ذکر کرده است (ص ٤٢). در ٢٣ق/٦٤٤م عمربن خطاب، حبیب‌بن مسلمۀ فهری را مأمور فتح ارمنستان کرد و او بخشی از ارمنستان را گشود (یعقوبی، ٢/٤٦، ٦١) در کتاب تاریخ ارمنستان، که سالهای میلادی در چند مورد با تواریخ اسلامی سازگار نیست زمان حملۀ سپاهیان خلیفه، سال ٦٤٠م ذکر شده است. در حملۀ اعراب، نواحی شرقی دشت آرارات دستخوش ویرانی شد (خداوردیان، ١/١٦٧). ١٠ سال بعد بار دیگر اعراب به دشت آرارات حمله بردند و این مرکز حیاتی ارمنستان را ویران کردند (همو، ١/١٦٨). در عهد خلافت عثمان‌بن عفان، سلمان‌بن ربیعه به حکومت ارمنستان منصوب شد، اما چندی بعد مغیره‌بن شعبه جانشین وی گردید (یعقوبی، ٢/٦١-٢). در ٨٣ق/٧٠٢م محمدبن مروان، برادر عبدالملک‌بن مروان خلیفۀ اموی، اکثر نواحی ارمنستان از جمله آبادیهای آرارات را ویران کرد (خداوردیان، ١/١٦٩). ابن‌اثیر نیز به لشکرکشی محمدبن مروان و گریز مردم ارمنستان بود تا اینکه در ٩١ق/٧١٠م از سوی ولیدبن عبدالملک از ولایت جزیره و ارمنستان عزل شد (٧/٨١، ١٦٠). الب‌ارسلان سلجوقی، جانشین طغرل با گذر از آلبانیا (اران) و گرجستان، به ارمنستان حمله برد و دشت آرارات را با روستاهای اطراف آن ویران کرد و نواحی بسیاری را به تصرف آورد (خداوردیان، ١/٢٢١). پس از آمدن ترکان به آسیای صغیر و تشکیل دولت عثمانی، آرارات را به زبان ترکی «آغری داغ» نامیدند و امروز در ترکیه به همین نام خوانده می‌شود. ایالتی نیز در شرق ترکیه، همان‌جا که کوه آرارات واقع شده، به همین نام وجود دارد و مرکز آن شهر «آغری» است. ترکان عثمانی ضمن لشکرکشی به ارمنستان، بارها نواحی آرارات را ویران ساختند. در معاهدۀ ترکمانچای، ارمنستان و ازجمله بخش بزرگی از کوهها و سراسر دشت آرارات، به تصرف روسیه درآمد. در جنوب غربی کوههای آرارات دژ مستحکم و مشهور «بایزید» احداث گردید که خود حاصل پیکارهای متمادی است. این دژ در سدۀ ١٣ق/١٩م به صورتی نیمه‌مستقل در اختیار طوایف کرد قرار گرفت (بارتولد، VII/٢١٣). در روایات کهن از ناتوانی انسانها در صعود به قلۀ کوه و محل توقف کشتی نوح(ع) سخن رفته است (شاردن، ٢/٣٠٧). از شهرهای عمده‌ای که در دامنۀ کوه آرارات قرار گرفته نخجوان است که به اعتقاد ارمنیان قدیم‌ترین شهر دنیاست و در فاصلۀ ٣ لیوی (لیو = واحد طول بین ٤ تا ٥/٥ کمـ) از آن کوهی که سفینۀ نوح(ع) در آنجا فرود آمد، بنا شده است. نام این شهر را با ماجرای سفینۀ نوح مرتبط دانسته‌اند؛ چه در زبان ارمنی «نخ» به معنای «سفینه» و «جوان» به معنی «جاگیر شده» است. ارامنه را اعتقاد بر این است که نوح(ع) بعد از طوفان در این شهر جای گرفت. می‌گویند نوح(ع) در این شهر مدفون شد و قبر همسرش نیز در مرند بر سر راه تبریز واقع است (هویدا، ٢٨). از طرف دیگر بنا بر روایتی در دامنۀ کوه آرارات در یک دهکدۀ مسیحی صومعه‌ای است به نام «آروکیل وانک» که به معنای دیر حواریون است. ارامنه احترام زیادی برای این معبد قائلند و اعتقاد دارند که نوح پس از پایان طوفان ابتدا در آنجا سکونت اختیار کرد و مراسم نخستین قربانی را در این مکان به جای آورد (شاردن، ٢/٣٠٩). روایات در این‌باره متعدد است، ولی اکثر روایات مسلمین دربارۀ جودی، با کوه آرارات انطباق دارد و در نوشته‌های قدیمی نیز آن را در سمت خاوری جزیرۀ ابن‌عمر (بین‌النهرین علیا) دانسته‌اند (لسترنج، ١٠١) و در حقیقت کوه از این نقطه پیداست.
موقعیت جغرافیایی: آراراتِ بزرگ بر روی مدار َ٤٣ و ْ٣٩ عرض شمالی و َ١٨ و ْ٤٤ طول شرقی و آراراتِ کوچک در جنوب شرقی آن بر روی مدار َ٤٠ و ْ٣٩ عرض شمالی و َ٢٥ و ْ٤٤ طول شرقی قرار گرفته است. این کوه در انتهای شمال شرقی ایالت «آغری» در شرق ترکیه واقع است. از شمال به شاخۀ اصلی رود ارس و ایالت قارص، از مشرق به منتهاالیه شمال غربی مرز ایران با ترکیه، از جنوب به شهر «دوغوبایزید» و ایالت وان و از غرب به توده کوههای کم‌ارتفاع «حاما داغ» در مرکز ایالت آغری محدود است. آرارات در فاصلۀ ٢٥ کیلومتری دوغوبایزید که نزدیک‌ترین شهر به آن است قرار دارد. این کوه با شهر آغری ٩٨ کمـ و با «ارزروم»، بزرگ‌ترین شهر شرقی ترکیه، ٢٨٥ کمـ فاصله دارد. با مرز ایران در گمرک بازرگان ٣٥ کمـ و با مرز شوروی حدود ٢٦ کمـ فاصله دارد.
سیمای طبیعی: آرارات مرتفع‌ترین قلۀ آناطولی شرقی است. کوههای جنوب شرقی دریای سیاه و کوههای «توروس» از جائی که به طرف جنوب شرقی منحرف می‌شوند، از هم دور شده و در انتهای شمال شرقی، توده کوهستان آرارات در غرب آن برجای می‌گذارد. امتداد عمومی کوههای آرات شمال غربی ـ جنوب شرقی است. آراراتِ بزرگ به وسیلۀ گذرگاه «سردار بلاغ» به ارتفاع ٢٦٨٣ متر از آراراتِ کوچک جدا می‌شود. آراراتِ بزرگ نسبت به دره‌ها و دشتهای اطراف ارتفاع متفاوت دارد. ارتفاع آن از جنوب غرب، در درۀ «ساری‌سو» (شهر دوغوبایزید)، ٣١٠٠ متر و تا بستر رودخانۀ ارس در شمال، ٤٤٠٠ متر است و بدین جهت منظر و جبهۀ شمالی آن با عظمت‌تر و با شکوه‌تر از جنوب جلوه می‌کند. این کوه مشرف بر فلات ارمنستان و از تمام کوههای اروپا، آسیای صغیر و غرب ایران مرتفع‌تر است.
تشکیلات زمین‌شناختی: تودۀ کوهستانی آرارات به دنبال چین‌خوردگیهای آلپی اواخر دوران سوم زمین‌شناسی به وجود آمده است. این کوه محل انحراف چین‌خوردگی آلپی به طرف قفقاز در شمال شرقی و کوههای آذربایجان در جنوب شرق است. تشکیلات زمین‌شناختی آرارات و سیر تکاملی آن از نخستین دوره‌های زمین‌شناسی آغاز و تا زمان حاضر ادامه یافته و به صورت ساختمان طبیعی امروز درآمده است. آرارات یک مخروط آتشفشانی قدیمی است که قسمت اعظم آن از مواد آتشفشانی تشکیل یافته است. فعالیت کوه‌زایی آرارات تمام آناطولی شرقی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و اثرات تخریبی مختلفی از دوران دوم زمین‌شناسی در آنها مشاهده می‌شود. حفره‌های بزرگی که در نتیجۀ فرسایش شکستها ایجاد شده‌اند با موادّ دوران نئوژن پر گشته‌اند و نیز بعضی گسلهای پراکندۀ آن با رسوبات دوران چهارم پر شده است. بالاخره در اکثر مناطق لایه‌های آتشفشانی که از ضخامت قابل ملاحظه‌ای برخوردار است. دیده می‌شود (هویدا، ١٨، ١٩، ٢٤، ٢٥، ٣٢). امروزه آرارات در قسمت مرکزی مخروط خود دهانۀ آتشفشانی مشخصی ندارد. پژوهشگران برآنند که آرارات شامل دو آتشفشان و پراکندگی آن در اطراف دهانه‌ها ارتفاع پیدا کرده‌اند. آرارات بزرگ به شکل مخروطی است که اندکی مدوّر شده باشد. قلۀ آن یک سطح هموار نزدیک به دایره با محیطی به طول ٦٠٠ متر است که از هر طرف به شیب‌های تندی محدود می‌شود (همو، ٣٤). آرارات با اینکه در ادوار مختلف تاریخی فعالیتی از خود نشان نداده است، ولی زلزله‌های سختی در آن به وقوع پیوسته است. شدیدترین و مهیب‌ترین آنها زمین‌لرزۀ ١٩ ربیع‌الآخر ١٢٥٦ق/٢٠ ژوئن ١٨٤٠م است که باعث ریزش قسمتی از دامنه‌های شمالی کوه شد و درنتیجۀ سقوط سنگها و گل و لای، قریۀ «آخوری» (آرگوری) با جمعیتی بالغ بر ١٦٠٠ نفر و صومعۀ کوچک «سن‌ژاک» که ٣ کمـ بالاتر از آن قرار داشت به همراه همۀ راهبان آن نابود شد و چشمۀ سن‌ژاک نیز ناپدید شد و در نقطۀ دیگری ظاهر گردید (دانشنامه).
آب و هوا و منابع آب: قلۀ آرارات در ارتفاعات بیش از ٣٩٠٠ تا ٤٠٠٠ متر، در تمام سال پوشیده از برف است و در حد برفهای دائمی است. با وجود فراوانی برف، در شیب آرارات بزرگ فقط ٢ چشمه وجود دارد: یکی سردار بلاغ (چشمه سردار)، در ارتفاع ٢٢٩٠ متری و دیگری چشمه مشهور سن‌ژاک. ارتفاع آرارات کوچک آن‌قدر نیست که همیشه برف داشته باشد. آرارات به علت ارتفاع زیاد دارای آب و هوای سرد کوهستانی است. قلۀ آن در اکثر صبحها با نهایت صافی و عظمت از دور نمایان می‌گردد. ریزش برف در زمستان قلۀ آن را تا دامنه‌ها می‌پوشاند. در ایام تابستان نیز در ارتفاعات بیش از ٤٠٠٠ متری سرمای شدیدی حکمفرماست. وجود یخچالهای طبیعی و برفهای دائمی عامل عمدۀ این سرماست (پولو، ٣٤؛ کلاویخو، ١٥١؛ شاردن ٢/٣٠٦). کوه ارارات در حوضۀ وسطای رود ارس قرار دارد و تمام آبهای آن در جهات مختلف به رودخانۀ ارس می‌ریزد. علی‌رغم نزول برفهای سنگین و وجود یخچالهای طبیعی، به علت قابل نفوذ بودن مواد متخلخل آتشفشانی آرارات، رودهای پرآب دائمی در آن کمتر دیده می‌شود و مختصر آبی که از زمین بیرون می‌آید در بعضی نقاط باتلاقی را تشکیل می‌دهد. اکثر رودها از دامنۀ شمالی به همراه آبهای ارتفاعات قارص، وارد رودخانۀ ارس می‌شوند. تنها رودخانۀ جنوبی آرارات «ساری‌سو» است که پس از مشروب کردن دشت بایزید در ٥ کیلومتری شمال بازرگان، وارد ایران می‌شود و در نزدیکی «پلدشت» به ارس می‌ریزد. رودخانۀ مهم دیگر «قره‌سو» است که از دامنۀ شرقی سرچشمه گرفته و پس از عبور از «پورآلان» و تشکیل مرز مشترک ایران و ترکیه در جنوب غربی «دمیرقاپو»، به ارس می‌پیوندد.
پوشش گیاهی و زندگی حیوانات: خشکی دامنه‌های آرارات سبب کم‌گیاهی آن شده و مانند همۀ کوههای مجاور فاقد جنگل است. مراتع و درختان جنگلی پراکنده در منطقۀ مرکزی ارارات، از ارتفاع ١٥٠٠ تا ٣٢٠٠ متر دیده می‌شود درختان جنگلی بیشتر از نوع سرو کوهی و بوتۀ درختانی از نوع قان هستند. در گذشته پوشش جنگلی آرارات انبوه بوده، ولی امروزه مقدار زیادی از آنها تخریب یا ریشه‌کن شده است و فقط پراکندگی و آثار این جنگلها را می‌توان به چشم دید. این عریانی مفرط تا حدی معلول قطع بی‌رویۀ درختان است. به‌طور کلی از زمانی که پای آدمی از درۀ سن‌ژاک بریده شده، آرارات صورت بیابان متروک یافته است. مراتع و چراگاههای مختلف به صورت پراکنده در دامنه‌های آرارات دیده می‌شود و در تابستان گله‌های زیادی در آن به چرا مشغول هستند. فقر پوشش گیاهی موجب کمی تعداد حیوانات نیز گشته است و امروزه در پناه بیشه‌های تُنک و دامنه‌های این کوه حیواناتی مانند خرس و گراز زندگی می‌کنند.
زندگی انسانی: پراکندگی جمعیت در دامنه‌های آرارات چندان متراکم نیست و شهرهای چندان پرجمعیتی نیز در اطراف آن وجود ندارد در صورتی که در گذشته دامنه‌های آن مسکونی و دارای بیش از ٠٠٠’١ قریه بوده است (لسترنج، ١٩٦). در ارتفاعات بالاتر شیب دامنه‌های آرارات خیلی تند است و از ٠٠٠’٥ متر بالاتر شیب آن تندتر می‌گردد. تاکنون تعدادی از محققین مشهور اروپائی، روسی، و ترک، به قله آرارات صعود کرده‌اند. اولین کسی که به این قلۀ صعود کرد، شخصی بود به نام ی. ی. ف. و. و. پارو آلمانی که در سپتامبر ١٨٢٩م از آرارات بزرگ بالا رفت (هویدا، ٣٥). در ضمن صعود نامگذاریهای مختلفی بر روی ارتفاعات انجام گرفته است که مهم‌ترین آنها نام قلۀ انتهایی آرارات یا «آتاترک تپه‌سی» (قلۀ آتاترک) است.
کوه آرارات محور ارتباطی شرق و غرب و شمال و جنوب را از همدیگر جدا می‌کند. دو محور ارتباطی عمده از شمال و جنوب آرارات، نواحی شرق را به غرب پیوند می‌دهد. جادۀ ترانزیتی تهران ـ استانبول از جنوب آرارات می‌گذرد و ایران را از طریق ارزروم، آنکارا و استانبول به اروپا وصل می‌کند و تنها راه ارتباطی شرق به غرب است. این راه در دوغو بایزید دوشاخه شده، یک جادۀ فرعی از غرب آرارات به طرف شمال و از طریق شرق به قارص و اتحاد جماهیر شوروی وصل می‌گردد. راه دیگری از شمال شرق آرارات در داخل خاک شوروی از طریق جلفا در جهت ایروان، تفلیس و شهرهای دیگر شوروی است و از غرب با شهرهای ترکیه ارتباط پیدا می‌کند.
اماکن و آثار تاریخی و مذهبی: از اماکن، شهرها و آبادیهای مهم و تاریخی زیادی در اطراف آرارات یاد شده است. از آن جمله می‌توان از شهر «دوین»، که در نوشته‌های اعراب به نام «دبیل» ذکر شده، نام برد. این شهر «توین» نیز نامیده می‌شد و اکنون به جای آن دهکدۀ کوچکی در جنوب ایروان نزدیک رود ارس قرار دارد (لسترنج، ١٩٦). آبادیهای «سورماری» (سولماری، سوللی) «ایگدیر» یا «آغدیر» فعلی «آخوری» یا «آرگوری» نیز از شهرهای قدیمی دیگر اطراف آرارات هستند. شهر آخوری از نقاط دیدنی در دامنۀ شمالی درۀ سن‌ژاک، در ارتفاع ١٧٣٧ متری است. به عقیدۀ اکثر مردم مسیحی ارمنستان، تاکستانی که نوح(ع) به گزارش سفر پیدایش (٩: ٢١) پس از طوفان ایجاد کرده در همین شهر بوده است. اینان همچنین معتقدند که از بازماندۀ کشتی نوح(ع) درخت بیدی در اینجا روئید که بر اثر زلزلۀ ١٢٥٦ق/١٨٤٠م از میان رفت (جکسن، ٣٣). قلعه «بدشتی» و دژ «چگری» (انجمن هاکلیوت، ١٠٢) از آثار دیگری است که در اطراف آرارات قرار دارد.

مآخذ: ابن‌اثیر، عزالدین، الکامل، بیروت، دارصادر، ١٩٨٢م، ٤/٤٧٦’٥٥٦؛ انجمن هاکلیوت، سفرنامۀ ونیزیان در ایران، ترجمۀ منوچهر امیری، تهران، خوارزمی، ١٣٤٩ش؛ پولو، مارکو، سفرنامه، ترجمۀ منصور سجادی و آنجلادی جوانی رومانو، تهران، ١٣٦٣ش؛ پیوتروفسکی، ب. ب، اورارتو، ترجمۀ عنایت‌اللّه رضا، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ١٣٤٨ش؛ تاورنیه، ژان باتیست، سفرنامه، ترجمۀ ابوتراب ن.ری، اصفهان، تأیید، ١٣٣٦ش، صص ٥٤-٥٥؛ ترجمۀ تفسیر طبری، به کوشش حبیب یغمایی، دانشگاه تهران، ١٣٤٠ش؛ جکسن، ویلیامز، سفرنامه، ترجمۀ ا. گرماتیک، تهران، ١٣٦٠ش، ج ١ و ٢؛ دانشنامۀ ایران و اسلام؛ سحاب، نقشۀ آذربایجان ٥٠٠٠/١؛ شاردن، ژان، سیاحتنامه، ترجمۀ محمد عباسی، تهران، امیرکبیر، ١٣٤٩ش؛ قزوینی، محمد، یادداشتها، به کوشش ایرج افشار، دانشگاه تهران، ٤/٩٢٣-٩٢٤؛ کلاویخو، روی، سفرنامه، ترجمۀ مسعود رجب‌نیا، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ١٣٣٧ش، صص ١٤٨-١٤٩، ١٥١؛ لسترنج، گای، سرزمینهای خلافت شرقی، ترجمۀ محمود عرفان، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ١٣٣٧ش؛ مشکور محمدجواد، نظری به تاریخ آذربایجان، تهران، انجمن آثار ملی، ١٣٤٩ش؛ هویدا، رحیم، جغرافیای طبیعی آذربایجان، دانشگاه تبریز، ١٣٥٢ش، صص ٩-٣٥؛ یعقوبی، احمدبن واضح، تاریخ، ترجمۀ محمدابراهیم آیتی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ١٣٥٦ش؛ نیز:

Bartold, V. V., Sochineniia, Moskva, ١٩٧١, VII; Egihe, O., vardane I voine Aemianskoi, Perevod s drenearmianskogo akad. I. A. Orbeli izdatelstvo AN Armianskoi SSR, Erevan, ١٩٧١; Piotrovskii B. B., Vanskoe tsarstvo (Urartu), Moskva, izdatelstvo Vostochnoi literature, ١٩٥٩.
اصغر نظریان