دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٥
| آذربايجان، جمهوری شوروی سوسياليستی جلد: ١ شماره مقاله:١٤٥ |
آذربایجان، جمهوری شوروی سوسیالیستی، جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان سرزمینی
است اسلامی و شیعهنشین در شرق قفقاز که در ١٩١٨م از سوی دولت مساواتیان به نام
«جمهوری آذربایجان» و از ١٩٢٠م توسّط دولت بلشویکی قفقاز به نام «جمهوری شوروی
سوسیالیستی آذربایجان» نامیده شد. مرکز این جمهوری باکو و جمعیت آن ٠٠٠’٤٧٧’٥ نفر
است (بنیگسن، ٦).
وجه تسمیه: این سرزمین تا ١٩١٨م هرگز آذربایجان نامیده نمیشد. زمانی نام کهن آن
«آلبانیا» بود (بارتولد، III/٣٣٤). در روستای «بویوک دَکَن» واقع در بخش نوخای
قفقاز نوشتهای به خط و زبان یونانی باستان به دست آمده که تاریخ آن را سدۀ ٢م
دانستهاند و در آن از آلبانیا یاد شده است (لاتیشف، ١٠٣, ١٠٤). در نوشتههای
مورخان باستان از جمله پولیبیوس، استرابون و دیگران نیز این سرزمین با نام آلبانیا
آمده است. به نظر بعضی محققان، آلبانیا در مآخذ پارتی به صورت «اردان» آمده است
(علی اف، ١٨, ١٩). در مآخذ عهد اسلامی این نام را «اران» و «الران» نوشتهاند
(بارتولد، III/٣٣٤) این نام به احتمال قوی با نام پارتی «اردان» مرتبط است. گاه نیز
از این سرزمین با دو نام اران و شروان یاد کردهاند (نکـ اران و سیروان). پس از
لشکرکشیهای تیمور و داستان ترکمانان آققویونلو (هـ م) و قرهقویونلو (هـ م) نام
اران به تدریج از کتابها برداشته شد (کسروی، ٢٦٤’٢٦٥). در دایرهالمعارف بزرگ شوروی
آمده است که «در اواسط سدۀ ١١م ]٥ق[ هجوم اقوام ترک (ازجمله غُزان و دیگران) که
دودمان سلجوقی در رأس آنها قرار داشتند به سرزمین اران و شیروان آغاز گردید»
(١/٢٥١). از این عبارت معلوم میشود که جزئی از ایران بود چند خاننشین، ملکنشین و
سلطاننشین کوچک پدید آمد که در نیمۀ دوم سدۀ ١٢ق/نیمه دوم سدۀ ١٨م شمارۀ آنها به
١٥ رسید. عمدهترین آنها عبارت بودند از خاننشینهای باکو، گنجه، دربند، قُبه (قوبا
= کوبا). قراباغ، نخجوان، طالش، شَکی، شروان، ایروان، کوتکاشِن، قَبَله و شَمشادیل.
سلطاننشینهای کوچک بعضی مستقل و بعضی دیگر تابع خانها بودند (ابراهیم بیگلی، ٣٩)
به عنوان نمونه سلطاننشینهای آرش، ایلیسو و کوتکاشن از خانشکی، و ملکنشینها از
خان قراباغ تبعیت میکردند («تاریخ آذربایجان »، ٣٣٤, ٣٣٥). در ١٤ و ٢١ مه ١٨٠٥م در
اردوگاه ارتش روسیه واقع در ساحل کورکچای (٢٠ کمـ گنجه) موافقتنامهای به امضا
رسید که طبق آن، خانهای قراباغ و شکی تابعیّت دولت روسیه را پذیرفتند (ابراهیم
بیگلی، ٦٢). پس از پایان جنگهای ایران و روس که بخشی از این سرزمین به اشغال روسیه
درآمد و در پی انعقاد معاهدۀ ترکمانچای، بعضی خانها، ازجمله خانهای اردوباد و
نخجوان، الحاق خود را به امپراتوری روسیه اعلام نمودند (دایرهالمعارف بزرگ شوروی،
١/٢٥٢). در هیچیک از مآخذ مربوط به دوران مذکور و سالهای پیش از آن نامی از
آذربایجان برای این سرزمین نمییابیم (رضا، ٥٢-٥٨). در سال ١٩١١م حزب مساوات در
اراضی کنونی جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان تأسیس یافت. مساواتیان در مارس
١٩١٨م قیامی مسلحانه در باکو ترتیب دادند که اندکی بعد به دیگر نواحی آن سرزمین
کشیده شد. اینان در ٢٧ مه ١٩١٨م در شهر تفلیس دولتی تشکیل دادند و با نام «جمهوری
آذربایجان» اعلام استقلال کردند (همو، ٢١٤). در پایان ١٩١٩ و اوایل ١٩٢٠م دولت
مساواتیان دستخوش بحران سیاسی و اقتصادی شد. در بهار ١٩١٩م در نواحی مغان و لنکران
دولت شوروی تأسیس یافت. در ٢٦ آوریل ١٩٢٠م کمیتۀ موقت انقلاب به ریاست نریمان
نریمان اف تشکیل گردید. در ٢٨ آوریل ١٩٢٠م دولت مساواتیان ساقط شد و کمیتۀ انقلاب
قدرت را در باکو به دست گرفت و خود را دولت «جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان»
نامید (عزیزبیگ اوا ١٥٨).
موقع جغرافیایی: در مآخذ ایرانی و اسلامی، اراضی جنوب کوههای قفقاز و منطقۀ قفقاز
مرکزی را تا شمال رود ارس، قفقاز؛ و نواحی شمالی کوههای بزرگ قفقاز را ماوراء قفقاز
نوشتهاند. ولی در مآخذ روسی و به پیروی از آنها در نوشتههای محلی نامهای مذکور به
صورتی وارونه ارائه شدهاند و آن محدودهای را که در مآخذ ایرانی و اسلامی به صورت
ماوراء قفقاز آمده، قفقاز؛ و بخشی را که به صورت قفقاز نوشته شده است، ماوراء قفقاز
میخوانند. به عنوان نمونه دایرهالمعارف بزرگ شوروی در بحث پیرامون جمهوری شوروی
سوسیالیستی آذربایجان، آن را بخشی از «منطقۀ جنوب شرقی ماوراء قفقاز» نامیده است
(١/٢٤٧). این دوگانگی سبب بروز آشفتگیهایی در نوشتههای مورخان و جغرافینگاران شده
است. جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان مشتمل بر جمهوری شوروی خودمختار نخجوان و
ولایت خودمختار قراباغ کوهستانی و شهرها و بخشهای متعدد است. این جمهوری دارای ٦٠
بخش، ٥٧ شهر و ١١٩ قصبه از نوع شهری است (همانجا). جمهوری آذربایجان از شمال با
جمهوری شوروی خودمختار داغستان (جزء جمهوری شوروی سوسیالیستی فدراتیو روسیه)، از
شمال غرب با بخشی از گرجستان، از غرب با جمهوریهای گرجستان و ارمنستان و از جنوب با
ایران و ترکیه هممرز است. سراسر مرز شرقی جمهوری آذربایجان محدود به دریای خزر
است. آن بخش از این جمهوری که در شمال رود کر (به زبان گرجی: کورا) واقع است،
روزگاری شروان (شیروان) نام داشت (دانشنامه)، ولی بعدها این نام به ناحیهای بسیار
کوچکتر در بخش مذکور اطلاق شد. بخش اعظم این جمهوری در کرانۀ دریای خزر ٨٠٠ کمـ
است. شبهجزیرههای عمدۀ آن عبارتند از: آبشوران، کورینسکایا، کوسا و سارا؛ خلیجهای
عمدۀ آن عبارتند از آبشوران، کیروف (قیزیل آغاج) و خلیج باکو، و جزایر عمدۀ آن
عبارتند از: ژیلوی و آرتیوم که سدی آن را به ساحل مرتبط میکند. در اطراف شبهجزیرۀ
آبشوریان جزایر کوچکی وجود دارد که مجموع آنها را مجمعالجزایر آبشوریان مینامند.
ناهمواریها: حدود یک دوم اراضی جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان کوهستانی است. در
محدودۀ جنوب شرقی جمهوری سه شکل ساختاری قفقاز کوچک در جنوب و فرورفتگی کُر در میان
این دو برجستگی. در انتهای جنوبِ شرقیِ جمهوری کوههای طالش، در جنوب فرورفتگیهای
میانی ارس و در شمالِ آن برآمدگیهای کوهستانی آیوتس دزور (دارالاگز) و زنگهزور از
رشتهکوههای قفقاز کوچک قرار دارند. مرتفعترین قلههای آن عبارتند از «بازاردوز»
به ارتفاع ٤٦٦’٤ متر (در بعضی مآخذ ٤٨٠’٤) و شاهداغ به ارتفاع ٢٤٣’٤ متر
(دایرهالمعارف بزرگ شوروی، ١/٢٤٨). ناهمواریهای کوههای قفقاز بزرگ دارای یخچالهای
متعددی است که سرچشمۀ رودهای کوهستانی را تشکیل میدهد. جبال قفقاز بزرگ در حدود
شرق کوه باباداغ (به ارتفاع ٣٦٢٩ متر) دارای شیب کوهستانی تندی است (همانجا). در
شرق جبال قفقاز دشت شیبدار کوسار قرار دارد که به جلگۀ سامور ـ دوهچی (روسی:
سامور ـ دویچی) منتهی میگردد. فرورفتگی کُر در جمهوری آذربایجان شامل دو بخش است:
ناهمواریهای منطقۀ غربی، ناهمواریهای منطقۀ شمالی. این ناهمواریها از کوههای کوتاه
و فرورفتگیهایی تشکیل یافته که بزرگترین آنها فرورفتگی آلازان ـ آفتوران (آلازان ـ
آغریچای) در شیب تند دامنۀ جنوبی است. در بخش مرکزی و شرقی فرورفتگی کُر، جلگه کُر
ـ ارس قرار گرفته است. در محدودۀ جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان کوههای
شاهداغ، موروداغ (٧٢٥’٣ متر) و کوههای قراباغ از سلسله جبال کوچک قفقاز واقع شده
است. در کوههای طالش سه قلۀ بلند وجود دارد که مرتفعترین آنها ٤٧٧’٢ متر است.
بلندترین قله در کوهستانهای نخجوان ٩٠٤’٣ متر ارتفاع دارد (همانجا).
زمینشناسی: اراضی جمهوری آذربایجان در منطقۀ ژئوسنکلینال بزرگ (ناودیس) قرار
دارند. بخش مرکزی این کوهها از سنگهای گرانیت مقاوم پرکامبرین تشکیل شده است. دامنۀ
شمالی کوههای قفقاز بزرگ به زمینهای کِرتاسه میپیوندد. این کوهها با مقطع نامتقارن
در دامنۀ جنوبی دارای شیب تند است و پیدایش آنها به حرکات کوهزایی دورۀ میوسن تا
پلیوسن مربوط میشود. حرکات کوهزایی اواخر دوران سوم زمینشناسی با فعالیتهای
آتشفشان در لاکولیتهای بشتائو در مجاورت پیاتی گورسک دیده میشود که ا پلیوسن
فوقانی فعال بودهاند. فرورفتگی کر، در جنوب کوههای قفقاز بزرگ، از رسوبات اواخر
دوران سوم پوشیده شده است. این فرورفتگی به وسیلۀ برجستگی سورام به دو بخش تقسیم
میگردد. همین برجستگی دیگر کوههای قفقاز کوچک میپیوندد.
در شبهجزیرۀ آبشوران و مجمعالجزایر آن منابع نفت و گاز وجود دارد. در منطقۀ میانی
جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان، فرورفتگی کر و نواحی سفلای جلگۀ کر نیز منابع
نفت و گاز موجود است. مناطق جلفا و اردوباد دارای معادن مولیبدن و سنگ نمک است. در
بسیاری از مناطق جمهوری، بهویژه دامنههای جنوبی کوههای قفقاز بزرگ، نواحی شکی ـ
شماخی و بخشهای جنوبی کوههای قفقاز کوچک تا جلگه ارس، منابع متعددی از آبهای معدنی
وجود دارد که از آن جمله است آبهای معدنی باداملی، ترشسو، وابستیسو. در کوههای
شاهداغ منابع سنگ آهن، و در مناطق مرتبط با رشته جبال قفقاز کوچک منابع کوبالت و
بسیاری مواد کانی دیگر وجود دارند. بدین جهت مناطق مزبور را «اورال آذربایجان»
نامیدهاند («دایرهالمعارف مختصر جغرافیایی» ، I/٣٨). منطقۀ نخجوان دارای معادن
نمک و مولیبدن است.
اقلم: آب و هوای جمهوری سوسیالیستی آذربایجان گرمسیری است، ولی میتوان در آن چند
نوع منطقۀ خشک و مرطوب با آب و هوای کوهستانی و جلگهای مشاهده نمود. حرارت متوسط
این جمهوری از ٥/ْ١٤ سانتیگراد تا صفر درجه نوسان دارد. حداکثر متوسط در ماه ژوئیه
ْ٢٥ تا ْ٢٧ سانتیگراد است (دایرهالمعارف بزرگ شوروی، ١/٢٤٨). هوای مناطق جنگلی در
تابستانها خشک است. در این نواحی حرارت بین صفر تا ْ٣٠ سانتیگراد نوسان دارد.
حداکثر گرمای هوا به ْ٤٠ تا ْ٤٣ سانتیگراد و حداقل سرما به ْ٣٠ سانتیگراد میرسد
(همانجا). میزان بارندگی در نواحی مختلف این جمهوری متغیر است. در شبهجزیرۀ
آبشوران و جنوب شرقی ناحیۀ شیروان میزان بارندگی کمتر از ٢٠٠ میلیمتر، در جلگۀ کر
ـ ارس ٢٠٠-٣٠٠ میلیمتر، در دامنۀ کوهها ٣٠٠-٩٠٠ میلیمتر، در دامنۀ سلسله جبال
قفقاز بزرگ ١٢٠٠-١٣٠٠ میلیمتر، در بخش لنکران ١٢٠٠-١٤٠٠ و گاه ١٧٠٠-١٨٠٠ میلیمتر
است (همانجا؛ دایرهالمعارف مختصر جغرافیایی، I/٣٨).
آبها: در جمهوری آذربایجان حدود ٢٥٠’١ رود، رودخانه و نهر موجود است که از اینها
فقط ٢١ رود بیش از ١٠٠ کمـ طول دارند (دایرهالمعارف بزرگ شوروی، ١/٢٤٩). بزرگترین
رودی که از این جمهوری میگذرد رود کُر است که از شمالِ غرب تا جنوبِ شرق کشیده شده
است و پس از پیوستن به رود ارس در ناحیۀ صابرآباد به دریای خزر میریزد. اکثر
رودخانهها، نهرها و جویبارهای این جمهوری به رود کر میریزند. رودهای عمدۀ آن
عبارتند از بیلقانچای، موخاجچای، تالچای قورموچای سامور، کودیالچای، شامخورچای،
آقسطفا ، گنجهچای، ترترچای و غیره. رودهای کر و ارس بزرگترین منابع آبیاری جمهوری
به شمار میروند. بر روی رود کر در ناحیۀ مینگهچویر (روسی: مینگهچائور) سدی احداث
گردیده است. دریاچۀ پشت این سد به وسعت ٦٠٥ کمـ ٢ است (همانجا). در کنار سد تأسیسات
برق آبی تهبیه شده است. در منطقۀ سفلای سد مینگهچائور کشتیرانی محلی امکانپذیر
گشته است. طی سالهای اخیر بر روی رود ارس نیز سدهایی پدید آمده و تأسیسات برق آبی
ایجاد شده است. مجموع نیروی برق این جمهوری را ١٥ میلیارد کیلووات ساعت نوشتهاند
(همان، ٢٤ (٢)/٥٢٦). ولی حدود ٩٠٪ نیروی برق جمهوری از طریق تأسیسات برق حرارتی
تأمین میگردد (همانجا). در جمهوری حدود ٢٥٠ دریاچه وجود دارد که بزرگترین آنها
عبارتند از دریاچههای حاجی قبول به گنجایش ٥/١٥ کمـ ٣، بویوک شور ٣/١٠ کمـ ٣،
آلاگل به گنجایش ٥ کمـ ٣ و ٨ متر عمق و گوی گل (همان، ١/٢٤٩).
پوشش گیاهی: دشتهای جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان اغلب خشک و به صورت
نیمهصحرا و نمکزار است، ولی در جلگههای مسیر رودهای کر و ارس و نیز دامنۀ کوههای
قفقاز بزرگ و قسمتی در دامنۀ کوههای قفقاز کوچک و کوههای طاش واقع شدهاند. در
دامنههای جنوبی کوههای قفقاز بزرگ درختان بلوط ایبریایی (گرجی) و شاه بلوط
میروید.
حیات حیوانی: جانوران این ناحیه را به ١٢ هزار نوع تخمین زدهاند. در بعضی نواحی آن
انواع مارها و دیگر خزندگان، جانورانی چون، گراز، آهو و پرندگانی از قبیل قرقاول،
دراج، تیهو، مرغابی و غیره زندگی میکنند. در نواحی کوهستانی، یوزپلنگ، خرس، گراز،
گربۀ وحشی و سنجاب وجود دارد. در آبهای طالش انواع ماهیهای ارزشمند ازجمله ماهی
آزاد، و در مناطق رود کر و دریای خزر ماهیهای خاویار چون استورژن و بلوگا زندگی
میکنند (همان، ٢٤٧، ٢٥٢، ٢٤ (٢)/٥٢٦).
جمعیت و ترکیب دموگرافیک: جمعیت این جمهوری در ١٩٥٩م ٠٠٠’٩٤٠’٢ تن بود که در ١٩٧٠م
به ٠٠٠’٣٨٠’٤ نفر افزایش یافت (بنیگسن، ٦). بدین روال رشد متوسط جمعیت این جمهوری
در فاصلۀ ١٩٥٩-١٩٧٠م حدود ٤٩٪ و از ١٩٧٠ تا ١٩٧٩م حدود ٢٥٪ بوده است. طبق سرشماری
١٩٧٠م تعداد جمعیت از لحاظ ملی و قومی عبارت بود از مردم بومی و محلی ٠٠٠’٧٧٧’٣،
روسها ٠٠٠’٥١٠، ارامنه ٠٠٠’٤٨٤، لزگی ٠٠٠’١٣٧ و بقیه از دیگر اقوام و ملیتها از
جمله آوارها، اودینها ، تساخورها ، تاتها، کُردها، اوکرایینیها، یهودیان، تاتارها،
گرجیها و غیره (دایرۀالمعارف بزرگ شوروی، ١/٢٤٩، ٢٤ (٢)/٥٢٧). بنیگسن نسبت روسها
به مردم محلی را در ١٩٧٩م حدود ٩/٧٪ نوشته است (p.٩). جمعیت نسبی این جمهوری (طبق
آمار اول ژانویه ١٩٧٦م) ٧/٦٥ نفر بوده است. نسبت روسها در این جمهوری در مقایسه با
مردم بومی طی ١٩٥٩م ٥/١٣٪ بود. ولی این نسبت در ١٩٧٠م به ٩/٩٪ و در ١٩٧٩م ٩/٧٪ کاهش
یافت (همانجا). دلیل این امر را باید در افزایش جمعیت نواحی مسلماننشین شوروی از
جمله جمهوری شوروی آذربایجان دانست. ٥٢٪ اهالی این جمهوری را زنان تشکیل میدهند
(دایرهالمعارف بزرگ شوروی، ١/٢٤٩). به تقریب نیمی از اهالی در شهرها و نیمی دیگر
در روستاها سکنی دارند. مرکز این جمهوری شهر باکو است. جمعیت این شهر و بخشهای تابع
شورای آن در اول ژانویۀ ١٩٧٦م بالغ بر ٠٠٠’٤٠٦’١ تن بود (همان، ٢٤ (٢)/٥٢٥). شهرهای
عمدۀ جمهوری عبارتند از کیروفآباد با جمعیت ٠٠٠’٢١١ نفر (کبروفآباد در گذشته گنچه
نام داشت. این شهر پس از جنگهای ایران و روس، الیزابت پل نامیده شد که در زبان روسی
آن را یلیزاوتوپل مینامیدند. پس از تأسیس جمهوری دوباره نام کهن به شهر مذکور
بازگشت. چون سرگی میرونویچ کیروف یکی از رهبران حزب بلشویک مدتی در آذربایجان شوروی
فعالیت داشت، لذا پس از قتل وی که در ١٩٣٤م صورت گرفت، شهر گنجه بار دیگر تغییر نام
داد و کیروفآباد نامیده شد)، سومقائیت با جمعیت ٠٠٠’١٦٨ نفر، مینگه چِوِیر (مینگه
چائور)، استپاناکِرْت، علی بایْرامْلی و داش کَسَن که جمعیت آنها هریک کمتر از
٠٠٠’١٠٠ نفر است. در سرشماریهای ١٩٢٦، ١٩٣٩، ١٩٥٩، ١٩٧٠، ١٩٧٩م هیچگونه اطلاع رسمی
پیرامون پیروان ادیان و مذاهب ارائه نشده است، لذا نمیتوان آماری دقیق از مسلمانان
جمهوری مذکور را به دست داد.
منابع طبیعی: جمهوری آذربایجان دارای منابع طبیعی از قبیل نفت، گاز، سنگ آهن،
گوگرد، مواد کودهای شیمیایی و غیره است. نفت عمدهترین مادۀ معدنی این جمهوری است.
استخراج نفت این سرزمین به صورت تجاری بالنسبه وسیع از ١٨٦٣م با ٥٠٠’٦ تن آغاز شد،
ولی رقم مذکور در ١٩٠١م به ١١ میلیون تن رسید. اما در ١٩٢٠م و آغاز حکومت شوروی
میزان استخراج نفت به ٩/٢ میلیون تن کاهش یافت. از آن پس رفتهرفته فزونی گرفت و تا
١٩٤٠م به ٢/٢٢ میلیون تن رسید، ولی پس از آن دوباره کاستی پذیرفت و در ١٩٥٠م از
٨/١٤ میلیون تن تجاوز نکرد. متعاقب آن دولت شوروی به استخراج نفت از آبهای دریای
خزر پرداخت. در ١٩٦٧ میزان استخراج نفت جمهوری به ٦/٢١ میلیون تن بالغ گردید، ولی
به میزان ١٩٤٠م نرسید. در پی آن بار دیگر میزان استخراج نفت رو به کاستی نهاد و در
١٩٧٠م از ٢٠ میلیون تن و در ١٩٧٥م از ١٧ میلیون تن فراتر نرفت (دایرهالمعارف بزرگ
شوروی، ١/٢٥٣’٢٤ (٢)/٥٢٦).
کشاورزی و دامپروری: مجموع اراضی زیر کشت در این جمهوری که پیش از جنگ اول جهانی
٠٠٠’٩٦٢ هکتار بود تا ١٩٧٥م به یک میلیون و ٠٠٠’٣١٠ هکتار افزایش یافت (همان، ٢٤
(٢)/٥٢٦). تا پایان ١٩٧٥م در این جمهوری ٤٩٦ مؤسسۀ کشاورزی دولتی و ٨٧٣ مؤسسۀ
کشاورزی جمعی (اشتراکی) وجود داشت. در آن سال ٨٠٠’٣٠ تراکتور، ٤٠٠’٤ کمباین و
١٠٠’٢٢ کامیون در خدمت کشاورزی بود. تا پایان ١٩٧٥م از اراضی جمهوری حدود ٠٠٠’٤١٢
هکتار زیر کشت گندم، ٠٠٠’١٢ هکتار زیر کشت ذرت ٠٠٠’٢٨ تن، پنبه ٠٠٠’٤٥٠ تن، توتون
٠٠٠’٤٢ تن، سیبزمینی ٠٠٠’٨٩ تن و ترهبار ٠٠٠’٦٠٤ تن بود (همانجا). از مجموع اراضی
مزروعی این جمهوری ١٤١/١ میلیون هکتار از طریق کانالهای شروان علیا، قراباغ علیا،
سامور و آبشوران آبیاری میشود. تا سال ١٩٧٥م حدود ٦٥٪ از تولیدات این جمهوری محصول
کشاورزی بود. علاوه بر محصولات یاد شده انگور، چای، سیب و مرکبات را باید نام برد
آمار دامها در جمهوری محصول کشاورزی بود. علاوه بر محصولات یاد شده انگور، چای، سیب
و مرکبات را باید نام برد آمار دامها در جمهوری شوروی آذربایجان در ١٩٧٦م بدین شرح
بوده است: گاو ٠٠٠’٦٦٧’١ گاومیش ٠٠٠’٦٢٢، گوسفند و بز ٠٠٠’١٢٨’٥ و مرغ و جوجه
٠٠٠’٨٠٠’١٢ (همانجا).
حمل و نقل: راهآهن عمدهترین سیلۀ حمل و نقل در جمهوری شوروی آذربایجان است و طول
آن به ٨٥٠’١ کمـ میرسد. طول راههای شوسۀ این جمهوری تا ١٩٧٥م حدود ٠٠٠’٢١ کمـ بود
و طول راههای آبی آن حدود ٥٠٠ کمـ است (همان، ٢٤ (٢)/٥٢٧).
حاکمیت دولت و شرایط اجتماعی: آذربایجان یکی از جمهوریهای پانزدهگانۀ اتحاد جماهیر
شوروی سوسیالیستی است. این جمهوری بر پایۀ قانون اساسی مصوب ١٤ مارس ١٩٣٧م فعالیت
دارد (همان، ١/٢٤٧).
عالیترین ارگان حاکمیت، شورای عالی جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان است که
نمایندگان آن هر ٤ سال یکبار انتخاب میشوند و به تقریب هر ٥٠٠’١٢ نفر حق انتخاب
یک نماینده را دارند (همانجا). در فواصل جلسات شورای عالی جمهوری هیأت رئیسۀ شورای
عالی جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان عالیترین ارگان حاکمیت محسوب میشوند.
شورای وزیران در جلسات شورای عالی برگزیده میشوند. جمهوری شوروی سوسیالیستی
آذربایجان مشتمل بر جمهوری شوروی سوسیالیستی خودمختار نخجوان و ولایت خودمختار
قراباغ کوهستانی است. ارگانهای حاکمیت محلی در ولایات، شهرها، قصبات و نیز ولایت
خودمختار قراباغ کوهستانی شوراهای نمایندگان ولایات، شهرها و قصبات هستند که
نمایندگان آن هر ٢ سال یکبار انتخاب میشوند. از جمهوری آذربایجان ٣٢ نماینده در
شورای ملّیّتهای شورای عالی اتحاد شوروی عضویّت دارند. جمهوری شوروی خودمختار
نخجوان و ولایت خودمختار قراباغ کوهستانی به ترتیب ١١ و ٥ نماینده در شورای ملیتهای
شورای عالی اتحاد شوروی دارند (همانجا).
دادگستری: عالیترین ارگان قضایی جمهوری دادگاه عالی است که اعضای آن در جلسات
شورای عالی جمهوری برای مدت ٥ سال انتخاب میشوند. دادگاه عالی شامل دو دادگاه عالی
حقوقی و جنایی است. گذشته از آن اُرگان دیگری به نام شورای عالی قضایی وجود دارد.
دادستان جمهوری و نیز دادستان جمهوری خودمختار نخجوان و ولایت خودمختار قراباغ
کوهستانی از سوی دادستان کل اتحاد جماهیر شووی سوسیالیستی برای مدت ـ سال منسوب
میشوند (همانجا).
تقسیمات کشوری: جمهوری خودمختار نخجوان که در محدوده سرزمین کهن ارمنستان قرار
گرفته با ایران و ترکیه هممرز است. مساحت این جمهوری ٥٠٠’٥ کمـ ٢ و جمعیت آن تا
ژانویه ١٩٧٦م حدود ٠٠٠’٢٢٧ نفر بود (همان، ٢٤ (٢)/٥٢٧). جمهوری خودمختار نخجوان در
نهم فوریۀ ١٩٢٤ تأسیس یافت. طبق سرشماری ١٩٧٠م تعداد اهالی بومی آن ٠٠٠’١٩٠، ارمنی
٠٠٠’٦ و روس ٠٠٠’٤ نفر بود. جمعیت نسبی این جمهوری تا ژانویه ١٩٧٦م حدود ٢/٤١ نفر
بوده است. مرکز جمهوری شهر نخجوان و شهرهای عمدۀ آن اردوباد و نخجوان است. تا ١٩٧٥م
٢٤ مؤسسۀ کشاورزی دولتی و ٤٩ مؤسسۀ کشاورزی اشتراکی در این جمهوری وجود داشت. تا
١٩٧٠م مساحت کشتزارهای نخجوان ٠٠٠’٤٠ هکتار بود که بیشتر به کشت پنبه اختصاص داشت.
دامداری نیز در این منطقه گسترش یافته است (همانجا).
ولایت خودمختار قراباغ کوهستانی در ٧ ژوئیه ١٩٢٣م تأسیس یافت. این ولایت در جنوب
شرقی کوههای قفقاز کوچک واقع و مساحت آن ٤٠٠’٤ کمـ ٢ است. جمعیت این ولایت تا اول
ژانویۀ ١٩٧٦م ٠٠٠’١٥٦ نفر بود. اکثر اهالی این ولایت، ارمنی تبارند. جمعیت نسبی در
این ولایت حدود ٤/٣٥ نفر است (همانجا). مرکز این ولایت شهر استپانکرت است. در ١٩٧٥م
در این ولایت ١٨ مؤسسۀ کشاورزی دولتی و ٦٤ مؤسسۀ کشاورزی اشتراکی وجود داشت. مساحت
کشتزارهای این ولایت تا ١٩٧٥م ١٠٠’٦٣ هکتار بود (همانجا).
محصولات عمدۀ این ولایت عبارتند از پنبه، توتون، غله و انگور. دامداری نیز در این
ولایت رشد یافته است. تولید قالی یکی از رشتههای سنتی این ولایت است.
آموزش و پرورش: طی ١٩٧٥-١٩٧٦م در جمهوری آذربایجان جمعاً ٦١٨’٤ مدرسه از انواع
مختلف وجود داشت که ٠٠٠’٦٥٦’١ دانشآموز در آنها به تحصیل اشتغال داشتند. در این
جمهوری ١٧ دانشکده وجود دارد که جمعاً ٠٠٠’٩٩ دانشجو در آنها تحصیل میکنند
(همانجا). مدارس عالی عمدۀ جمهوری عبارتند از دانشگاه باکو، دانشکدۀ نفت و شیمی،
دانشکدۀ پزشکی، دانشسرای عالی و کنسرواتوآر که مشتمل بر هنرستان عالی موسیقی است.
فرهنگستان عمدهترین مؤسسۀ علمی این جمهوری است. تا اول ژانویه ١٩٧٦م جمعاً ٣٠٠’٢١
کارمند علمی در مؤسسات فرهنگی این جمهوری کار میکردند. در جمهوری شوروی خودمختار
نخجوان ٢٢٥ مدرسه و آموزشگاه وجود دارد که حدود ٩٠٠’٧١ دانشآموز و هنرآموز از
مجموع محصلین جمهوری آذربایجان شوروی در آن تحصیل میکنند. طی ١٩٧٥-١٩٧٦م شمارۀ
دانشآموزان ولایت خودمختار قراباغ کوهستانی ٠٠٠’٤٢ نفر بود. در شهر استپاناکرت
تنها یک مدرسۀ عالی وجود دارد و آن دانشسرای عالی ولایت است. در این دانشسرا حدود
٦٠٠’١ دانشجو تحصیل میکنند (همانجا).
فرهنگ و هنر: تا اول ژانویۀ ١٩٧٥م در این جمهوری ١٤ تئاتر وجود داشت که عمدهترین
آنها عبارتند از تئاتر اپرا و بالۀ میرزافتحعلی آخونداف، تئاتر درام عزیزبگ اف،
تئاتر درام صمد وُرغون، تئاتر جوانان گورکی، تئاتر کمدی موزیکال و تئاتر درام
جبارلی. در این جمهوری ٢٠٠’٢ دستگاه نمایش سینمای ثابت و سیار و ٨٠٦’٢ باشگاه وجود
دارد. تا ١٩٧٥م در جمهوری خودمختار نخجوان یک تئاتر، ٣ موزه، ٢٣٨ باشگاه و ١٨٠
سینما وجود داشت. ولایت خودمختار قراباغ کوهستانی نیز دارای یک تئاتر، ٣ موزه، ٢٢٢
باشگاه و ١٨٨ سینما است. کتابخانۀ میرزافتحعلی آخونداف در باکو بزرگترین کتابخانۀ
جمهوری است که شمارۀ کتابها، نجلهها و جزوههای آن به حدود ٣ میلیون جلد میرسد.
در سراسر جمهوری ٤٧٩’٣ کتابخانۀ عمومی وجود دارد که مجموع کتابها، مجلهها و جزوات
آنها به ٧/٢٦ میلیون جلد بالغ میشود.
در این جمهوری ٤١ موزه وجود دارد و ١١٧ روزنامۀ مرکزی و محلی به زبانهای ترکی، روسی
و ارمنی انتشار مییابد. جمهوری آذربایجان دارای یک دستگاه رادیو تلویزیون است که
به زبانهای ترکی، روسی و ارمنی برنامه پخش میکند (همانجا).
بهداشت: در جمهوری آذربایجان تا ١٩٧٥م حدود ٧٤٨ بیمارستان و درمانگاه بزرگ و کوچک
با ٨٠٠’٥٤ تختخواب وجود داشت که از این تعداد، بیمارستانهای نخجوان دارای ١٠٠’٢
تختخواب و بیمارستانهای ولایت خودمختار قراباغ کوهستانی دارای حدود ٦٠٠’١ تختخواب
بوده است. شمارۀ پزشکان حدود ٥٠٠’١٦ نفر است که از آن میان ٤٠٠ پزشک در جمهوری
خودمختار نخجوان و ٣١٢ پزشک در ولایت خودمختار قراباغ کوهستانی خدمت میکنند.
جمهوری آذربایجان شوروی دارای آسایشگاههای درمانی است که مهمترین آنها عبارتند از
ایستیسو (آب گرم)، ترشسو (آب ترش) و نفت چالا (چاله) (همانجا).
دین: مسلمانان شوروی اغلب اهل سنت هستند و همانند ترکان مذهب حنفی دارند، ولی
مسلمانان داغستان و جمهوری آذربایجان از این قاعده مستثنا هستند. اکثر مسلمانان
داغستان شافعی مذهب و اغلب مسلمانان جمهوری شوروی آذربایجان شیعی و پیرو مذهب جعفری
اثنیعشریاند. شمارۀ شیعیان این جمهوری را در ١٩٧٩م به حدود ٠٠٠’٨٠٠’٣ نفر تخمین
زدهاند (بنیگسن، ٥٥, ٥٦). تاتهای مسلمان جنوب داغستان و جمهوری آذربایجان را حدود
٠٠٠’١٥ تن نوشتهاند (همو، ٥٦). مرکز ادارۀ روحانیت شیعی قفقاز در شهر باکو و ریاست
آن بر عهدۀ شیخالاسلام است. وی در ضمن معاون مفتی اهل سنت حنفی نیز هست. مدارس
دینی و مساجد زیر نظر آنان اداره میشوند (همو، ٥٧). روحانیت اجازۀ فعالیتهای
اقتصادی و اجتماعی ندارد. به عنوان نمونه هیچگونه موقوفها در اختیار مراکز روحانی
نیست و رؤسای مراکز روحانی قادر به صدور احکام شرعی نیستند. پرداخت زکات یا هرگونه
نذورات به مساجد ممنوع است (همو، ٦٠). پس از انقلاب اکتبر ١٩١٧م در روسیه و طی
جنگهای داخلی آن کشور مسلمانان قفقاز کوشیدند تا دولت مستقلی پدید آورند. پیروزی
بلشویسم از تلاش مسلمانان در راه تحکیم موجودیت ملی نکاست. در فاصلۀ ١٩١٧-١٩٢٠م
گروهی از رجال سیاسی قفقاز به حزب کمونیست پیوستند. آنها گمان داشتند از این طریق
به استقلال، خودمختاری و برابری دست خواهند یافت. درواقع پیوستن آنان به حزب
کمونیست جنبۀ تاکتیکی داشت (همو، ٢٣). اینان تا ١٩٢٨م نقش نسبتاً مؤثری ایفا کردند،
ولی از ١٩٢٨ تا ١٩٣٥م به تدریج مشمول تصفیه شدند (همو، ٢٤). پس از برقراری حاکمیت
شوروی در قفقاز، رابطۀ مسلمانان این سرزمین با دیگر کشورها و ملتهای مسلمان
رفتهرفته قطع گردید. مرزها بسته شد و ارتباط مسلمانان قفقاز با برادران همکیش و
همزبان منقطع گشت. از ١٩٢٠م زیارت حج و سفر شیعیان جمهوری آذربایجان به اماکن
متبرکۀ ایران و عراق متوقف شد (همو، ٣٥). یکی دیگر از عواملی که موجب قطع ارتباط
مسلمانان این جمهوری با برادران همکیش گردید، تغییر خط بود. تا ١٩٢٨م میان کلیۀ
مسلمانان ترکی زبان شوروی خط و کتابت عربی رواج داشت. آنها با وجود اختلاف لهجه، از
طریق این خط تا اندازهای با یکدیگر مرتبط بودند. قفقازی باسواد به سهولت میتوانست
با قزاق، تاتار، ازبک و یا ترکمن رابطۀ فرهنگی برقرار کند. بدین روال رابطۀ فرهنگی
میان مسلمانان شوروی امری ممکن شمرده میشد. از ١٩٢٩م دولت شوروی خط و کتابت عربی
را ملغی اعلام کرد و الفبای لاتین را جانشین آن نمد. این سیاست نخست با مقاومتهایی
از سوی مسلمانان مواجه گردید، ولی چون با الفبای روسی یکسان نبود، سرانجام پذیرفته
شد و تا ١٩٣٨م به کار میرفت (همو، ٣٨). گرچه وجود الفبای جدید رابطۀ مسلمانان
شوروی را استحکام نبخشید، ولی در گسترش امر سوادآموزی تسهیلاتی فراهم آورد. اما
دیری نپایید که این الفبا نیز در ١٩٣٩م ملغی اعلام شد و الفبای روسی در میان مردم
مسلمان از جمله ساکنان جمهوری شوروی آذربایجان به عنوان الفبای رسمی متداول گردید.
بنیگسن این اقدام را نخستین گام در راه استحالۀ زبانی و فرهنگی ملل مسلمان در فرهنگ
روس نامیده است (P.٣٨). اکنون اسلام در میان ٢٩ قوم شوروی رواج دارد که در واقع
دارای ٢٩ زبان ادبی هستند (همو، ٤٣). در سال ١٩٢٤م شریعت اسلام به عنوان عادات
«منسوخ» قومی و قبیلهای ملغی اعلام گردید. در آستانۀ ١٩٢٨م نیز کلیۀ مدارس دینی
تعطیل شد و تا ١٩٣٠م کل موقوفات از سوی دولت مصادره گردید (همو، ٤٤). شمارۀ مساجد
کاستی پذیرفت. اطلاع دقیقی از مساجد این جمهوری در دست نیست، ولی تا ١٩١٢م در سراسر
مناطق مسلماننشینِ تابع دولت روسیه تزاری ٠٠٠’٢٦ مسجد وجود داشت. این تعداد در
١٩٤١م به ٠٠٠’١ و در دوران حاکمیت نیکیتا خروشچف طی ١٩٥٣-١٩٦٤م به کمتر از ٥٠٠ کاهش
یافت (همو، ٤٤-٤٥). با افزایش میزان تولد در میان مسلمانان شوروی، نسبت روسها به
مسلمانان همواره رو به کاستی است. در فاصله ١٩٧٠-١٩٧٩م شمارۀ روسهای مقیم جمهوری
شوروی سوسیالیستی آذربایجان از ٠٠٠’٥٧٠ به ٠٠٠’٤٧٥ نفر و به دیگر سخن حدود ١٠٪ کاهش
پذیرفت (همو، ٥٣).
سابقۀ تاریخی: تاریخ جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان از بدر تأسیس این جمهوری
آغاز میگردد (پیرامون تاریخ گذشتۀ این سرزمین نکـ اَران و شروان). در ساعت ٢ بعد
از نیمهشب ٢٨ آوریل ١٩٢٠م «کمیتۀ موقت انقلاب آذربایجان» به ریاست نریمان نریمان
اف تشکیل شد و نام «جمهوری آذربایجان» را که مساواتیان بر این سرزمین نهاده بودند
اخذ نمود و سرزمین مزبور را «جمهوری مستقل شوروی سوسیالیستی آذربایجان» خواند
(عزیزبک اوا، ١٥٨). و در همان زمان شورای کمیسرهای خلق جمهوری شوروی سوسیالیستی
آذربایجان تأسیس شد و نریمان نریمان اف ریاست شورای کمیسرها و کمیساریای امور خارجه
را نیز برعهده گرفت. از اهداف جمهوری نوبنیاد، تحکیم جمهوری، انهدام مساواتیان و
تأمین امنیت در برابر هجوم بیگانگان و مخالفان بود، ولی اعضای کمیتۀ موقت انقلاب
دریافتند که دولت جدید تنها با تکیه به نیروی خویش نمیتواند از عهدۀ تأمین
خواستهایشان برآید. از اینرو کمیته پس از تشکیل دولت بیدرنگ با دولت روسیۀ شوروی
اعلام همبستگی کرد و ضمن مخابرۀ تلگرامی برای لنن مخالفت خود را با دشمنان روسیۀ
شوروی ابراز نمود و برای مقابله با هجوم مشترک نیروهای خارجی و گروههای دشمن داخلی
درخواست کمک نظامی کرد. با رسیدن نیروهای کمکی روسیۀ شوروی به باکو حکومت جدید
تثبیت گردید (دایرهالمعارف بزرگ شوروی، ١/٢٥٤) و لنین در ٢٩ آوریل پیروزی دولت
شوروی را در باکو اعلام نمود (XL/٣٣٢).
نریمان اف رئیس کمیتۀ انقلاب در ماه مه ١٩٢٠م طی نامهها و تلگرامهایی جریان مبارزه
به خاطر حاکمیت شوروی در جمهوری آذربایجان را به لنین گزارش داد (عزیزبک اوا، ١٦٢).
پس از برقراری حکومت شوروی در جمهوری آذربایجان مقادیر متنابهی نفت به صورتی منظم
به روسیۀ شوروی ارسال گردید. لنین ارسال نفت باکو به روسیۀ شوروی را بسیار مهم
نامید (همو، ١٦٦). وی در پایان ماه آوریل سربروفسکی رئیس امور نفتی روسیۀ شوروی را
به باکو اعزام داشت. سربروفسکی اندکی بعد در رأس شرکت نفت آذربایجان قرار گرفت
(همو، ١٦٧). در همان سال اقداماتی در زمینۀ تسریع ارسال نفت باکو به روسیه صورت
پذیرفت (همانجا). چند روز بهد در تاریخ ١٨ مه ١٩٢٠م ناوگان جنگی روسیۀ شوروی بهبندر
انزلی حمله برد و پایگاه نظامی گارد سفید را در بندر مزبور درهم شکست (فخرایی،
٢٣٣). در مه ١٩٢٠م نخستین انتخابات شوراهای باکو و جمهوری شوروی سوسیالیستی
آذربایجان مرکب از نمایندگان کارگران، سربازان ارتش و نیروی دریایی سرخ برگزار شد و
٦٥٠ نماینده برای عضویت در شورای باکو انتخاب شدند و در ژوئیه ١٩٢٠م شورای مذکور
کار خود را آغاز کرد (عزیزبک اوا، ١٧٣). (دایرهالمعارف بزرگ شوروی، ١/٢٥٥).
مخالفان دولت جدید در شهر تفلیس، مرکزی به منظور مبارزه با دولت جمهوری شوروی
سوسیالیستی آذربایجان پدید آوردند که در آن مخالفان دولت جدید از قراباغ و توری
پاشا فرمانده سابق نیروهای ترک با افرادش و نیز گروهی از داغستانها شرکت داشتند. در
ناحیۀ شوشا نمایندگان ترک تحت رهبری کاظمبیگ به مبارزه برخاستند (عزیزبک اوا، ١٧٧)
و در شهر گنجه قیامی روی داد که در آن گروهی از افسران ترک شرکت داشتند (همانجا).
این مخالفتها همه با یاری روسیۀ شوروی سرکوب شد. در اکتبر ١٩٢١م دولت ترکیه متعهد
گردید که از این جمهوری نوبنیاد در مقابل تخلیۀ قارْص حمایت کند (بروکلمان، ٦٩٣).
پس از تأسیس جمهوری آذربایجان املاک و مستغلات خانها، بیگها، صاحبان اراضی و نیز
موقوفات مساجد، کلیساها و غیره مصادره شد و به تصرف دولت درآمد. مساحت اراضی مصادره
شده متجاوز از ٠٠٠’٣٠٠’١ دسیاتین (هر دسیاتین معادل ٠٩/١ هکتار) بود (دایرهالمعارف
بزرگ شوروی، ١/٢٥٥).
جنگلها، معادن، آبها، تأسیسات شیلات، تأسیسات کشتیرانی دریای خزر، بانکها، مؤسسات
حمل و نقل و غیره همه به تصرف دولت درآمدند. در ١٩ مه ١٩٢١م در اولین کنگرۀ شوراهای
جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان نخستین قانون اساسی جمهوری مذکور به تصویب رسید
(همانجا). در ١٢ مارس ١٩٢٢م بین آذربایجان شوروی، ارمنستان و گرجستان معاهدهای
مبنی بر ایجاد فدراسیون منعقد گردید. از ١٢ مارس ١٩٢٢م تا ٥ دسامبر ١٩٣٦م آذربایجان
شوروی عضو فدراسیون جمهوریهای شوروی سوسیالیستی ماوراء قفقاز بود. فدراسیون مذکور
پس از تأسیس در تاریخ ٣٠ دسامبر ١٩٢٢م الحاق خود را به اتحاد جماهیر شوروی اعلام
نمود. ولایت خودمختار قراباغ کوهستانی در ١٩٢٣م و جمهوری خودمختار نخجوان در ١٩٢٤م
به صورت جزئی از سرزمین جمهوری شوروی آذربایجان درآمدند (همانجا). در ١٩٣٦م
فدراسیون جمهوریهای شوروی سوسیالیستی ماوراء قفقاز منحل شد و سه جمهوری عضو
فدراسیون هریک جداگانه به صورت جمهوریهای اتحاد جماهیر شوروی درآمدند. در ١٤ مارس
١٩٢٧م دومین قانون اساسی جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان به تصویب رسید. این
قانون اساسی تاکنون به قوت خود باقی است (همانجا).
مآخذ: بروکلمان، کارل تاریخالشعربالاسلامیه، ترجمۀ نبیه امین فارس و
منیرالبعلبکی، بیروت، دارالعلم للملایین، ١٩٨٤؛ دانشنامۀ ایران و اسلام؛
دایرهالمعارف بزرگ شوروی (روسی، چ ٣)؛ رضا، عنایتاللّه، آذربایجان و ارّان
(آلبانیای قفقاز)، تهران، ایران زمین، ١٣٦٠ش؛ فخرایی، ابراهیم، سردار جنگل، تهران،
جاویدان، ١٣٥١ش؛ کسروی، احمد، شهریاران گمنام، تهران، امیرکبیر، ١٣٣٥ش؛ نیز:
Alive, K. G., "K voprosu ob istochnikakh I literature po istorii drevney
Kovkazskoy Albanii", Voprosy istorii Kaukazskoi Albanii, ed Igrar Aliv, Baku,
izdatelstvo An Azerb. SSR, ١٩٦٢; Azizbekova, P., Sovetskaia Rossiia I borba za
uprochenie ulast Sovetou v Zakavhazie, Baku, Az. Gos. Voennoe izdatelstov, ١٩٦٩;
Bartold V. V., Sochineniia, Moskva, izdatelstvo Nauka, ١٩٦٥; Benigsen A.,
Musulmane v SSSR, Paris, ١٩٨٣; Ibragimbeili, Khaddzi Murat, Rossia i Azerbaidzan
v Pervoi tretie XIX veka, (iz voiennopoliticheskoi istorii), Moskva, Nauka,
١٩٦٩; Istoriia Azerbaidzana, Baju, ١٩٥٨; Kratkaia Geograficheskaia
Entsiklopediia, Moskva, ١٩٦٠, vol I; Latishev, V. V., Zametki O Kavkazskikh
nadpisiakh, Sint, Petersburg izvestia imper. Arkheot. Komis., ١٩٠٤, No. ١٠;
Lenin, V.I., Polnoe sobranie sochinenii, izdanie piatoe, Moskva, izdatelstvo
Politicheskoi literatury; vols. ٤٠.
عنایتاللّه رضا