مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٨٢ - فرمایش امیرالمؤمنین علیه السّلام در نحوۀ تأسّی به پیامبر اسلام
ظاهر دنبال باطن میرفت، و باطن پیغمبر ما ولایت است![١] مسئله خیلی عالی است! انسان باید در عباراتش متوجّه باشد؛ اگر انسان قدری عبارت را تکان بدهد، کفر تبدیل به اسلام، و اسلام تبدیل به کفر میشود!
فرمایش امیرالمؤمنین علیه السّلام در نحوۀ تأسّی به پیامبر اسلام
امیرالمؤمنین علیه السّلام در نهج البلاغه خطبهای دارد راجع به شخصی که میگفت: «خدایا ما به تو امید داریم! و چه میکنیم و... .» حضرت فرمود:
قسم به خدا اینها دروغ میگویند! امید به خدا داری؛ چه امیدی؟! امیدهای کاذب! کسی که امید دارد، اثر امید در وجود او ظاهر میشود! کسی که از چیزی خوف دارد، اثر آن خوف در عمل او ظاهر میشود!
این مردم میگویند که از خدا خوف داریم، امّا هیچ اثری در آنها نیست؛ امید به خدا داریم، امّا هیچ اثری نیست؛ امّا امید به غیر خدا اثرش ظاهر است، خوف از غیر خدا اثرش خیلی ظاهر است، ولی این که مهم نیست! آن کسی امید به خدا دارد که به پیغمبرش تأسّی کند، و راهی که پیغمبر به سوی خدا رفته است، بپیماید، و معارف و اسراری که بر پیغمبرش منکشف شده است بر او منکشف بشود؛ نه اینکه علَی العَمیاء، راه کج را طی کند و به لفظ اکتفا کند که ما امید به خدا داریم و خدا چنین و چنان است!
بعد حضرت میفرماید:
هیچ در اعمال پیغمبر خودت فکر کردهای که چه قسم سلوک میکرد، چقدر صادق بود، چقدر عفیف بود، چقدر متحمّل بود، چقدر واسعالصّدر بود، چقدر علیم بود، چقدر حلیم بود؟! هیچ فکر کردهای؟! بیا به پیغمبرت تأسّی کن تا خدا رجاء تو را صادق کند و اثر رجاء در عملت پیدا بشود!
و الاّ اگر میخواهی به حضرت موسی تأسّی کنی، پس به حضرت موسی تأسّی کن و ببین روش آن پیغمبر چیست و در آن چهل شبی که به کوه طور رفت، چه حالاتی داشت! نخورد و نیاشامید! عشق خدا جان او را
[١]. جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسی، ج ٤، ص ١٦٩ ـ ١٧٣؛ ولایت فقیه در حکومت اسلام، ج ١، ص ٣٦ و ٣٧.