مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٨١ - کیفیّت تبعیّت و تأسّی امیرالمؤمنین از رسول اکرم
بیشتر میدویدم، بابی از علم برای من گشوده میشد؛ و هرچه بیشتر متابعت میکردم، بیشتر میفهمیدم.»
چقدر این امیرالمؤمنین عاشق پیغمبر بود! چقدر عاشق بود! اصلاً کسی هست که مانند امیرالمؤمنین از پیغمبر استفاده کرده باشد؟! چقدر پیغمبر را دوست داشت و در سفر و حضر دنبال پیغمبر بود! اصلاً گوش به زنگ بود، نفَس پیغمبر دست امیرالمؤمنین بود؛ عیناً مانند نوکری که دنبال آقای خودش بدود، امیرالمؤمنین در جنگها، در حضر و در سفرها دنبال پیغمبر میدوید، مشک را آب میکرد، جای پیغمبر را درست میکرد، جارو میکرد و خیمه میزد.
این افرادی که میگویند:
مقام علی از پیغمبر بالاتر است! و علی آن کسی است که بر دوش پیغمبر پا گذاشت و مُهر نبوّت زیر پای علی قرار گرفت، و پیغمبر در عالم معراج مقصودش علی و شناختن علی بود!
هیچ نمیفهمند چه میگویند! میخواهند علی را با این حرفها بالا بیاورند، ولیکن دارند او را خُرد میکنند!
امیرالمؤمنین روی شانۀ پیغمبر پا گذاشت،[١] امّا عیناً مانند آقایی که بچّۀ خودش را بغل بگیرد و بگوید: «آقاجان، پایت را اینجا بگذار و آن را از بالای طاقچه به من بده!» این کار را کرد؛ و این از شدّت التیام و اتّحاد روح امیرالمؤمنین با پیغمبر بود، نه از نقطهنظر آقایی و ریاست علی بر پیغمبر؛ این کفر است! پیغمبر که به معراج میرفت، به مقام ولایت میرفت؛ ولی ولایت، حقیقت امیرالمؤمنین و حقیقت خود حضرت رسول است، و نبوّت پیغمبر ما از ولایت جدا نیست، نه اینکه پیغمبر نبیّ است و علی ولیّ؛ پیغمبر نبیّ است و ولیّ، و امیرالمؤمنین امام است و ولیّ، علی خلیفه است و ولیّ! پس در پیغمبر ما ولایت هست؛ یعنی این
[١]. المصنَّف، ابنأبیشیبة الکوفی، ج ٨، ص ٥٣٤؛ مسند أحمد، ج ١، ص ٨٤؛ شواهد التّنزیل، ج ١، ص ٤٥٣.