مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٢٦٥ - شأن نزول سورۀ تحریم از نظر عامّه و تشیّع
پیغمبر هم از او اولادی به نام ابراهیم آوردند.[١]
سنّیها میگویند:
این سوره که مسلّماً در مذمّت عایشه و حفصه نازل شده، راجع به قضیّهای است که دربارۀ ماریه اتّفاق افتاده است. و قضیّه این است که یک روز حفصه در اطاق خودش نبود و پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم در اطاق حفصه بودند و ماریه هم آنجا بود و حضرت با ماریه آمیزش و نزدیکی کردند. حفصه رسید و داد بیدادش بلند شد که: «تو چه حقّی داشتی در اطاق من با کنیزت نزدیکی کنی؟!» پیغمبر گفتند: «سر صدا نکن!» و او داد بیداد و اینطرف و آنطرف کرد و گفت: «خبر میدهم!»
پیغمبر با خود نذر و عهد کرد که دیگر تا آخر عمرش با ماریۀ قبطیّه نزدیکی نکند! و به این قسم، دل حفصه را بهدست بیاورد که مثلاً دیگر من در عمرم با او پا در اطاق تو نگذارم و من در عمرم دیگر با او نزدیکی نمیکنم![٢]
این شأن نزولی است که سنّیها میگویند.
امّا شیعهها میگویند:
در همین ایّام، پیغمبر راجع به خلافت عمر و ابابکر برای حفصه فرمود که: «اینها غصب میکنند و بعد از من چنین و چنان میکنند!» در بین خودشان هم بود و اینها از اسرار بود که به هیچکس نباید گفت. حفصه رفت به پدرش گفت که: «رسولالله خبر داده است که چنین میشود و چنان میشود و تو و ابابکر میآیید و خلافت را غصب میکنید و میگیرید و فاطمۀ زهرا را میکشید! و تمام این جریانات را پیغمبر خبر داد.»[٣]
همۀ شیعهها گفتهاند که شأن نزول دربارۀ این است؛ چون افشای سرّی که اینها کردند، راجع به قضیّۀ ولایت است. اینها افشای سرّ کردند، رفتند و گفتند که
[١]. تاریخ الیعقوبی، ج ٢، ص ٨٧؛ السّیرة النّبویّة، ج ١، ص ١٩١؛ المعارف، ص ١٤١.
[٢]. الکشّاف، ج ٤، ص ٥٦٦؛ الدّرّ المنثور، ج ٦، ص ٢٣٩.
[٣]. تفسیر القمی، ج ٢، ص ٣٧٥؛ تقریب المعارف، ص ٢٤٨؛ مجمع البیان، ج ١٠، ص ٤٧٢.