مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٩٥ - حسادت و کینۀ برخی همسران پیغمبر نسبت به حضرت فاطمۀ زهرا
کوچک و پیغمبر هیجده ساله؛ معنایش این است که اصلاً تمام آن روحیّات و اخلاق و معنویّات و توحید در او پیاده شده است!
نظر پیغمبر نظر ظاهری نیست، نظر واقعی او نظر ملکوتی است. پیغمبر هر وقت میخواهد سفر برود، از حجرۀ عیالات نمیرود، از حجرۀ دخترش میرود؛ وقتی هم که از سفر برمیگردد، اوّل به خانۀ فاطمه میآید و میایستد و سلام میکند، بعداً به منزل خودش میرود.[١] فاطمه را میبوسد، دست فاطمه را میبوسد، سینۀ فاطمه را میبوسد.[٢] هر وقت فاطمه پیش پدرش میآید، پدر از جای خود بلند میشود و فاطمه را سر جای خودش مینشاند.[٣] اینها بر آن زنهایی که خودشان بچّه ندارند و میبینند که شوهر با بچّۀ زن متوفّایش دارد اینطور میکند، خیلی گران است!
حسادت و کینۀ برخی همسران پیغمبر نسبت به حضرت فاطمۀ زهرا
یکوقت آن زن مثل امّسلمه، زن مؤمنهای است، و هرچه پیغمبر به فاطمۀ زهرا بیشتر محبّت میکند، او بیشتر خوشحال میشود، چون خودش وارد در حرم است؛ امّا یکوقت زن آلودهای است، یعنی در روح او غش هست و موجب کینه میشود، کار شکنی میکند، اذیّت میکند، سعایت میکند، حرف زشت میزند و پیغمبر را به بدی نسبت میدهد! چگونه میتواند ببیند که پیغمبر اولاد دختر خود را روی زانو مینشاند و او خودش بچّه ندارد؟! این میخواهد که پیغمبر هم به او همین قسم محبّت کند که به فاطمۀ زهرا محبّت میکند؛ امّا پیغمبر نمیتواند، پیغمبر دید ملکوتی دارد، پیغمبر شهَوی نیست، پیغمبر زنان را براساس شهوت نمیگرفت!
عایشه به خانۀ پیغمبر آمد و دختر هم بود، ولیکن پیغمبر حساب او را با حساب فاطمه یکی قرار نمیداد؛ این سرّ خودش است و ملکوت، آن جسم است و ظاهر! آنها میگویند: نه، همینکه ما زن شدیم باید ما را در یک ترازو و او را در یک ترازو قرار دهد! ولی در یک ترازو قرار نمیگیرند؛ جهل و علم در
[١]. مسند أحمد، ج ٥، ص ٢٧٥؛ مکارم الأخلاق، ص ٩٤.
[٢]. تفسیر فرات الکوفی، ص ٧٥؛ الأمالی، طوسی، ص ٤٠٠؛ إعلام الوریٰ، ج ١، ص ٢٩٦.
[٣]. الأمالی، طوسی، ص ٤٠٠؛ إعلام الوریٰ، ج ١، ص ٢٩٦.