مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٤٦ - عدم ادراک حقیقت هستی به وسیلۀ علوم ظاهری و مادّی
بعضی افراد هستند که نابینا هستند و انسان قرآن را به دستشان میدهد، قرآن را باز میکنند و آیات را از روی صفحات قرآن میخوانند و اگر شما به آنها بگویید که: «فلان آیه کجا است؟» به شما نشان میدهند! این چه قسم است؟! با اینکه نابینا است!
آقای حاج شیخ محمّدتقی بهجت ـ حفظه الله إنشاءالله، که الآن هم حیات دارند و در قم هستند و مرد بزرگوار و شایستهای از شاگردان مرحوم قاضی هستند ـ خود ایشان میگفتند:
در زمان جوانی و شبابت ما، در محلّ ما کوری بود که هر جای قرآن را به او نشان میدادند و هر آیهای را میخواستند، باز میکرد و دستش را روی آن آیه میگذاشت!
اگر قرآن را به دستش میدادند، قرآن را میگرفت؛ میگفتند: «فلان آیه!» زود یک تکان میداد قرآن را باز میکرد و دستش را روی آن آیه میگذاشت؛ یا یک ورق دو ورق اینطرف آنطرف میزد، دستش را روی آن آیه میگذاشت و میگفت: «این آیه.»
ایشان میفرمود:
خود من چند تا از قرآنهای مختلف به دستش دادم؛ با خودمان گفتیم مثلاً شاید این با یک قرآن خاصّی، با یک طرح خاصّی عادت کرده است! دیدم که با همۀ قرآنها همین کار را کرد؛ خیلی تعجّب کردم!
یک روز من دلم خواست با او یکخُرده سر به سر بگذارم، یعنی شوخی کنم! یک آیه را از ایشان خواستم؛ باز کرد و به من نشان داد، دستش را گذاشت روی آیه؛ گفتم: نهخیر این نیست! گفت: «مگر کوری؟! نمیبینی؟!»[١]
علیٰ کلّ تقدیر، بنابراین وقتی که (أَفَمَن يَعلَمُ أَنَّمَآ أُنزلَ إلَيكَ من رَّبّكَ ٱلحَقُّ)، این معنا برای انسان مسلّم بشود، همه چیز مسلّم میشود؛ خداوند چیزی را که نبوده است با یک اراده میآفریند!
عدم ادراک حقیقت هستی به وسیلۀ علوم ظاهری و مادّی
[١]. رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج ١، ص ٢٣٧.