مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٢٩ - روز دوّم
را با این الفاظ ستایش میکند، نه با هرچه که دلبخواه باشد! اگر ما شعر حافظ در نماز بخوانیم باطل است؛ باید سورۀ حمد بخوانیم. پس سورۀ حمد که بخوانیم، ما قاصدیم و با قصد داریم حمد میخوانیم، و قصد که داشته باشیم، حتماً نظر ما آلی است.
سؤال: آخر بعضی از این فقرات حمد با آن معانی ـ به تعبیرخودمان ـ عاشقانه نمیخواند!
جواب: مثلاً کدامیک نمیخواند؟
سؤال: در (إيَّاكَ نَعبُدُ وَإيَّاكَ نَستَعينُ ٱهدنَا ٱلصّرَٰطَ ٱلمُستَقيمَ) من در حقیقت دارم حاجتی را از تو میخواهم.
جواب: ببینید! آخر بعد از (بسم ٱللَه ٱلرَّحمَٰن ٱلرَّحيم) میگویم: تمام حمدها اختصاص به تو دارد که (رَبّ ٱلعَٰلَمينَ)هستی و تو که (مَلك يَوم ٱلدّين)هستی و...! آنوقت من از تو میخواهم که من را از فقر بیرون بیاوری و من را به مقام قربت برسانی و عابد مطلق خودت قرار بدهی!
سؤال: پس اگر بخواهیم همین معانی را که الآن حضرتعالی دارید میفرمایید، لحاظ بکنیم و اگر بخواهیم آن معانی فقرات حمد را هم با این معانی خودش لحاظ بکنیم، دوتا است!
جواب: میدانم؛ آنوقت مخاطب کیست؟ به خدا میگویید (إيَّاكَ) یا نه؟ اگر به خدا بگویید (إيَّاكَ)، پس نظر به خداوند استقلالی میشود و اینها هم آلی میشود.
روز دوّم