مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ١٢٩ - دیدگاه مرحوم علاّمه طهرانی رضوان الله علیه نسبت به برگزاری محافل و مجالس (ت)
ما از پیغمبر دستور داریم که زنهای خود را به حمّامهای عمومی، به مجالس عمومی و به عروسیهای عمومی نفرستید! خدا مردی را که زن خود را به مجالس عمومی و عروسیها و عزاخانهها و حمّامهای عمومی بفرستد، لعنت کرده است! خدا کسی را که برای زنش لباسهای نازک بخرد، لعنت کرده است![١] این روایت إطلاق دارد، نه اینکه حتماً مرد اجنبی او را ببیند. منتها اینقدر این مطالب کم گفته میشود که اصلاً انسان خیال نمیکند که اینها جزء متن اسلام باشد!
قوم خویشهایت را در منزل دعوت کن! اگر عیالت نمیتواند از عهده بربیاید، بگو خود آنها بیایند و مردها گوسفند را میکشند و زنها مینشینند و تکّهتکّه میکنند؛ خودشان با همدیگر مینشینند و غذا میخورند و چه کیفها میکنند! این خوب است! چقدر سابقاً خوب بود؛ این زنها یک روز در این منزل، یک روز در آن منزل جمع میشدند و یکی سبزی خُرد میکرد، یکی رشته میبرید، یکی نخود و لوبیا پاک میکرد، یکی سورۀ قرآن میخواند، خلاصه آش رشته را بار میکردند؛ یک آش أبودرداء! همه با همدیگر از صبح تا غروب مینشستند، نه غیبتی و نه تهمتی، و روز خودشان را هم به این قسم میگذراندند. دلها هم با همدیگر بود؛ نه دختر خاله با دختر خاله دشمن بود، نه مادر شوهر با عروس، نه خواهر شوهر و... بلکه همۀ اینها با همدیگر یک دل و صمیمی بودند. امّا حالا دوتا برادر نمیتوانند در صورت همدیگر نگاه کنند! این از این طرف میرود، آن از آن طرف میرود، این به این طرف نگاه میکند، آن به آن طرف، که همدیگر را نگاه نکنند! (كُلَّمَا دَخَلَت أُمَّةٞ لَّعَنَت أُختَهَا)؛[٢] اینها احوالات جهنّمیها است!
حالا نمیتوانی از دوستان و مساکین و ذوی القربیٰ و ابنالسّبیل و قوم خویشانت
[١]. الکافی، ج ٥، ص ٥١٧.
[٢]. سوره أعراف (٧) آیه ٣٨. ترجمه:
«هرگاه امّتی (به دوزخ) برود، گروه همعقیدۀ خویش را لعنت میکنند.» (محقّق)