مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٢٢٠ - مراتب عالم وجود
ممکن است که انسان علم به آن نداشته باشد و از نقطۀ نظر ادراک ابهام داشته باشد، ولی در واقعیّتش ابهام نیست. بارانی که از آسمان میآید، برای ما مبهم است که چند قطره است و نمیدانیم؛ امّا واقعیّتش ابهام ندارد و بالأخره در عالم کون، قطراتش مشخّص است. بادهایی که میآید سرعتش برای ما ابهام دارد؛ ولی در عالم کون ابهام ندارد. هر چیزی که در خارج محقّق بشود، با تعیّن و تشخّص، ملازمه دارد.
عالم دیگری داریم که آن عالم از این عالم بالاتر است و آن عالم، عالم صورت است و در آنجا این تشخّص و تعیّنی که مشاهده میشود نیست. من باب مثال، اسم رفیق شما حسنآقا است و از اوّل مجلس تا آخر مجلس پیش شما نشسته است، و هیچوقت جای حسنآقا، حسینآقا نیست و وجود حسنآقا به حسینآقا تبدیل نمیشود و حسنآقا بزرگ و کوچک نمیشود، و تشخّص خودش را حفظ میکند. امّا شما خواب میبینید که با حسنآقا دارید صحبت میکنید و مطالبی میگویید، یکمرتبه حسنآقا، حسینآقا میشود؛ یا دارید با حسینآقا صحبت میکنید، یکمرتبه حسینآقا بزرگ میشود؛ یا دارید صحبت میکنید، یکمرتبه تبدیل به یک بچّۀ کوچک میشود و آن بچّۀ کوچک تبدیل به مرغی میشود و آن مرغ تبدیل به یک انسان میشود. ما چقدر از این خوابها دیدهایم؛ إلیٰ ما شاءالله! شما خواب تعریف میکنید: آقا من خواب دیدم که مثلاً در فلانجا دارم میروم و با امام علیه السّلام صحبت میکنم، و آن امام حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام بودند، ولی در عالم خواب یکمرتبه مثل اینکه حضرت امام حسن بودند؛ ولی در عالم خارج، امیرالمؤمنین هیچوقت قالب خارجی خود را به حضرت امام حسن تبدیل نمیکند، ولیکن در عالم خواب و عالم صورت ممکن است. یعنی یک عالَم حقیقی است و شما در این عالم که با آن حقیقت مواجه میشوید، بعضی از اوقات آن حقیقت به صورت امیرالمؤمنین صورت میگیرد، بعضی از اوقات به صورت حضرت امام حسن، بعضی از اوقات به صورت حضرت سیّدالشّهدا، و بعضی اوقات آن حقیقت به صورت انسان است، بعضی اوقات به صورت انسان دیگر است، بعضی اوقات به صورت مرغ در میآید، بعضی اوقات به