مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٧١ - حدّ کمال هر امّتی به اندازۀ حدّ کمال پیغمبر آن امّت
و تا پیغمبر اعلام جهاد میکرد، همه حاضر میشدند! بهعلاوه اینکه جنگ اصلاً یک ضرب بازو و القای شجاعت برای جنگجویان و برای گرفتن غنایم در میدان است؛ من جملۀ آن غنایم، چیزهای خیلی نفیسی است که ممکن است سهمیّۀ اینها بشود و یا اینکه اینها هم بر طبق مقدار خود از آن غنایم سهمی ببرند. امّا مثلاً آن آیهای که میگوید: باید روزه بگیرید! این آیهها سخت بود، لذا دیگر به اینها سازگار نبود!
بعضی از افراد، گوشهگیر و اهل روزه و عبادت به همین معنای [ظاهری] هستند. اینها تا آیات روزه بیاید همه قبول میکنند؛ امّا تا آیات جهاد بیاید رنگشان میپرد، سرشان درد میگیرد، قلبشان میزند و مدام پیش پیغمبر میآیند و میگویند: «یا رسول الله! حالا این آیات شامل ما هم میشود یا استثنایی هست؟!» اگر پیغمبر صریحاً هم بگوید: «شامل میشود!» میگویند: «ما عذر داریم، خانههایمان تنها است، زن بچّۀمان بیسرپرستند وخلاصه باید یک کاری کنیم!» و بالأخره از زیر بار جنگ فرار میکردند!
امّا آن کسی که پیغمبر را قبول داشته باشد، در همۀ اطوار و حالات و در تمام شئون فقط از او متابعت میکند و عمل او را اسوه قرار میدهد؛ چون این پیغمبر عبد صالح است، و مرد از هویٰ گذشته است، و افکارش براساس تخیّلات شیطانی و وهم نیست، فردی ملکوتی است، سفر کرده است و سفرش خیلی عجیب و خیلی لطیف بوده است، سفرش از همۀ انبیا بهتر بوده است، خاتمالنّبیین است، تمام طرُق مُهلکات و مُنجیات نفس را طی کرده است، گوش داده است، آثار نفس را دیده است، بهشتها را دیده است، جهنّمها را دیده است، عَقبات را پیموده است، با ملائکه صحبت کرده است، با ارواح انبیا صحبت کرده است، همه چیز را دیده است و در حرم خدا رفته است؛ حالا پیش ما آمده است و دارد برای ما خبر میدهد!
حدّ کمال هر امّتی به اندازۀ حدّ کمال پیغمبر آن امّت
واقعاً چه نعمتی خداوند به ما داده است که این پیغمبر را برای ما قرار داده است! اگر ما قبل از پیغمبر و در اُمَم سالفه بودیم، چه خاکی بر سر میکردیم! مثلاً ما امّت حضرت شعیب بودیم، امّت حضرت موسی بودیم، امّت حضرت عیسی