مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ١٣٤ - حرمت قتل فرزندان از ترس گرسنگی، و مصادیق آن در عصر حاضر
میآید و مثل آقاها میایستد و دست به کمرش میزند و سینه و شکمش را هم جلو میآورد؛ ملائکه میگویند: آقازاده بفرما بهشت! میگوید: من نمیروم تا پدر و مادرم را زودتر داخل بهشت کنم!»
بچۀ سقط، روز قیامت از پدر و مادرش شفاعت میکند! اینها را ما میخوانیم، امّا در مقام عمل به آن ماندهایم!
در مجالس میخوانیم:
قال النبیُّ صلّی الله علیه و آله و سلّم: النّکاحُ سُنَّتی، فَمَن رَغبَ عن سُنَّتی فَلَیسَ منّی![١] «نکاح سنّت من است، کسی که از سنّت من إعراض کند از من نیست!»
با چه کسی ازدواج کنم؟ با چه شرایطی؟
(وَأَنكحُواْ ٱلأَيَٰمَىٰ منكُم وَٱلصَّـٰلحينَ من عبَادكُم وَإمَآئكُم إن يَكُونُواْ فُقَرَآءَ يُغنهمُ ٱللَهُ من فَضلهۦ وَٱللَهُ وَٰسعٌ عَليمٞ).[٢]
ای مردها، ای خانمها، ای اولیا! بچّههایتان را به هم بدهید، فکر فقر هم نکنید! اگر کسی به خواستگاری دخترتان آمد و دیدید فقیر است، بدهید و نگویید: آقا مال از کجا میآورید؟! نگویید: سرمایه از کجا میآورید؟!
(إن يَكُونُواْ فُقَرَآءَ يُغنهمُ ٱللَهُ من فَضلهۦ وَٱللَهُ وَٰسعٌ عَليمٞ).
میگویند: آقا سلام علیکم و رحمة الله، حالا بفرمایید این داماد شما چهکاره است؟ از کجا نان میآورد؟ شغلشان چیست؟ درآمدشان چقدر است؟ خانۀ شخصی دارند؟ اصلاً اوّلین صحبتی که در مجالس میکنند این است! نمیگوید:
[١]. جامع الأخبار، شعیری، ص ١٠١.
[٢]. سوره نور (٢٤) آیه ٣٢. رسالۀ نکاحیّه، ص ٥٠:
«و به نکاح در آورید مردان بیزن و زنان بیشوهر را که از خودتان هستند، و شایستگان از غلامهای خودتان و از کنیزهای خود را! و اگر آنها فقیر باشند (باکی نیست، زیرا) خداوند از فضل خود آنها را بینیاز مینماید؛ و خداوند واسع (پر ظرفیّت و متحمّل)، و علیم (دانا) است.»