مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ١٣٢ - حرمت قتل فرزندان از ترس گرسنگی، و مصادیق آن در عصر حاضر
نیستیم که فرزندان خود را از ترس فقر و گرسنگی بکشیم؛ این کار آن اعراب جاهلی بود که دختران خود را زندهزنده زیر زمین میکردند که مبادا یک روز فقیر بشوند و از عهدۀ مخارج آنها بر نیایند![١] اولاد خود را از ترس إملاق نکشید! قتل جنین قتل اولاد است![٢] زن آبستن اگر بچّۀ خود را سقط کند، معصیت کبیره و قتل نفس است! قتل نفس محترمه و مؤمنکُشی است![٣] از ترس فقر این کار را نکنید! آقا دوتا اولاد دارم بس است! سهتا دارم بس است! پدرم در آمد! نمیتوانم از عهدۀ خرجشان بر بیایم! اگر انسان بخواهد اتّکا به خودش کند از عهدۀ یکیاش هم برنمیآید، از عهدۀ خودش هم برنمیآید! امّا اگر به خدا بسپرد صد تای آن هم باشد کم است، دویست تای آن هم باشد کم است!
انسان چه میگوید و فکرش کجا است؟! آن خدایی که دارد آسمان را میگرداند، زمین را میگرداند، خورشید را میگرداند، مرّیخ را میگرداند، زُحَل و مشتری و کواکب و أفلاک و سیّارات را میگرداند، ماهیهای دریا [را روزی میدهد]، و اصلاً چه خبرها و چه عجائبالمخلوقاتی هست؛ آنوقت از چهار مثقال برنج یا نیم لیتر شیر برای این بچّۀ معصوم، در خزاین او بسته شده است و دیگر نمیتواند به ما روزی بدهد!
اینها همه تبلیغات کفر است: «اولاد کمتر زندگی بهتر!» خُب این زن چه کند؟ این زن باید آبستن بشود یا نه؟ اگر آبستن نشود هزار تا مرض میگیرد! زن اگر آبستن نشود، به هر قسمی که باشد، مریض میشود! قرص بخورد مریض میشود، مرض اعصاب میگیرد، مرض قلب میگیرد، مرض جنون میگیرد، مرضهای غیر
[١]. رجوع شود به تفسیر السّمرقندی، ج ٣، ص ٥٢٩؛ تفسیر القرآن العظیم، ابنأبیحاتم الرّازی، ج ١٠، ص ٣٤٠٣؛ الکشف و البیان، ج ١٠، ص ١٣٩.
[٢]. رجوع شود به رسالۀ نکاحیّه، ص ١٩ و ٣٦.
[٣]. رجوع شود به رسالۀ نکاحیّه، ص ٢٢ ـ ٣٢.