مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٢٠٨ - سعۀ عفو و رحمت الهی در حکایت پذیرش توبۀ نصوح جوان فاجر
امّا اگر انسان واقعاً از روی جد، پیش خدا بیاید و بگوید: «خدایا، من میخواهم!» و برای انسان خبر بیاورند که دعایت مستجاب نمیشود، انسان باید جواب بدهد که اگر دعای من مستجاب نمیشود، من دنبال چه کسی بروم؟! خدا برای ما یک خدای دیگری درست کند و ما را به او بسپارد، ما سراغ آن خدا میرویم! ولی ما خدای دیگری که نداریم و خدا منحصر به این خدا است، پس باید سراغ این خدا بیاییم!
اگر به انسان بگویند: «تو قابلیّت نداری که دعایت مستجاب بشود!» انسان باید جواب بدهد که مگر آن کسانی که قابلیّت دارند، قابلیّت را از کجا آوردهاند؟ خدا به آنها داده است! پس خدا به ما هم میتواند قابلیّت بدهد.
اگر بگویند: «اینقدر معصیت کردی که معصیتهای تو دیگر قابل آمرزش نیست!» انسان باید جواب بدهد که چرا قابل آمرزش نیست؟ گناه بزرگتراست یا مغفرت پروردگار نسبت به این گناهانی که ما انجام دادهایم؟!
خلاصه، هر وسوسهای که شیطان بکند، انسان باید راهی در مقابلش پیدا کند؛ چون مخلوق خدا و معلّق بر خدا است و قیّومش خدا است. این بنده تمام بارها را بر ساحت مقدّس پروردگار میاندازد و او خودش بر عهده گرفته است که دعا را مستجاب کند. ولیکن اگر انسان را عقب زدند، نباید دست بردارد! باید محکم برود! اگر انسان را از این در رد میکنند، به در دیگر برود؛ از آن در ردّ میکنند، به در دیگر و... . انسان باید سراغ صاحبخانه برود؛ چون صاحبخانه یک نفر بیشتر نیست، دوتا صاحبخانه نیست و دوتا خانه هم نیست!
سعۀ عفو و رحمت الهی در حکایت پذیرش توبۀ نصوح جوان فاجر
در تفسیر صافی در ذیل آیۀ مبارکۀ: (وَٱلَّذينَ إذَا فَعَلُواْ فَٰحشَةً أَو ظَلَمُوٓاْ أَنفُسَهُم ذَكَرُواْ ٱللَهَ فَٱستَغفَرُواْ لذُنُوبهم وَمَن يَغفرُ ٱلذُّنُوبَ إلَّا ٱللَهُ)[١] وارد است:
مَعاذ بن جَبَل یک روز خدمت رسول اکرم در مسجد آمد و عرض کرد: یا رسولالله، جوانی دم در است که مانند ابر بهار گریه میکند و میخواهد
[١]. سوره آل عمران (٣) آیه ١٣٥.