مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٣٢ - لزوم تبعیّت از علم و یقین
نیستند که متّحد باشند و از قبلۀ خاصّی تبعیّت کنند، آنها هم هر کدام از قبلۀ خاصّ خودشان که قبلۀ دیگری است، تبعیّت میکنند. بنابراین تو دنبال قبلۀ خودت برو! قبلۀ تو با قبلۀ آنها یک فرقی دارد؛ قبلۀ تو علمی است، امّا قبلۀ آنها ظنّی و وَهمی است؛ قبلۀ تو یقین و علم و متانت و واقعیّت است، و وجود تو را پر کرده و سنگین کرده است، امّا قبلۀ آنها اهواء است.»
«اهواء» به چیز تو خالی میگویند. هوا لغت عربی است؛ هوا را هم که هوا میگویند، به همین جهت است، چون تو خالی است. اهواء یعنی آنچه در قلب است و خالی است، مستند ندارد، معتمد ندارد، متکّیٰ ندارد، پندار و اندیشههایی است که از ذهن میگذرد و به جایی متّکی نیست. قرآن مجید هر وقت که آراء و افکار افراد منحرف و کافر و ظالم را نشان میدهد، از آنها تعبیر به اهواء میکند.
«خیالات و منویّات و قبلههای اینها اهواء است! بعد از اینکه قبلۀ تو علم و یقین است، اگر دست از این برداری و از قبلۀ آنها تبعیّت کنی که اهواء است، در اینصورت جدّاً از ستمکاران و از ظالمین خواهی بود!»
برای اینکه با وجود علم و یقین، علم و یقین را از دست دادی و از اهواء تبعیّت کردی! طلا را از دست دادی و به طلا نما گول خوردی، روشنی را از دست دادی و در ظلمت زندگی کردی، از آب حیات دست برداشتی و ننوشیدی و دنبال سراب رفتی! فرق بین قبلۀ حق و قبلۀ باطل، همان فرق بین آب و سراب است. اگر کسی بعد از اینکه به آبی رسید که وجدان میکند و میآشامد و میخورد و قلبش از آن آب سیراب میشود و حیات پیدا میکند، این آب را رها کند و دنبال آن سراب برود، این خیلی ظالم است!
میدانید سراب چیست؟ آیا تابستان در بیابان بودهاید؟ وقتی که نزدیک ظهر میشود، یک ساعت یا دو ساعت به ظهر، تابش آفتاب زیاد میشود. این آفتاب که از آن مکان دور روی زمین میتابد، آن ریگها و سنگها و حتّی خاکهای معمولی، درخششی مییابد و متلألئ میشوند و انسان خیال میکند که آن دورها آب است. انسان اینجا ایستاده است، ولی مثلاً در پانصد متر یا هزار متر آن طرف،