مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٩٢ - صبر و تحمّل عجیب رسول اکرم در برابر توطئهها و آزار و اذیّتهای بسیار برخی همسرانشان
داشتند! در مجلس و در حضور پیغمبر، نعالها را برمیداشتند و این دسته به آن دسته میزد؛ پیغمبر هم روی منبر بود! پیغمبر آنها را آرام میکرد.[١] در مقابل پیغمبر میایستادند و جرّ بحث میکردند!
در روایات کثیری از شیعه داریم، و سنّیها هم نقل کردهاند، حتّی من در سیره حلبیّه که از سیرهنویسان سنّی است دیدم که:
عایشه وقتی عصبانی میشد، نسبت به پیغمبر میگفت: أنتَ الّذی تَزعُمُ أنّک رسولُ الله ”تو آن کسی هستی که گمان میکنی پیغمبر خدا هستی!“ تو میگویی: من پیغمبر خدا هستم، و این کار را میکنی؟!»[٢]و[٣]
حفصه دختر عمر با پیغمبر دعوا میکرد، ایشان را ناراحت میکرد، اذیّت میکرد، کار شکنی میکرد، زنها را به جان هم میانداخت و آشوب بهپا میکرد، پیغمبر هم به کسی دستور میدادند که او را به فلانجا بیاورند و بین خودشان و بین او حَکم میگرفتند؛ دنبال جناب آقای والدش، آقای عمر میفرستادند که بیاید و بین پیغمبر و بین دخترش قاضی بشود! آنوقت قداست اینها را ببین! این رسول ما بود! عمر بعضی اوقات دخترش را میزد که چرا با پیغمبر همچنین کاری میکنی![٤] اینطور میکرد! یکچنین کسی بود!
حالا بر سر امّسلمه چه آوردند، دیگر باشد![٥] اگر خوب میخواهید بدانید که
[١]. السّیرة النبویّة، ج ٢، ص ٣٠٠؛ تاریخ المدینة، ج ١، ص ٣٣٢؛ تاریخ الطّبری، ج ١، ص ٦١٤.
[٢]. السّیرة الحلبیّة، ج ٣، ص ٣١٣.
[٣]. جهت اطّلاع بر گوشهای از مخالفتها و اذیّتهای عایشه نسبت به پیغمبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم رجوع شود به جواهر التّاریخ، ج ٣، ص ٦٠٦ ـ ٦٠٨.
[٤]. رجوع شود به مجمع البیان، ج ٨، ص ٥٥٥؛ مسند أبییعلیٰ، ج ١، ص ١٦٠؛ جامع البیان، ج ٢٢، ص ٤١.
[٥]. رجوع شود به سنن النّسائی، ج ٧، ص ٧٠؛ الطّبقات الکبریٰ، ج ٨، ص ٦٣ و ١٣٦؛ أنساب الأشراف، ج ١، ص ٤٢٥؛ المستدرک، ج ٤، ص ١٠٥؛ صحیح البخاری، ج ٣، ص ١٣٢؛ ج ٦، ص ١٦٧ و ١٦٩؛ الکشف و البیان، ج ٩، ص ٨١.