مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ١٥١ - وصیّت امیرالمؤمنین به امام حسن علیهما السّلام در خصوص نحوۀ برخورد با ابن مجلم
عنوان آموزش ندارد، بلکه حال آن حضرت اینطور بود که به ابنملجم که اسیر در دست خود است، نگاه میکرده و میگفت:
باید به اسیر ترحّم کرد! هر جنایتی کرده است، الآن اسیر است؛ او را نباید تشنه گذاشت، او را نباید گرسنه گذاشت! و وقتی من از دار دنیا رفتم، او را آتش نزنید، دست و پای او را نبُرید که در شرع اسلام حرام است![١]
[١]. بحار الأنوار، ج ٤٢، ص ٢٨٧ به نقل از ابوالحسن البکری در مقتل امیرالمؤمنین علیه السّلام، به إسناد خودش از لوط بن یحییٰ، از مشایخش:
«... ثمّ التَفَتَ علیه السّلام إلیٰ وَلَده الحَسَن علیه السّلام و قالَ لَهُ:
”ارفُق یا وَلَدی بأسیرکَ وَ ارحَمهُ و أحسن إلیه و أشفق علیه! أ لا تَری إلیٰ عَینَیه قد طارَتا فی أُمّ رَأسه و قَلبُهُ یَرجُفُ خَوفًا و رُعبًا و فَزَعًا؟!“
فَقالَ لَهُ الحسنُ علیه السّلام: ”یا أباه، قد قَتَلَکَ هَذا اللَّعینُ الفاجرُ و أفجَعنا فیکَ، و أنتَ تَأمُرُنا بالرّفق به؟!“
فَقالَ لَهُ: ”نَعَم یا بُنَیَّ! نَحنُ أهلُ بَیتٍ لا نَزدادُ عَلَی المُذنب إلینا إلّا کَرَمًا و عَفوًا؛ و الرَّحمَةُ و الشَّفَقَةُ من شیمَتنا لا من شیمَته! بحَقّی عَلَیکَ فَأطعمهُ یا بُنَیَّ ممّا تَأکُلُهُ و اسقه ممّا تَشرَبُ، و لا تُقَیّد له قَدَمًا وَ لا تَغُلَّ له یَدًا!
فَإن أنا متُّ فاقتَصَّ منهُ بأن تَقتُلَهُ و تَضربَهُ ضَربَةً واحدَةً و تُحرقَهُ بالنّار، و لا تُمَثّلَ بالرَّجُل، فَإنّی سَمعتُ جَدَّکَ رَسولَالله صلّی الله علیه و آله و سلّم یقولُ: «إیّاکُم و المُثلَةَ، و لو بالکلب العَقور!»
و إن أنا عشتُ فَأنا أولیٰ بالعَفو عنهُ و أنا أعلَمُ بما أفعَلُ به؛ فإن عَفَوتُ فَنَحنُ أهلُ بَیتٍ لا نَزدادُ عَلَی المُذنب إلینا إلّا عَفوًا وَ کَرَمًا!“»
«حضرت علی رو به فرزندش امام حسن علیهما السّلام نمود و به او فرمود: ”ای فرزندم، با اسیرت مدارا کن و به او احسان نما و با او با دلسوزی و شفقت رفتار کن! آیا نمیبینی که چشمانش چگونه در سرش میگردد و قلبش از ترس و وحشت و اضطراب میلرزد؟!“
امام حسن علیه السّلام عرض کرد: ”پدرجان، این ملعون فاجر گناهکار، تو را کشته است و ما را به مصیبت قتل تو مبتلا و دردمند نموده است، و تو به ما امر میکنی که با وی مدارا نماییم؟!“
حضرت فرمود: ”بله ای فرزندم، ما اهلبیتی هستیم که نسبت به کسی که به ما بدی کرده باشد جز با کرم و عفو و بخشش رفتار نمیکنیم، و رحمت و شفقت و دلسوزی از اخلاق و صفات ماست، نه اخلاق او. تو را قسم میدهم به حقی که بر تو دارم، که از آنچه میخوری به او غذا بده و از آنچه مینوشی او را سیراب نما! و پاهایش را در بند نکش و دستانش را در غل و زنجیر نکن!
اگر من از دنیا رفتم او را قصاص نما بدین نحو که وی را بکشی و فقط یک ضربه بزنی و سپس آتش بزنی؛ و این مرد را مثله نکن (یعنی دست و پا و چشم و گوش و بینیاش را نبر)! چون من از جدّت رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم شنیدم که فرمود: «بپرهیزید از مثله کردن، گرچه دربارۀ سگ گزندۀ هار باشد!»
و اگر من زنده ماندم، نسبت به عفو وی سزاوارترم و خودم بهتر میدانم که چگونه با او رفتار کنم؛ پس اگر عفو نمایم، ما اهلبیتی هستیم که نسبت به کسی که به ما بدی کرده باشد جز با عفو و کرم رفتار نمیکنیم!“»