مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٧٣ - کیفیّت تأسّی به سنّتهای پیغمبر اکرم
و چنان است، و ما او را بالاتر از عدالت قبول داریم! شما چگونه عدالت را هم از او قبول ندارید؟!» علاّمه گفت: «حالا یک امتحان کنید؛ بروید به این مخدّره بگویید: ”علاّمه یک عیال دیگر گرفته است!“ اگر تغییر حالی برایش پیدا نشد، خُب عیب ندارد؛ اگر تغییر حالی پیدا شد و سر صدایی کرد، بدانید که اینطور نیست!»
زنها خوشحال شدند و گفتند: ما الآن میرویم و قضیّه را به عیال علاّمه میگوییم و خب او هم میگوید: «سنّت پیغمبر است، گرفته است که گرفته است! چه اشکالی دارد؟!» رفتند و به عیالش گفتند. وقتی رفتند، مشغول درس بود و اتّفاقاً از آن کتابهای درسی که آنوقت همه کتابهای خطّی بود، یکی از کتابهای خود علاّمه را هم باز کرده بود و داشت برای زنها میخواند و درس میداد. تا گفتند: «علاّمه زنی گرفته است!» از بس که عصبانی میشود، کتاب را برمیدارد و در آب میاندازد! و معلوم میشود که قضیّه چیست!
حالا ما همهاش بر زنها نتازیم! در بعضی از مردها هم همینطور، کم بیش از این مسائل هست؛ منتها آنها نسبت به خود و ما هم نسبت به خود، ما در بعضی از جهات و آنها هم در بعضی از جهات!
کیفیّت تأسّی به سنّتهای پیغمبر اکرم
انسان گمان نکند که میتواند داخل در بهشت بشود، آن بهشتی که پیغمبر بوده است و او را در سدرةالمنتهیٰ ملاقات کند، بدون اینکه به او تأسّی کند! حرفهای دیگر همهاش بیخود است؛ انسان باید به پیغمبر تأسّی کند! مطلب این است.
پیغمبر اکرم محاسن میگذاشت، ما هم باید محاسن بگذاریم؛ تمام شد! حالا شما به هزار و یک دلیل بگویید: «چه دلیل شرعی بر گذاشتن محاسن داریم؟[١] روایت ضعیف است، قوی است؛ سیرۀ علما ثابت است، ثابت نیست!» این حرفها به جایی نمیرسد و مجالی ندارد! کسی که پیغمبر را دوست دارد باید مثل پیغمبر باشد!
[١]. جهت اطّلاع بر روایات دالّ بر لزوم محاسن گذاشتن، رجوع شود به من لا یحضره الفقیه، ج ١، ص ١٣٠.