مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ١٦٩ - إخبار امیرالمؤمنین از شهادت خود
تمام این حرفهایی که میزنید خوب است، ولی بهترین روزها و بهترین ساعتها و بهترین سالها آن است که وقتی انسان میخواهد از اینجا حرکت کند و برود، رو سفید باشد، با قلب خوش برود، رویَش متوجّه آن عالم باشد؛ نه اینکه متوجّه این عالم باشد و با قلب منقبض و حسرتزده و ندامتزده از اینجا برود. آن ساعتی از همۀ ساعتها برای انسان پسندیدهتر است که نامۀ اعمال را به دست انسان بدهند و انسان را به همان عوالم قدس دعوت کنند، نه اینکه در زمین مخلّد بماند.[١]
إخبار امیرالمؤمنین از شهادت خود
امشب شب ضربت خوردن آن حضرت است، و واقعاً بر تمام مسلمانها مصیبت بزرگی است.
حضرت در این ماه مبارک در چندین موقع خبر از شهادت خود دادند. یک مرتبه برای حضرت امام حسن و امام حسین و سایر اولاد خود بیان کردند:
یک روز من خدمت پیغمبر بودم و پیغمبر رو به من کرد و فرمود: یا علیّ، أَ تَعرفُ مَن أَشقَی الأوّلین؟ ”آیا میدانی که شقیترین اوّلین (شقیترین همۀ پیشینیان) چه کسی است؟“»
عرض کردم: عاقرُ ناقَة ثَمود؛ «آن کسی که شتر معصوم حضرت صالح پیغمبر را پی کرد و او را کشت.»
پیغمبر فرمود: «یا علیّ، أَ تَعرفُ مَن أَشقَی الآخرین؟ ”آیا میدانی که شقیترین آخرین (شقیترین همۀ پسینیان) کیست؟“»
عرض کردم: «نمیدانم!»
حضرت دست به محاسن من زد و فرمود: «مَن یَخضبُ هذه من هذه! ”آن کسی که محاسنت را از خون یافوخ سر (جلوی سر) خضاب میکند! او شقیّترین افرادی است که در آخرالزّمان خواهد آمد!“»[٢]
«یافوخ» به این مقدّمۀ جلوی سر میگویند؛ بچّههایی که متولّد میشوند تا مدّتی
[١]. المواعظ العددیّة، عیناثی، ص ٢٠٩، با قدری اختلاف.
[٢]. شواهد التّنزیل، ج ٢، ص ٤٣٥؛ المعجم الکبیر، طبرانی، ج ٨، ص ٣٨؛ با قدری اختلاف در مصادر.