رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ٨١ - در بیان کیفیت ازدواج زهره زهرا
قرار به این مطلب داد هر وقت که در مقام اظهار خواهش خود بر می آمد حیا مانع و سدّ راه و به این جهت این امر میمون در عرضه تعویق می افتاد تا آنکه روزی ابوبکر و عمر و سعد معاذ در مسجد رسول٦ نشسته بودند سخنی در خصوص مزاوجت حضرت زهرا٣ در میان آوردند و هر یک از ایشان سخنی ادا نمودند از آن جمله ابوبکر گفت:
اشراف و اعاظم قریش در مقام خواستگاری زهرا٣ برآمدند و حضرت در جواب ایشان فرمود: که امر نور دیده ام با پروردگار است به هر که خواهد و اراده فرماید تزویج خواهد نمود. و کسی که در این عرض در این باب سخنی با پیغمبر٦ در میان نیاورده و درباره او نیز احدی گفتگویی با آن سرور ننموده حیدر صفدر٧ است. و گمان دارم که چیزی دیگر مانع نشده است او را، مگر بی چیزی و تنگ دستی برخیزید تا برویم علیّ٧ را بر این بداریم که خواستگاری نماید فاطمه٣ را از پیغمبر٦ و من یقین می دانم که جناب اقدس الهی و حضرت اقدس نبوی٦ فاطمه٣ را نگاه نداشته اند مگر از برای علیّ٧ و اگر به اعتبار تنگدستی عذر آورد او را ببذل مال اعانت و امداد نمائیم.
سعد معاذ گفت: ای ابوبکر بسیار درست دیده و آن چه گفتی حق و پسندیده است این سه شخص بر خواسته و به اتفاق یکدیگر روانه حجره شرف حیدر صفدر٧ شدند آن حضرت را در خانه نیافتند و بعد از تحقیق بر ایشان معلوم شد که آن بزرگوار شتر خود را برداشته و به باغ یکی از انصار رفته تا به اجرت آب بکشد پس متوجّه آن باغ شدند و چون به خدمت آن حضرت رسیدند.
حضرت فرمود: که برای چه کار آمده اید و به چه حاجت قدم رنجه نمودید؟
ابوبکر گفت: ای ابوالحسن٧ هیچ صفتی از صفات حمیده نیست مگر این که تو در آن بر دیگران سبقت گرفته و هیچ خصلتی از خصال پسندیده در نظر نمی آید که تو در